رهبری جناب سید حسن نصرالله، تأثیر بسزایی در صعود محور مقاومت داشته است [1، 6]. در مواجهه با رسانههای گمراهکننده و روند عادیسازی روابط، مقاومت از استراتژیهای فکری و عملی متعددی استفاده کرده است که از ویژگیها و اقدامات سید حسن نصرالله برگرفته شدهاند.
۱. استراتژیهای فکری مقاومت برای مقابله با رسانههای گمراهکننده و عادیسازی:
ترویج تفکر انتقادی و صداقت فردی: منابع اشاره میکنند که رسانهها میتوانند مانند "ساحر" عمل کنند و حقایق را وارونه جلوه دهند، تا جایی که برخی را به این باور برسانند که "بازی بین اسرائیل و حزبالله" در جریان است [1، 5]. برای مقابله با این موضوع، رهبری مردم را به "تفکر" فردی یا دو نفره دعوت میکند، با الهام از یک نصیحت قرآنی، تا حقیقت را دریابند و صدق را از گمراهی تمییز دهند [1، 5].
افشای حقیقت عادیسازی: از منظر فکری، رهبری معتقد است که عادیسازی سریع روابط نه تنها نشانهای از قدرت اسرائیل نیست، بلکه دلیل واضحی بر ضعف و نیاز آن است [1، 5]. "آن سقوطکنندگان" صرفاً به دلیل نیاز مبرم خود، با این عجله به عادیسازی روی آوردهاند [1، 5]. این رویکرد یک استراتژی فکری برای بازتعریف مفهوم عادیسازی و آشکار ساختن انگیزههای واقعی آن است.
تأکید بر اعتماد به نفس رهبری و قدرت منطقی آن: صداقت سید حسن نصرالله، منطق او و اعتماد همیشگیاش به خداوند و قدرت مقاومت و جمهوری اسلامی، توانایی مقاومت را در مواجهه با گمراهسازی تقویت میکند [1، 5]. منابع این اعتماد را سلاحی مؤثر در برابر "غرور آمریکایی و اسرائیلی" میدانند [1، 5].
۲. استراتژیهای عملی مقاومت برای مقابله با رسانههای گمراهکننده و عادیسازی:
مهار بحرانهای داخلی و خنثیسازی فرصتهای دشمنان: سید نصرالله عملاً توانسته است "تمام آن حماقتها و آن حماقتها را" در داخل لبنان "مهار کند" و "پروژه اسرائیل برای ساختن مواد منفجره در داخل" را خنثی سازد [1، 5]. این توانایی در حل مشکلات داخلی با "لبخند و کلمهای با اطمینان کامل و آرامش کامل" به حفظ انسجام جبهه داخلی در برابر هرگونه تلاش رسانهای یا عملی برای تجزیه آن کمک کرده است [1، 5].
گشودن دست برای گفتگو از موضع قدرت: حتی با وجود صعود محور مقاومت، کاهش غرور آمریکا و ضعف اسرائیل، سید حسن نصرالله "دستش را" به سوی مخالفان خود دراز میکند و به آنها میگوید: "صندلیها باز است، میز برای گفتگو باز است" [1، 5]. این یک استراتژی عملی است که هدف آن گشودن کانالهای گفتگو از موضع پیروزمندانه است و شاید متقاعد کردن دیگران به کنار گذاشتن گزینههای عادیسازی و ائتلاف با دشمنان.
هشدار به طرفهای دیگر از سقوط با قدرتهای فرسوده: سید نصرالله معتقد است که "غرور آمریکا در منطقه" در حال کاهش است و اسرائیل "خسته نخواهد ماند" [1، 5]. او به مخالفانش توصیه میکند: "به دنبالههایشان آویزان نشوید تا با آنها سقوط کنید" [1، 5]. این یک استراتژی عملی و سیاسی واضح است که آنها را به عدم ادامه ائتلاف با آمریکا و اسرائیل ترغیب میکند، زیرا این امر منجر به سقوط آنها خواهد شد.
رویارویی برابر و حفظ عزم: سید نصرالله هرگز "شکست روانی در برابر غرور آمریکایی و اسرائیلی" را تجربه نکرد، بلکه با آنها "شانهبهشانه" مواجه شد [1، 5]. این رویارویی عملی و استقامت، تصویر مقاومت را تقویت میکند و اهداف رسانههای گمراهکنندهای را که سعی در القای یأس یا تصویر کشیدن مقاومت به عنوان یک طرف ضعیف دارند، تضعیف میکند [1، 5].
