حس برتر و تحریم های ترامپ

فیلم حس برتر محصول 2011، به کارگردانی دیوید مکنزی و بازی اوا گرین و ایوان مک گروگر یکی از تاثیرگذارترین فیلم هایی است که تا حالا دیدم.

داستان فیلم در مورد یک مرد سرآشپز و یک زن محقق بیماری های واگیردار است که با یکدیگر آشنا می شوند و در دنیای بی رحم و فانتزی عاشق یکدیگر می شوند. ابتدا یک بیماری در نقطه ای از دنیا شایع میشه و مردم حس بویای خودشون را از دست می دهند، پس از مدتی این بیماری به همه دنیا سرایت میکنه و همه مردم دنیا حس بویایی شون رو از دست میدن. مردمی که به بیماری دچار میشن یک دوره جنون آنی رو تجربه می کنن، پرخاشگر و عصبانی به مراکز عمومی و بیمارستان ها و سطح شهر هجوم میارن و شروع می کنن به آشوب و شورش. در نهایت کاری از دست محققین و پزشکان بر نمیاد و بعد از مدتی افسردگی و ناراحتی و نا امیدی، وضعیت مردم به وضع عادی باز می گردد و دوباره زندگی مثل گذشته ادامه پیدا می کند.

بعد از مدتی بیماری همه گیر دیگه از نقطه دیگه ای از دنیا شیوع پیدا می کنه و به سرعت در تمام دنیا گسترش پیدا می کنه و حس چشایی انسان ها رو از بین میبره، دوباره آشوب و شورش در همه جا شروع میشه، انسان ها در 24 ساعت اول انقدر حریص میشن و هر چیزی که پیدا می کنن می خورن، و بعد حس چشایی رو از دست میدن.

هر بار این اتفاق ها باعث کسادی رستوران که مرد در آنها کار می کنه میشه، وقتی حس بویایی انسان ها از بین میره، خوردن غذایی که بوی اون حس نشه بی مزه میشه، ولی در عوض حالا طعم هایی که بوی بدی داشتن رو هم می تونستن تجربه کنن، وقتی حس چشایی از بین میره عمل خوردن عملی بی معنی میشه، مگر می شود غذایی که طعمی نداره رو خورد ولی با عادی شدن اوضاع حالا چیزیهایی سرو میشد که قبلا نمی شد خورد، هنوز می شد از شکل غذاها و چیز هایی جدید که تا به حال طعم خاصی داشتن هم استفاده کرد. تا حالا صابون خوردید؟ چی چیزهایی هست که به خاطر حس چشایی و بویایی از خوردن اونها چشم پوشی کردیم؟

داستان به اینجا ختم نمیشه و نوبت حس شنوایی میرسه، بیماری که شیوع پیدا می کنه و تمام انسان ها رو ناشنوا می کنه. دوبار غوغا و آشوب کل دنیا رو پر می کنه، ولی باز هم دوباره زندگی مثل گذشته ادامه پیدا می کنه و در نهایت نوبت حس بینایی میرسه. فیلم در لحظه نابینایی زوج به اتمام میرسه ولی میشه حدس زد بعدش چه اتفاقی می افته.

شاید در نگاه فیلم بازها این یک درام عاشقانه فانتزی باشه، ولی کاملا جامعه شناسانه و روانشناسانه است. از استعاره های که در مورد محل شیوع بیماری هست و عکس العمل مردم بعد هر بیماری می گذرم، ولی اینکه چطور میشه یک ملت و جامعه رو کنترل کرد بسیار جالبه. در فیلم حتی شخص خاصی این کار انجام نمیده و نقش دولت و حاکمیت بسیار کم رنگه، در واقع خود مردم هستند که با شرایط خودشون را وفق می‌دن و بعد از مدتی بدون اینکه اصلاً مهم باشه چه اتفاق بزرگی افتاده و چیز با ارزشی رو از دست دادن به زندگی عادی شون برمی‌گردن. حتی از اون هم بالاتر، نه تنها کنار میان بلکه از فقدان آن چیزی که تا دیروز داشتن و فکر می کردن بدون او زندگی برایشان غیر ممکنه، لذت هم می برند.

فیلم حس برتر یک واقعیت بسیار بزرگ رو در مورد انسانها بیان میکنه و اون قابلیت تطبیق پذیری با شرایط هست. هر چند این قبلا توسط خیلی از افراد و متخصصان گفته شده و شما با شرایط مختلف محیط کار محیط، منزل، تغییر دکوراسیون، با آب و هوا، با سرما با گرما با خیلی از شرایط متفاوت و گوناگون خودتون رو تطبیق می دید. ولی اغراق این مسئله در فیلم و از دست دادن حواس برتر انسانی از جنس دیگه ای است.

زمانهای تو زندگی همه ما هست که فکر می‌کنیم اگر فلان اتفاق بیفته دیگه نمیتونیم تحمل کنیم، اگر فلان تغییر رخ بده حتما در مقابلش مقابله می‌کنیم ولی حقیقت اینه که تغییرات یا به سرعت خیلی نرم و آهسته اتفاق میفته یا به صورت آنی. حتما داستان قورباغه ای که توی قابلمه آب سرد که زیرش روشنه شنیدید، قورباغه به آرامی شروع به پختن میکنه و هیچ رو حس نمی کنه و هیچ تلاشی هم برای بیرون آمدن از آب نمی کنه.

