امروز روز 13هم تیرماه از سال1405مینوسم برای ماندن
تقریبا از 26خرداد ماه سال 1403من جواب پسرعمه ای که ده سال خواستگارم بود را دادم و بعد از 20روز اومد خواستگاریم والان من تو خونه ی خودمم با اون پسرعمه ام و اززندگیم هم راضیم سعی میکنه که منو همیشه خوشحال کنه تموم تلاش خودشو میکنه که حالم کنارش خوب باشه وچه چیزی بهتر ازین واینکه من هم دوستش دارم و هروقت که از سرکار میاد دنبالم سرکار ویا اینکه میاد خونه وقتایی که من خونه ام هزار بار قربون صدقه اش میرم و اونم قربون صدقه ام میره خلاصه که آرامش سهم دلم شد با تمام سختی های زندگی که پشت سر گذاشتم
اصلا اگر میدونستم انقدر آدم خوبیه همون ده ساله پیش جوابشو داده بودم.