توی این متن میخوام کمی از روحیهای که یه مارکتر باید داشته باشه، برای تازهکارها و علاقهمندان به فیلد مارکتینگ، بگم تا با آگاهی بیشتر وارد مسیر حرفهای خودشون بشن. امیدوارم که به کارتون بیاد و بتونید که خودتون رو با این توصیهها وفق بدید و تا جای ممکن بهش عمل کنید و در نهایت اونقدری رشد کنید که تبدیل یه مارکتر حرفهای و شاخص بشید انشاالله...

چرا از روحیه میخوام بگم؟
مارکترهای حرفهای یه سری ویژگیهای مشترک دارن که خیلی راحت میشه تشخیصشون داد! وقتی این ویژگیها رو تو خودت پرورش بدی، خیلی سریع میتونی بین بهترینهای این حوزه جا باز کنی.
جالبه بدونی مارکترهای باتجربه همدیگه رو سریع میشناسن - کافیه نحوه فکر کردن، برخورد با چالشها و واکنش به شکستها رو ببینن، فوری میفهمن طرف از خودشونه یا نه!
این ویژگیها فراتر از مهارتهای فنیه؛ یه جور روحیه و طرز فکره که بین همه حرفهایهای این صنف مشترکه.
از طرف دیگه راه مارکتینگ، راه سختیه، ولی رشد و ماندگاری و کسب نتیجه در این حوزه، خیلی خیلی به روحیهٔ کسی که وارد اون میشه داره. برای همین سعی میکنم به اختصار کمی از نیازمندیهای حوزه مارکتینگ رو از دید خودم در ادامه براتون بگم.
کسی که میخواد در این حوزه کار کنه، باید خودشو آماده یادگیری مهارتهای زیادی کنه...
چرا که همیشه انتظار رشد زیاد و کسب نتایج قابل توجه از این تیم هست. طوری که چشم همه شرکتها برای دیدهشدن محصول و خدمات و رشدشون، اول از همه به تیم مارکتینگشونه. دلیلش هم اینه که رشد محصول و برندینگ یه شرکت خب وظیفهٔ اصلی تیم مارکتینگ هست.
هرچه تیم مارکتینگ قویتر... جایگاه شرکت در بازارش هم بزرگتر...

