ویرگول
ورودثبت نام
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدیبرنامه نویس۴۴ساله. از مدرک MCSD دات نت سال 2002 شروع کردم البته بعد از لیسانس و تمام عمرم رو در مدیریت با ابزار های شیرپوینت و MSPS و CRM و غیره گذراندم. https://zil.ink/sabert
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدی
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

ایده بریم بسکتبال. پلتفرم ورزشی.

چگونه یک ایده ورزشی ساده به یک استراتژی دقیق تبدیل شد؟ ۴ درس کلیدی از پروژه «بریم بسکت»

در شکل اولیه‌اش، «بریم بسکت» یک چشم‌انداز گسترده برای ۵۴ ورزش بود که با مجموعه‌ای از سوالات پراکنده به عموم عرضه شد. پنج سال بعد، همان ایده به موضوع یک تحلیل استراتژیک دقیق تبدیل شد. این مقاله، داستان این چرخش حیاتی از جاه‌طلبی گسترده به اجرای حساب‌شده را روایت می‌کند؛ سفری که هر کارآفرینی می‌تواند درس‌های ارزشمندی از آن بیاموزد.

بسیاری از ما تجربه داشتن یک ایده استارتاپی هیجان‌انگیز را داشته‌ایم؛ ایده‌ای که در ذهن ما بی‌نقص به نظر می‌رسد اما با اولین تلاش برای اجرا، در پیچیدگی‌های بی‌پایان گم می‌شود. از کجا شروع کنیم؟ کدام قابلیت‌ها ضروری هستند؟ چگونه آن را به درآمد برسانیم؟

پروژه «بریم بسکت» (BerimBasket) یک مطالعه موردی جذاب از چگونگی تبدیل یک مفهوم خام به یک نقشه راه عملی است. این مقاله چهار درس استراتژیک کلیدی از این سفر را بررسی می‌کند؛ درس‌هایی که به ما نشان می‌دهند چگونه می‌توان یک ایده بزرگ را پالایش کرد، بر ارزش اصلی آن متمرکز شد و با هوشمندی آن را فازبندی کرد.

۱. قدرت تمرکز: از ۵۴ ورزش به ۳ قابلیت کلیدی

اولین مانع استراتژیک، جاه‌طلبی بیش از حد خود محصول بود؛ مشکلی که به درستی «مشکل ۱: شلوغی محصول» نام‌گذاری شد. ایده اولیه برای پشتیبانی از ۵۴ رشته ورزشی، اگرچه جذاب بود، اما می‌توانست به راحتی محصول را به یک ابزار پیچیده و غیرقابل استفاده برای کاربر اولیه تبدیل کند. راهکار، مبارزه با این پیچیدگی و تمرکز مطلق بر سه قابلیت اصلی برای ساخت یک محصول حداقلی قابل عرضه (MVP) بود.

این سه قابلیت به گونه‌ای انتخاب شدند که یک چرخه ارزشمند و کامل برای کاربر ایجاد کنند:

  • پیدا کردن بازیکن/پارتنر برای تمرین یا بازی

  • پیدا کردن سالن/زمین و رزرو

  • ثبت نتایج مسابقه + پروفایل بازیکن

این تمرکز دقیق به این معنا بود که تمام ویژگی‌های دیگر، از جمله بخش‌هایی مانند مربیان، دوره‌های آموزشی، لیگ‌ها و استعدادیابی، به صورت یک «کامیونیتی ماژول» برای فازهای بعدی برنامه‌ریزی شدند.

"همین سه مورد ارزش واقعی ایجاد می‌کنند و چرخه کاربر → زمین → بازی → نتیجه را کامل می‌کند."

این تمرکز بی‌رحمانه، یک استراتژی کلاسیک MVP است که از «جوشاندن اقیانوس» توسط استارتاپ‌ها جلوگیری می‌کند و تضمین می‌کند که سرمایه اولیه صرف اعتبارسنجی مهم‌ترین سفر کاربر می‌شود.

۲. چالش رتبه‌بندی: راهکاری هوشمندانه برای سنجش مهارت بدون ترساندن کاربران

هر پلتفرم ورزشی اجتماعی با «چالش سطح‌بندی مهارت» روبرو است. چگونه می‌توان مهارت بازیکنان آماتور را بدون ترساندن آن‌ها یا معرفی الگوریتم‌های پیچیده در ابتدای کار، رتبه‌بندی کرد؟ راهکار «بریم بسکت» یک نقشه راه سه فازی هوشمندانه است که از سادگی مطلق شروع می‌شود و به تدریج به پیچیدگی می‌رسد.

فاز اول بر یک فرآیند دو مرحله‌ای ساده و سریع استوار است: ابتدا کاربر سطح خود را به صورت شخصی (مبتدی، متوسط، پیشرفته) انتخاب می‌کند و پس از چند بازی، سیستم میانگین امتیازی که رقبا به او داده‌اند را به عنوان یک بازخورد دوستانه نمایش می‌دهد. این روش، فرآیند را برای کاربر جدید آسان و غیررسمی نگه می‌دارد.

"رقبا می‌گویند سطح شما 3.8/5 است."

