ویرگول
ورودثبت نام
سعید عجم‌اکرامی
سعید عجم‌اکرامی_
سعید عجم‌اکرامی
سعید عجم‌اکرامی
خواندن ۹ دقیقه·۲ روز پیش

معرفی تکنولوژی‌ رمزارزها | پشت پرده چه خبر است!؟ (بخش‌دوم-آرشیو)

در بخش اول "معرفی تکنولوژی‌ رمزارزها" با ساختار کلی و تکنولوژی اصلی پشت‌پرده ارزهای‌دیجیتال به‌ طور ساده آشنا شدیم و درک کردیم که رمزارزها بر پایه "فناوری بلاکچین" و "علوم رمزنگاری" ساخته‌‍ می‌شوند.

برای مطالعه بخش اول این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید

معرفی تکنولوژی‌ رمزارزها | پشت پرده چه خبر است!؟

و همچنین مختصری در خصوص کاربردها و نحوه کارکرد این دو مقوله خواندیم. اما همان‌طور که پیش‌تر نیز به آن اشاره کردم، فناوری و تکنولوژی رمزارزها مفهوم ساده و پیش‌پا افتاده‌ای نیست که بتوان در یک یا حتی چند مقاله به آن پرداخت! این پدیده باعث تشکیل و توسعه تکنولوژی‌هایی شد که عموم مردم و حتی پژوهشگران نیز با آن آشنا نبوده‌اند! هدف بلاک‌چین این است که اجازه دهد اطلاعات دیجیتال ثبت و توزیع شود، اما ویرایش نشود. به‌این‌ترتیب، بلاک‌چین پایه و اساس دفاتر غیرقابل‌تغییر یا سوابق تراکنش‌هایی است که نمی‌توان آنها را تغییر داد، حذف کرد یا از بین برد. حالا در بخش دوم این مقاله باهم به بررسی دقیق‌تر و جزئیات تکنولوژی پشت رمزارزها می‌پردازیم.

مثلث طلایی بلاکچین!

بلاک‌چین از یک مثلث طلایی بهره می‌برد که در واقع به "سه‌گانه بلاک‌چین" شناخته می‌شود. سه مفهوم عمیق در بلاک‌چین که باعث رشد و اقتدار این فناوری شده است. درحقیقت پایه و اساس بلاک‌چین این سه ویژگی است، حال به‌صورت مختصر و ساده به شرح آنها می‌پردازم:

ویژگی اول: عدم تمرکز

مهم‌ترین ویژگی؛ عدم تمرکز! برای درک بهتر و کامل بلاک‌چین غیرمتمرکز تصور کنید یک شرکت، مالک یک مرکز سرور با ۱۰۰۰ رایانه است که تمام اطلاعات مشتریان خود را در آن نگهداری می‌کند و به‌نوعی یک پایگاه‌داده است. این شرکت دارای یک ساختمان است که تمامی این کامپیوترها را زیر یک سقف در یک ساختمان قرار داده و کنترل کامل هر یک از این کامپیوترها و تمامی اطلاعات موجود در آنها را در اختیار دارد. حالا یه سؤال، اگر برق آن مکان قطع شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر اتصال اینترنت قطع شود چه؟ اگر آن ساختمان دچار آتش‌سوزی شود یا یک خرابکار با یک کلیک همه چیز را پاک کند چه؟ درهرصورت، داده‌ها از بین می‌روند یا خراب می‌شوند. کاری که بلاک‌چین غیرمتمرکز انجام می‌دهد این است که اجازه می‌دهد داده‌های نگهداری شده در آن پایگاه‌داده در بین چندین گره شبکه در مکان‌های مختلف پخش شوند. این نه‌تنها باعث ایجاد امنیت بلکه موجب تثبیت داده‌های ذخیره‌شده خواهد شد. مثلاً اگر یکی از کاربران، رکورد تراکنش‌های بیت‌کوین را دست‌کاری کند، همه گره‌های موجود به یکدیگر ارجاع می‌دهند و به‌راحتی گره با اطلاعات نادرست مشخص می‌کنند. این سیستم به ایجاد یک نظم دقیق در رویدادها کمک می‌کند. به‌این‌ترتیب، هیچ گره‌ای در شبکه نمی‌تواند اطلاعاتی را که در آن نگهداری می‌شود تغییر دهد. به همین دلیل، اطلاعات و تاریخچه (مانند تراکنش‌های یک ارز دیجیتال) برگشت‌ناپذیر هستند.