ولی همه تغییرات اینگونه نیست در واقع فیلم حس برتر واقعیت خیلی بزرگتری رو بیان می کنه که چطور میشه جامعه رو در تقابل با تغییرات ایزوله نگه داشت، در حال حاضر بسیاری از افراد فکر می کنن که با تحریم های شدید آمریکا و دستور جدید ترامپ، زمانی میرسه که ملت می‌برند و به خیابان‌ها می‌ریزند و شرایط رو تغییر میدن. ولی حقیقت اینه که احتمال چنین اتفاقی بسیار پایینه. حکومت ما به خوبی یاد گرفته که چطور این بحران ها رو با شوک های متوالی کنترل بکنه، در واقع فقط کافیه که لحظه بحرانی را مدیریت کرد. حتما تغییر قیمت بنزین رو توی دوره احمدی‌نژاد به یاد دارید، که چطور مردم به خیابانها ریخته اند و در بعضی شهرها آشوب شد و پمپ بنزین ها به آتش کشیده شد. ولی در نهایت همه با این مسئله کنار آمدن، قیمت‌ها دونرخی شد، بنزین سهمیه بندی شد و همه مردم هم به وضعیت عادی برگشتن.

در مورد تحریم ها هم همینه در واقع هر چقدر تحریم ها شدید تر بشه مادامامی که مردم رو با شوک ها و مسائل جانبی کنترل کرد هیچ اتفاقی نمیافته، اگر فکر می کنید که با وجود این همه فشار اقتصادی و وضع آزادی مدنی و بی اعدالتی و اختلاس و فساد و ... دیگه بیش از این مردم طاقت ندارن، سخت در اشتباهید. فقط کافیه که لحظه های بحرانی رو کنترل کرد تا اوضاع دوباره به وضع عادی بگرده و مردم بهش عادت کنن.

بذارید یه مثال بزنم، چند وقت پیش بود که بحث پولی کردن اتوبان های تهران مطرح شد و با کلی جنجال ظاهرا خاتمه پیدا کرد. فکر می کنید اگر یک روزی این اتفاق بیافته چی میشه؟

روش کار به این صورته که بعد از مدتی دوباره این طرح در شورای شهر مطرح میشه و دوباره سر و صدا و شلوغ بازی مطبوعات شروع میشه، ولی یک اتفاق دیگه مثل عروسی محمدرضا گلزار توجه رسانه ها رو منحرف می کنه. بعد از مدتی طرح تصویب میشه و میره به شهرداری، مردم شروع میکنن به راهپیمایی و تجمع روبروی شهرداری و شورای شهر، شهر شلوغ میشه، همه در تاکسی و اتوبوس و مترو در موردش صحبت می کنن. راننده تاکسی ها از همین الان شروع کردن به گران کردن قیمت کرایه تاکسی، مردم ناراضی میشن، شهرداری اجرای طرح رو متوقف می کنه و مردم بر میگردن سر کارشون. چند ماه بعد و در موقعیت مناسب شهرداری طرح رو آزمایشی در چند تا تونل اجرا می کنه، دوباره مردم شلوغ می کنن راننده ها جلوی شهرداری تجمع می کنن، شهرداری اعلام می کنه که تاکسی ها از پرداخت هزینه معاف هستن، راننده تاکسی ها که کرایه رو قبلا اضافه کرده بودن خوشحال به سر کارشون بر میگردن، عده ی کمی هم که متوجه اوضاع هستن بعد از چند روز اعتراض بالاخره منصرف میشن و متفرق میشن.

مردم ولی در اعتراض به طرح از تونل ها تردد نمی کنن که شهرداری رو متضرر کنن، و کمپین #نه_به_تونل راه می اندازن. کم کم افرادی که عجله دارند یا پول، یا هر دو شروع می کنن به تردد از تونل ها، بقیه اتوبان ها هم به طرح اضافه میشن، صدا وسیما که تا حالا در شلوغی ها ساکت بود، حالا یک تحلیل آب دوغ خیاری از هزینه‌های ساخت و نگهداری اتوبان‌ها و اینکه این مالیات چطور می تونه به پیشرفت شهر و گسترش اتوبانها کمک کنه پخش میکنه، کم کم هم مردم برای زودتر به مقصد رسیدن هزینه را تقبل می کنن و غرغرکنان از اتوبان های پولی حرکت میکنن، بعد یه مدتی وضعیت عادی میشه و همه فراموش می‌کنن که این اتوبان ها زمانی رایگان بوده و با پول خودشون ساخته شده بوده.

شاید بد نباشه بسیاری از تحلیلگران سیاسی که فکر میکنن تحریم‌های آمریکا با شدت گرفتن باعث تغییر شرایط و تغییر رژیم یا انقلاب و اینها میشه، حداقل این فیلم رو ببینند، طی ۴۰ سال گذشته حکومت ما خوب یاد گرفته چطور بحران ها رو کنترل کنه، خوب یاد گرفته یک وضعیت آشوب رو کنترل کنند، فقط کافیه قسمت بحران قضیه را مدیریت کنند به راحتی می‌توانند هر اتفاقی رو رقم بزنن.