در فرهنگ ژاپنی یک فلسفهی معروف برای یادگیری وجود دارد به نام شوهاری (Shu-Ha-Ri)، که مسیر استاد–شاگردی را در سه مرحله شرح میدهد:
شو (守) – اول یاد بگیر، قواعد را دقیق تمرین کن
ها (破) – بعد کمکم بهترش کن، قواعد را بشکن و بهبود بده
ری (離) – در نهایت از آن عبور کن و سبک شخصی خودت را بساز
اما تصور کنید کسی برعکس مسیر را طی کند:
در این مسیر، شما قبل از اینکه قواعد را یاد بگیرید، وارد میدان عمل میشوید.
پروژهها را شروع میکنید قبل از اینکه کتابش را بخوانید
سیستمها را میسازید قبل از اینکه الگویی دیده باشید
اشتباه میکنید، تجربه میکنید، کشف میکنید
مزیت: سرعت، جسارت و دید کلان زودهنگام
چالش: خطاهای زیاد و احتمال دوبارهکاری
پس از تجربهی اولیه، تازه یادگیری واقعی آغاز میشود.
در حین اصلاح خطاها، قواعد را کشف میکنید
تحلیل میکنید که چرا چیزی کار نکرد
نسخههای بهتری از کار خودتان میسازید
در این مرحله، شما عمل میکنید تا یاد بگیرید، نه یاد میگیرید تا عمل کنید.
بعد از آزمون و خطا و بهبود، سراغ منابع و قواعد رسمی میروید، اما این بار با درکی که تجربه و خطا شکل داده است.
قواعد برایتان ملموس است
تقلید نمیکنید، بلکه قواعد را برای تأیید و تثبیت تجربه خود مطالعه میکنید
این مسیر برای همه مناسب نیست، اما برای کسانی که:
تحمل ابهام بالایی دارند
ترس از شکست کمی دارند
ذهن سیستمی دارند
عاشق کشف و تجربه هستند
این مسیر میتواند سرعت و عمق یادگیری را با هم بدهد.
به زبان ساده:
بعضیها یاد میگیرند تا عمل کنند
بعضیها عمل میکنند تا یاد بگیرند
کامنت بگذار اگر دوس داشتی