 ثبت رکوردها یا وقایع، تنها معطوف به ارزهای دیجیتال نیست. این امکان برای یک بلاک‌چین وجود دارد که انواع دیگری از اطلاعات مانند قراردادهای قانونی، هویت‌ها یا موجودی محصولات یک شرکت را در خود نگهداری و محافظت کند.

 به زبانی ساده‌تر: هیچ نقطه کنترل یا مرکز قدرتی وجود ندارد! در عوض، تصمیمات از طریق اجماع بر روی یک شبکه توزیع شده از کامپیوترها گرفته می‌شود.

ویژگی دوم: مقیاس‌پذیری

مقیاس‌پذیری توانایی سیستم برای پردازش تعداد فزاینده تراکنش‌ها است. مقیاس‌پذیری برای پذیرش انبوه بسیار مهم است؛ زیرا هر سیستمی باید به طور کارآمد عمل چراکه در طول زمان افراد بیشتری از آن استفاده خواهند کرد و افزایش تعداد افراد یعنی افزایش تعداد تراکنش. در مثال زیر یک تفکیک تقریبی از تعداد تراکنش‌هایی که اتریوم، بیت‌کوین و کارت‌های اعتباری می‌توانند در هر ثانیه پردازش کنند آورده شده است:

بیت‌کوین: ۷ تراکنش در ثانیه
اتریوم: ۳۰ تراکنش در ثانیه
کارت‌های اعتباری: ۵۰۰۰ تراکنش در ثانیه (باقابلیت پردازش بسیار بیشتر در صورت نیاز)

اما دستیابی به مقیاس‌پذیری اغلب به قیمت تمرکززدایی تمام می‌شود. به‌عنوان‌مثال، ارز EOS حداکثر ۴۰۰۰ تراکنش در ثانیه را وعده می‌دهد، اما به دلیل متمرکز بودن بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفته است. پس باید در نظر داشت مقیاس‌پذیری بیشتر، اغلب به‌عنوان مزیت و قدرت شناخته نمی‌شود و باعث تضعیف قدرت سایر ویژگی‌ها می‌شود.

ویژگی سوم: امنیت

امنیت، توانایی یک بلاک‌چین برای محافظت در برابر حملات است. مانند تمامی چیزهای دیگر در این جهان، بلاک‌چین هم کامل نیست! متأسفانه راه‌هایی وجود دارد که مجرمان سایبری می‌توانند آسیب‌پذیری‌های بلاک‌چین را شناسایی کرده و صدماتی به بارآورند، مبادلات و کدهای منبع بارها هک شده‌اند، این موضوع حاکی از آن است که توسعه‌دهندگان به مقیاس‌پذیری و تمرکززدایی بیش از امنیت توجه دارند و این موضوع یک ضعف محسوب می‌شود. اما با تمام این مسائل، بلاک‌چین هنوز هم به‌عنوان یک بستر امن و شفاف شناخته می‌شود و نسبت به سایر دیتابیس‌ها امنیت قابل‌قبولی دارد.

تعادل ظریف؛ چالش سه‌گانه در عمل

حال که هر سه ویژگی را جداگانه دیدیم، شاید این سؤال پیش بیاید: «خب، چرا بلاک‌چینی نمی‌سازیم که در هر سه بُعد عالی باشد؟» پاسخ در دل همان مثلث طلایی نهفته است. واقعیت این است که این سه ویژگی یک تعادل ظریف و گاهی یک بده‌بستان دشوار با یکدیگر دارند؛ چیزی که به «سه‌گانه بلاک‌چین» معروف است. شما می‌توانید دو مورد را به اوج برسانید، اما اغلب سومی قربانی می‌شود.

