ویرگول
ورودثبت نام
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدیبرنامه نویس۴۴ساله. از مدرک MCSD دات نت سال 2002 شروع کردم البته بعد از لیسانس و تمام عمرم رو در مدیریت با ابزار های شیرپوینت و MSPS و CRM و غیره گذراندم. https://zil.ink/sabert
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدی
خواندن ۳ دقیقه·۱ سال پیش

آزادی شعاری یا واقعی مساله این است.؟

آزادی… واژه‌ای شیرین، دل‌فریب و در عین حال پیچیده است.


مواظب باشید به نام آزادی ممکن است آزادی را سلب کنند.

اما واقعاً آزادی یعنی چه؟ آیا به معنای آن است که هر کس هر کاری که دلش خواست، بکند؟ آیا می‌توان نام بی‌قیدی و بی‌مسئولیتی را آزادی گذاشت؟

بگذارید از ریشه‌ها آغاز کنیم. بسیاری از ما آزادی را در رفع محدودیت‌های بیرونی می‌دانیم: حصار، زندان، قید، قانون. اما آیا رهایی از این بندها، انسان را واقعاً آزاد می‌کند؟ یا شاید آزادیِ واقعی، درونی‌تر و ژرف‌تر از این حرف‌هاست؟


به نظرم باید نگاه استراتژیک داشت. نگاه جزئی نگر درکی از آثار بلند مدت بعضی شعار های فیک باز میدارد

انسانی که ذهنش درگیر پیشرفت خودش و جامعه اش است، انسانی که شبانه‌روز به دنبال راهی برای صلح، بهبود جهان، و ارتقای زندگی انسان‌هاست… آیا این انسان آزادتر نیست؟

آیا این انسان از کسی که تنها دغدغه‌اش، نمایش بدنش یا روابط متعدد عشقی و جنسی یا تعقیب لذت‌های زودگذر است؟ آیا کسی که با ذهنی آگاه، درگیر مسائل جهان است، گرفتار است یا آزاد؟

اسلام -و بسیاری از نظام‌های فکری و فرهنگی جهان- تا زمانی که انسان در حریم شخصی خود است، به امورش کاری ندارد. اما داستان از جایی شروع می‌شود که ما تصمیم می‌گیریم آنچه را شخصی است، عمومی کنیم. وقتی رفتارهایی را تبلیغ می‌کنیم که در درازمدت می‌توانند به سلامت روانی، تربیتی، خانوادگی، و حتی اقتصادی جامعه آسیب بزنند، دیگر مسئله صرفاً «آزادی فردی» نیست.


در این نقطه، آتش انتخاب‌های منفی، دامن بسیاری را می‌گیرد. جامعه از حالت بهینه‌اش خارج می‌شود. خانواده‌ها فرو می‌پاشند، نسل سالم آینده تضعیف می‌شود، و آینده فرهنگی و اقتصادی‌مان به خطر می‌افتد.

سوال بنیادین اینجاست:

اگر انسان را کاملاً رها کنیم تا هر کاری خواست انجام دهد، کجا باید ترمزش را کشید؟ آزادی تا کجا به نفع جامعه است و از کجا به بعد، تبدیل به سم می‌شود؟

واقعیت این است که در شرق و غرب، همه با اصل ماجرا موافقیم: هیچ آزادی مطلقی بدون مرز وجود ندارد. همه‌چیز به «نقطه‌ی امن» و «مرزهای مشخص» بستگی دارد.

و باز می‌پرسیم:

انسانی که ذهنش را وقف پول کرده، آن هم به هر قیمتی، چه بر سرش آمده؟ آیا او آزاد است یا برده‌ای در بند وسوسه‌های مدرن؟

باید یک تصمیم همه بگیریم که هر چیزی که برای آینده جهان ارزش افزوده ندارد را کنار بگذاریم

و فرهنگ سازی کنیم و علتش و عاقبتش و عبرتش را تا میتوانیم منتشر کنیم

آزادی واقعی، درکی عمیق از رابطه‌ی انسان با خود، با دیگران، و با آینده‌ی مشترک ماست. آزادی واقعی یعنی فرد بتواند شکوفا شود، اما نه به قیمت سقوط جامعه.

شکوفایی بشر یعنی استفاده از ۵ درصد ذهن؟ تا وقتی گرفتار این مسایل هستیم ژنتیک ما هم جهش نمیکند. باید این هدف را جدا مطرح کنیم. ما باید از طریق رفتار های درست کاری کنیم ژنتیک نسل آینده ی ما ۹۵ درصد دیگر از مغز و تواناهایی پنهان دیگر را شکوفا کند

تا وقتی به این وضع کنونی راضی هستیم و چشم انداز روشنی از وضعیت واقعی ظهور نداریم و از ظرفیت های پنهان انسانی آگاه نیستیم به جایی نمیرسیم.

ما اگر به قدرت های واقعی روحی و ذهنی انسان پی ببریم هوش مصنوعی را تهدید نمیدانیم.

بیا با هم این پرسش را جدی‌تر بگیریم.

کدام آزادی به ما قدرت ساختن می‌دهد؟ و کدام آزادی، آرام‌آرام همه‌چیز را از ما می‌گیرد؟

پاسخ در آینه‌ی خرد جمعی نهفته است. کافی‌ست نیک بنگریم. و عمیق به توصیه قرآن که تدبر است رجعت کنیم.

سید صابر طباطبایی یزدی

آزادیاسلامزن زندگی آزادیغربظهور
۲
۰
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدی
برنامه نویس۴۴ساله. از مدرک MCSD دات نت سال 2002 شروع کردم البته بعد از لیسانس و تمام عمرم رو در مدیریت با ابزار های شیرپوینت و MSPS و CRM و غیره گذراندم. https://zil.ink/sabert
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید