من دقیق متنش رو یادم نمیاد
وا اماماه وا اماماه وا للشهید وا للحسین ایقضی ذبیحا ربیب الجلیل غریبا ینادی علی من معین فیاتی سداه یلبی النداه و واه حسین و واه حسین. یک تواشیحی بود توی دبیرستان ما در مسابقات منطقه ی شش سال 76 وقتی 16 سالم بود از طرف مدرسه ی علامه طباطبایی میخوندیم هر چی فکر میکنم که این تواشیح چرا هیچ اثری ازش توی اینترنت نیست و mp3 اش نیست و حتی متن شعرش هم نیست نمیفهمم چرا. چون یادمه معلم تواشیح ما میگفت این جزو بهترین گروه های تواشیح هست شاید اسم گروهش گروه تواشیح قدر بود که احیانا گروه عربی شاید گروه لبنانی بود. خیلی دوس دارم پیداش کنم . هر چی گوگل میکنم به چیزی نمیرسم. خیلی متن و آهنگش زیبا بود. خیلی شعر عالی درباره ی امام حسین بود. معلم ما میشنید و گاهی میزد زیر گریه های های و ایشون بود که عشق حسین رو به ما یاد داد طلبه ی پاکی بود خیلی دوس دارم ببینمش اون معلم تواشیح رو یک بار دیگه. بعد از 20 سال
قبلا اینجا گذاشته بودم ولی گوگل پیداش نمیکنه میگم شاید یکی از دوستام که این تواشیح رو میخوندیم گوگل کنه و کامنت بزاریم و به هم وصل بشیم دوباره
وا إماماه، وا إماماه، وا لِلشَّهيدِ، وا لِلحُسَين
(وا اماما، وا اماما، وای بر آن شهید، وای بر حسین)
أيُقضى ذَبيحاً، رَبيبُ الجَليل؟
(آیا آن پروردهیِ پروردگارِ بزرگ، با سرِ بریده جان میدهد؟)
غَريباً يُنادي: «ألا مِن مُعين؟»
(در حالی که غریبانه ندا میدهد: آیا یاوری هست؟)
فَيَأتي صَداهُ، يُلَبّي النِّداء
(پس پژواک صدای خودش باز میگردد و به این ندا لبیک میگوید)
(کنایه از اینکه کسی جز خودش در آن دشت برای یاریاش نمانده بود)
و واهاً حُسَين، و واهاً حُسَين
(و آه از حسین، و آه از حسین)
أيُحكَمُ أرضَ الحُسَينِ الطُّغاة؟
(آیا ستمگران و طاغوتیان باید بر سرزمین حسین حکومت کنند؟)
و يَصلَونَ في الغَيبِ نارَ الحَنين
(در حالی که [عاشقان او] در نهان، در آتشِ دلتنگی و غم میسوزند)