برای مثال، اگر شبکه‌ای را طوری طراحی کنید که بسیار غیرمتمرکز و فوق‌العاده امن باشد (مثل بیت‌کوین)، در این صورت هر گره باید تمام تراکنش‌ها را تأیید کند و اجماع زمان‌بر خواهد بود. نتیجه این می‌شود که سرعت پایین می‌آید و مقیاس‌پذیری محدود می‌شود. از سوی دیگر، اگر بخواهید سرعت و مقیاس‌پذیری را جهش دهید، یک راه حل ساده، کاهش تعداد گره‌های تصمیم‌گیرنده است. اما همین کار سیستم را به تمرکز نزدیک‌تر می‌کند و مقاومت آن در برابر سانسور و حملات را کاهش می‌دهد. پس این یک مشکل ساده فنی نیست، یک معمای استراتژیک است: هر بلاک‌چین باید اولویت‌های خود را مشخص کند و بپذیرد که «کامل بودن» در هر سه جبهه، فعلاً در عمل ناممکن است.

این تنش نه‌تنها یک محدودیت، که یک موتور محرکه برای نوآوری است. راه‌حل‌های لایه دوم (مثل شبکه لایتنینگ برای بیت‌کوین) یا مکانیسم‌های اجماع جدید، دقیقاً برای خروج از این بن‌بست طراحی می‌شوند؛ یعنی تلاش برای داشتن هم‌زمان امنیت، عدم تمرکز و مقیاس‌پذیری، بدون آنکه یکی فدای دیگری شود.

مزایای بلاک‌چین نسبت به امورمالی سنتی چیست؟

حال که با سه رکن اصلی بلاک‌چین - عدم تمرکز، مقیاس‌پذیری و امنیت - و همین‌طور چالش تعادل میان آنها آشنا شدیم، این پرسش مطرح می‌شود که اصلاً چرا این فناوری را جایگزینی برای سیستم‌های مالی سنتی می‌دانند؟ پاسخ در مزایای بنیادینی نهفته است که اساساً نحوه تعامل ما با پول و داده‌ها را بازتعریف می‌کند.

شفافیت بی‌سابقه
در سیستم‌های مالی متمرکز، شما مجبورید به صحت ادعای بانک یا مؤسسه مالی در مورد موجودی و تراکنش‌هایتان اعتماد کنید. اما در یک بلاک‌چین عمومی، هر تراکنشی برای همه گره‌های شبکه قابل‌مشاهده است. این به معنای یک دفترکل کاملاً شفاف است که هرکس می‌تواند آن را audit کند. البته این به معنای افشای هویت شما نیست؛ تراکنش‌ها بین آدرس‌های دیجیتال انجام می‌شوند و اگرچه pseudonymous (نیمه ناشناس) هستند، اما تاریخچه کاملاً شفافی از جابه‌جایی دارایی ارائه می‌دهند.

کاهش هزینه‌های تراکنش
حذف واسطه‌ها یعنی حذف هزینه‌های آنها. وقتی شما پولی را به کشوری دیگر از طریق سیستم بانکی می‌فرستید، بانک‌های مختلفی در مسیر کارمزد دریافت می‌کنند. بلاک‌چین با ایجاد یک شبکه همتا-به-همتا (Peer-to-Peer)، نیاز به این واسطه‌ها را از بین می‌برد. در نتیجه، هزینه ارسال دارایی، به‌ویژه در نقل‌وانتقالات بین‌المللی، به طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد.

سرعت و دسترسی ۲۴/۷
سیستم‌های بانکی سنتی در ساعات کاری مشخص و روزهای تعطیل فعالیت می‌کنند. تصور کنید جمعه‌شب بخواهید تراکنش بزرگی را انجام دهید، ممکن است تا روز کاری بعد معطل بماند. شبکه بلاک‌چین هرگز نمی‌خوابد. تراکنش‌ها در تمام روزهای هفته و در تمام ساعات قابل‌انجام هستند. این ویژگی برای اقتصاد جهانی که به طور پیوسته در حال حرکت است، یک مزیت بزرگ محسوب می‌شود.