عموم افراد مارکتینگ رو به چه چیزی میشناسن؟
عمدتاً وقتی اسمی از مارکتینگ میاد، یاد طرحهای کمپینهای بزرگ و وایرال شده خلاقانه و اثرگذار در سطح کلان میافتیم. اما مارکتینگ فقط خلاقیت و ایدهپردازی نیست؛ و البته مارکتینگ هم همیشه معجزه نمیکنه!
چیزی که خیلی کلیدی و مهمه اینه که؛
مارکتینگ ترکیبی از مهارتهای قابل اندازهگیری + روحیهای هست که باعث میشه هیچوقت از مسیر رشد خارج نشی.
مارکتینگ یه فعالیت به شدت ongoing و به هم پیوسته و یکپارچه در بلندمدت هست که منجر به کسب نتایج بزرگ میشه.
به دلیل انتظارهای بزرگ و خلاقانه متعدد از مارکتینگ، این راه یه راه پر از چالشهای مختلفه که باید بتونی هندلش کنی. اما اگه یه مارکتر حرفهای باشی حتماً میتونی نتیجه مورد نظر رو کسب کنی.
ویژگیهای کلیدی یک مارکتر حرفهای چیه؟
✅ یک مارکتر حرفهای باید این روحیات و ویژگیها رو که در ادامه میگم حتماً داشته باشه و سعی کنه این طرز فکرها و نوع نگاه به کارش در خودش پرورش بده:
🔰 داشتن روحیهٔ جنگنده و پرانرژی و به شدت انگیزهمند:
مهمترین ویژگی و روحیهای که یه مارکتر باید داشته باشه، داشتن یه روحیهٔ جنگنده و پرانرژی و انگیزهمندعه مداومه؛ اینکه تونسته باشه توان دوباره بلند شدن بعد از هر ناکامی و ادامه دادن با انگیزه مضاعف رو در خودش و شخصیتش و رویکردش به کار نهادینه کرده باشه. حتی اگه دید که کسی اطرافش و از همکارهاش هم این روحیه رو نداره، به راه درست هدایتش کنه و بهش انگیزه رقابتی بده.
🔰 یادگیری مداوم و کنجکاوی:
یه مارکتر حرفهای باید به صورت مداوم و هر روزه اقدام به یادگیری و کنجکاوی در کسب مهارتهای جدید حوزه مارکتینگ داشته باشه و البته در کارهای روزمرهش هم از یادگیریهاش استفاده کنه. میدونی که این مهارتها و ابزارها در دنیای مارکتینگ تمومی نداره و تو هیچوقت نمیتونی یه آدم کامل از منظر کلیه ابزارها باشی. پس همیشه جای رشد و یادگیری توی این فضا برای تو مهیا هست. فقط باید بخوای که واردش بشی.
🔰 همدلی با کاربر و کشف مشکلات واقعی کاربر:
تو به عنوان یه مارکتر باید بتونی با کاربر هدفت همدلی کنی و نیازهای واقعیاش رو کشف کنی، یعنی درک درستی از مشکلات واقعی کاربر (real pain-points) داشته باشی و درواقع به بهبود توسعه محصولات شرکتت کمک کنی. تو باید محصولی رو پروموت کنی که واقعاً مشکلی رو از کاربر هدفت برطرف کنه! نه اینکه صرفاً مجری معرفی محصولاتی باشی که هیچ نیازی رو برطرف نمیکنه! مسئول هرگونه معرفیای تو هستی. پس اگه میبینی محصولی بهت ارجاع شده که خیلی کامل نیست و یا پر از اشکاله و یا هیچ مسئلهای از کاربر هدفت رفع نمیکنه، وظیفهٔ توعه که فیدبکهای لازم رو به تیم محصول ارائه بدی و حتی برای این موضوع میتونی از انواع روشهای تحقیق در بازار برای شناخت کاربر هدفت (مثل پرسشنامه و یا مصاحبه و ...) استفاده کنی.
🔰 چابک در تغییر و تست سریع:
در مسیر تست سریع اقدامات مختلف در مارکتینگ و تغییر احتمالی اونها، تو باید مهارتهای لازم رو داشته باشی! یعنی که اگه دیدی یه مسیر جواب نمیده، به این مسیر نچسبی و سریع پیشنهاد جدیدی بدی و نذاری کار مارکتینگ روی تصمیمهای اشتباه بمونه. یعنی تلاش کنی که از نزدیکبینی بازاریابی دور باشی! قرار نیست تا ابد یه مسیر به بیزنست جواب بده. تا دلت بخواد مسیر رشد هست. فقط باید کوچیک کوچیک و متعدد تست کنی و از نتایجی که کسب کردی بهترین راهی که داشتی رو برای معرفی بزرگتر محصول انتخاب کنی.
🔰 داشتن تابآوری در کسب نتیجه:
در مسیر رسیدن به نتیجه صبر داشته باش! یادت باشه این مسیر، خیلی هموار نیست. ممکنه زیاد به در بسته بخوری! ملالی نباشه برات! تو باید انقدر اقدامات مختلفی رو انجام بدی که نتیجهای که میخوای رو در نهایت کسب کنی! راههای مختلف رو تست کن و روی یه مسیر نمون! فکر کن... فکر کن... فکر کن... البته اینجا یه تبصره هست، که نباید تلاشهات اینجوری باشه که انگار داری به هرقیمتی به نتیجه فکر میکنی. قراره که راه درست رو که بیشترین نتیجه درست و هدفمند رو بهت میده پیدا کنی.
🔰 نتیجهمحوری بهجای فعالیتمحوری:
یادت باشه توی مارکتینگ انتظار از تو اینه که از معرفی و کمپینهات بتونی نتیجهٔ هدف بیزنس رو بگیری! قرار نیست انجام ۵۰۰ کار مختلف بشه هدفِ تو. تو ۵۰۰ کار مختلف رو انجام میدی که به نتیجهٔ هدف برسی. پس همیشه ذهنت رو روی هدف و کسب نتیجه درست و هدفمند متمرکز کن.

در نهایت:
مارکتر موفق کسیه که بعد از هر بار شکست، با نسخهٔ قویتری از خودش برمیگردد و شک نکن که همین روحیه، نتایج بزرگی رو برای تو و سازمانت میسازه.
تو کدوم یکی از این ویژگیها رو داری؟ تا حالا تجربه یا چالش خاصی در مسیر شغلیات داشتهای که بخواهی با بقیه به اشتراک بگذاری؟
خوشحال میشم اگر تجربیات، ایدهها یا چالشهایی که در این ارتباط داشتی رو در کامنتها با من و دیگران درمیان بذاری!