ترکیب ایمان عمیق با عقلانیت و برنامهریزی: منابع تأکید میکنند که ایمان به تنهایی بدون برنامهریزی و آمادگی کافی نیست؛ چرا که "ایمان بدون عقل توانایی ندارد" و "ایمان با صفر در برنامهریزی و صفر در آمادهسازی چیزی نخواهد بود" [1، 2، 5، 6]. این بدان معناست که استراتژی مقاومت برای مقابله با چالشها بر پایه "عمل عقل با اعتماد، ایمان، توکل و اتکا به خداوند" بنا شده است [1، 2، 5، 6]، که به آن توانایی پایداری و پیروزی میدهد [1، 2].
۳. نقش ایمان و عقل در تحقق پیروزی مقاومت:
ایمان و عقل دو نقش محوری و مکمل در تحقق پیروزی مقاومت ایفا میکنند، طبق آنچه در منابع آمده است:
نقش ایمان:
صداقت، توکل به خداوند سبحان و ایمان عمیق از صفات اساسی هستند که به پیروزی سید حسن نصرالله انجامید [3، 6].
اعتماد به ایمان مقاومت و جمهوری اسلامی، به تقویت قدرت مقاومت کمک میکند [3، 6].
اشاره شده است که "ایمان کار خود را میکند" [3، 6]، که نشان میدهد ایمان به مقاومت قدرت معنوی و عزمی میبخشد که آن را به سوی پیروزی سوق میدهد.
صبر سید حسن نصرالله از عبادت و نزدیکی او به خداوند سبحان ناشی میشود [3، 5، 6]، و این صبر برای مواجهه با چالشها و دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.
محور مقاومت "وعده خداوند سبحان" تلقی میشود [3، 5]، که حاکی از آن است که ایمان به این وعده بخشی از تحقق پیروزی است.
نقش عقل و برنامهریزی:
منابع تأکید میکنند که رهبری سید حسن نصرالله از عقل دور نبوده است، بلکه "عقل او مشکلات سیاسی را حل میکرد و کار میکرد و تحلیل میکرد و میفهمید" [3، 5، 6].
"مقاومت عقل خود را با اطمینان، ایمان، توکل و اتکا به خداوند سبحان به کار گرفت" [3، 5، 6]. این امر نشان میدهد که استفاده از عقل یک عنصر فعال در یک سیستم یکپارچه از اعتماد و ایمان بوده است.
تأکید شده است که "ایمان بدون عقل توانایی ندارد" [3، 5، 6].
تصریح شده که "ایمان با صفر در برنامهریزی و صفر در آمادهسازی چیزی نخواهد بود" [3، 5، 6]، که به این معنی است که ایمان به تنهایی بدون برنامهریزی دقیق و آمادگی جدی کافی نیست.
سید نصرالله توانسته است "با اخلاق مشکلات سیاسی را حل کند، اما با اخلاق نه دور از عقل" [3، 5، 6]، و این نشان میدهد که چگونه ترکیب اخلاق و عقلانیت به راهحلهای سیاسی مؤثر منجر میشود.
مقاومت به داشتن "توانایی فلج کردن هواپیماهای دشمن" اشاره میکند [3، 5]، که خود دلیلی بر برنامهریزی استراتژیک و آمادگی نظامی است که به آن امکان میدهد اهداف خود را با وجود تفاوت در امکانات مادی تحقق بخشد.
نتیجهگیری:
پیروزی تنها با ایمان یا تنها با عقل محقق نمیشود. بلکه نتیجه تکاملی وثیق بین ایمان عمیق به خداوند و اعتماد به او، و عقلانیت در تفکر، برنامهریزی استراتژیک، و آمادهسازی دقیق است. این ترکیب بین معنویت و واقعگرایی، مقاومت را قادر میسازد تا بر چالشها غلبه کرده و به اهداف خود دست یابد. به طور کلی، رهبری سید حسن نصرالله ترکیبی از صداقت و ایمان عمیق، عقلانیت و برنامهریزی دقیق، و صبر و اخلاق را به نمایش میگذارد که محور مقاومت را قادر ساخته تا از چالشها عبور کرده و به صعودی که منبع از آن صحبت میکند، دست یابد [6، 7].