فاز دوم، یک سیستم «امتیاز Elo ساده» مشابه شطرنج را معرفی می‌کند که در آن هر برد و باخت تأثیر کوچکی بر رتبه بازیکن دارد. در نهایت، فاز سوم به سراغ راهکارهای پیشرفته‌تری مانند ارزیابی سطح مهارت از طریق ویدیو توسط مربیان یا هوش مصنوعی می‌رود. این رویکرد تدریجی نشان می‌دهد که چگونه می‌توان یک مشکل پیچیده را با راه‌حلی ساده در مراحل اولیه حل کرد و برای بلوغ محصول در آینده برنامه‌ریزی نمود.

۳. معماری هوشمندانه برای آینده: راز پشتیبانی از ۵۰ ورزش با صفر تغییر در کد

چالش فنی اصلی پروژه این بود: چگونه می‌توان سیستمی ساخت که امروز برای بسکتبال کار کند و فردا بدون نیاز به بازنویسی کامل کد، از تنیس، فوتبال و ده‌ها ورزش دیگر نیز پشتیبانی کند؟

راه‌حل ارائه شده، یک معماری پایگاه داده عمومی (Generic) و آینده‌نگر بود. به جای ساختن جداول مجزا در دیتابیس برای هر ورزش، یک ساختار جهانی طراحی شد که می‌توانست داده‌های هر ورزشی را در خود جای دهد. در این معماری، جزئیات مخصوص هر ورزش - مانند قوانین، روش‌های امتیازدهی یا زمان بازی - به صورت انعطاف‌پذیر و در قالبی به نام JSON ذخیره می‌شوند. این رویکرد یک مزیت فوق‌العاده بزرگ به همراه دارد:

"اضافه شدن هر ورزش جدید = 0 تغییر کد"

این استراتژی فنی به این معناست که سیستم به شدت کارآمد، مقیاس‌پذیر و آماده برای آینده است. برای یک استارتاپ نوپا، چنین آینده‌نگری فنی فقط یک طراحی زیبا نیست، بلکه یک اقدام عظیم برای صرفه‌جویی در هزینه‌هاست که رشد مقیاس‌پذیر را بدون نیاز به یک تیم مهندسی بزرگ برای هر بازار جدید ممکن می‌سازد.

۴. استراتژی دو مسیره: چگونه با تمرکز بر کاربران، از کسب‌وکارها درآمدزایی کنیم؟

تعامل با نهادهای رسمی مانند فدراسیون‌های ورزشی، اگرچه می‌تواند اعتباربخش باشد، اما اغلب فرآیندی کند و بوروکراتیک است. وابستگی به این نهادها در ابتدای کار می‌تواند رشد یک استارتاپ را فلج کند. برای عبور از این مانع، یک استراتژی هوشمندانه دو مسیره پیشنهاد شد.

  • مسیر A (اصلی - B2C): تمرکز کامل در فازهای اولیه بر روی کاربران عادی و ورزشکاران آماتور است. هدف اصلی در این مسیر، ساختن یک محصول جذاب و کاربردی برای پیدا کردن هم‌بازی و رزرو زمین است.

  • مسیر B (فرعی - B2B): همزمان، این استراتژی تشخیص می‌دهد که «درآمد واقعی از اینجا می‌آید». درآمد اصلی و پایدار در بلندمدت از بخش حرفه‌ای و کسب‌وکارها (B2B) حاصل خواهد شد.

برخی از جریان‌های درآمدی پیش‌بینی شده در مسیر B عبارتند از:

  • فروش اشتراک مربیان

  • فروش صفحات حرفه‌ای باشگاه

  • فروش رزرو زمین

در واقع، مسیر A برای ساختن دارایی اصلی پلتفرم یعنی «جامعه کاربری فعال» طراحی شده است. پس از شکل‌گیری این جامعه، مسیر B برای کسب درآمد از این دارایی از طریق شرکای تجاری فعال می‌شود. این استراتژی دو مسیره، مدل کسب‌وکار را به طور مؤثری کم‌ریسک می‌کند؛ زیرا به استارتاپ اجازه می‌دهد تا بدون اینکه اسیر چرخه‌های فروش کند B2B شود، به سرعت رشد کند.

حرف آخر:

سفر پروژه «بریم بسکت» از یک ایده خام برای «۵۴ ورزش» تا یک نقشه راه دقیق و فازبندی‌شده، یک درس بزرگ را به ما یادآوری می‌کند: موفقیت یک ایده نه در بزرگی اولیه آن، بلکه در توانایی پالایش، تمرکز و اجرای هوشمندانه آن نهفته است. چهار استراتژی بررسی شده همگی بر یک اصل مشترک استوارند: تبدیل پیچیدگی به سادگی عملی.

تحول «بریم بسکت» نشان می‌دهد که مهم‌ترین گام پس از داشتن یک ایده خوب، برداشتن قلم و تبدیل آن چشم‌انداز گسترده به یک برنامه قدم‌به‌قدم، قابل اندازه‌گیری و واقع‌بینانه است.

کدام ایده شما با چنین رویکردی می‌تواند از یک رویا به یک پروژه واقعی تبدیل شود؟

ایدهورزشیکاربردوره‌های آموزشیرشد استارتاپ
۷
۱
صابر طباطبائی یزدی
صابر طباطبائی یزدی
برنامه نویس۴۴ساله. از مدرک MCSD دات نت سال 2002 شروع کردم البته بعد از لیسانس و تمام عمرم رو در مدیریت با ابزار های شیرپوینت و MSPS و CRM و غیره گذراندم. https://zil.ink/sabert
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید