دنیای من، دنیای نخستین‌هاست.

نخستین گناه، نخستین شرم، نخستین بوسه، نخستین عشق و نخستین مرگ.

دنیای من با نخستین مرگ آغاز شد. دنیای وارونه. دنیای نخستین مرگ؛ پیش از آنکه من زاده شده‌باشم. مرگ نیاکانم، پدران، مادران، فرزندان و هم‌کیشان. ما هر دو نخستین دوستانیم. هر چند او از من قرن‌ها بزرگتر است، اما صمیمیت محزونی این هر دو ما را به یکدیگر پیوند میزند. مرگ، نخستین دوست من است.

دنیای من با نخستین عشق شروع شد. دنیای دیگر. متولد تابستان، پاییز، زمستان و اکنون بهار. دنیای زیستن، زادن، زاده شدن و مرگ. مرگ که نخستین دوستِ ماست. تنها دنیایی که بر دنیای دیگر، حاکم است. ما هر دو به یک دیگر مبتلا بودیم. دنیای نخستین عشق. دنیای زاده شدن؛ زیستن.

دنیای من با نخستین کلمه شروع شد. دنیایی که در آن می‌توانم هزاربار زندگی کنم. دنیای هزار بار زیستن. دنیای مبهوت و مست. لایعقل. دنیای تمام دنیاها. کلمه، تمام دنیای من است. من با هر کلمه، با هر حرف، با هر نقطه، هزاران بار زیسته‌ام. دنیای تمام دنیاها. دنیای حاکم. دنیای مرگ. دنیای زیستن. دنیای عشق. دنیای شرم. دنیای بوسه و دنیای تمام دنیاها. دنیای نخستین‌ها. تمامِ نخستین‌ها.

دنیای من، دنیای کلمه است. دنیای ابداع. دنیای بی‌نهایت. دنیای نات...