امکان مالی برای همه (Financial Inclusion)
شگفت‌انگیزترین مزیت بلاک‌چین شاید همین باشد. حدود ۱.۷ میلیارد نفر در سراسر جهان به خدمات بانکی دسترسی ندارند. تمام چیزی که برای دسترسی به شبکه بلاک‌چین و انجام تراکنش نیاز دارید، یک گوشی هوشمند و اتصال به اینترنت است. این فناوری می‌تواند جمعیت عظیمی از "افراد بدون حساب بانکی" را به چرخه اقتصاد جهانی وصل کند و به آنان امکان مدیریت دارایی‌های خود را بدهد.

امنیت و عدم امکان تقلب
همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، ساختار غیرمتمرکز و رمزنگاری‌شده بلاک‌چین، دست‌کاری در داده‌ها را تقریباً غیرممکن می‌سازد. برای هک یک بلاک‌چین قدرتمند، یک مهاجم نیاز دارد تا هم‌زمان به بیش از ۵۰٪ از گره‌های شبکه دسترسی پیدا کرده و آنان را تغییر دهد که در عمل، هزینه و انرژی موردنیاز برای چنین کاری به‌قدری سرسام‌آور است که انجام آن را غیراقتصادی و غیرممکن می‌کند. این سطح از امنیت، در سیستم‌های متمرکز که تنها یک نقطه شکست (Single Point of Failure) دارند، دیده نمی‌شود.

حاکمیت کامل بر دارایی‌ها
در سیستم سنتی، پول شما در واقع یک IOU (بدهی) از سوی بانک به شماست. اگر بانک ورشکسته شود، دارایی شما ممکن است به خطر بیفتد. اما در دنیای ارزهای دیجیتال مبتنی بر بلاک‌چین، وقتی کلیدهای خصوصی کیف پول خود را در اختیار دارید، شما مالک واقعی آن دارایی هستید. هیچ نهاد متمرکزی نمی‌تواند حساب شما را مسدود یا دارایی‌تان را توقیف کند. این "حاکمیت فردی" یک پارادایم کاملاً جدید در مدیریت ثروت است.

چالش‌های این مسیر

باوجود تمام این مزایا، بلاک‌چین هنوز در مسیر بلوغ کامل قرار دارد. همان سه‌گانه طلایی که دیدیم، گاهی در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند. افزایش مقیاس‌پذیری اغلب به بهای کاهش عدم تمرکز یا امنیت تمام می‌شود. همچنین، نوسانات بالای بازار رمزارزها و مسائل قانون‌گذاری، از موانع مهم برای پذیرش گسترده هستند.

اما نکته کلیدی اینجاست: بلاک‌چین تنها به ارزهای دیجیتال محدود نمی‌شود. این فناوری پتانسیل تغییر صنایع مختلف، از زنجیره تأمین و سلامت تا رأی‌گیری و ثبت اسناد را دارد. بلاک‌چین در حال بنا نهادن پایه‌های "اینترنت ارزش" است؛ جایی که دارایی‌ها به‌راحتی و با امنیت بالا، همانند اطلاعات در دنیای امروز، جابه‌جا می‌شوند.

آینده مالی، به‌احتمال زیاد ترکیبی هوشمندانه از کارایی سیستم‌های سنتی و شفافیت و امنیت سیستم‌های غیرمتمرکز خواهد بود.

جمع‌بندی و نگاه به آینده

مثلث طلایی بلاک‌چین (عدم تمرکز، مقیاس‌پذیری و امنیت) یک نقشه راه و هم‌زمان یک هشدار است. این سه مفهوم، ستون‌های قدرت این فناوری‌اند، اما هیچ بلاک‌چینی نمی‌تواند ادعا کند که هر سه را در حد کمال یکجا دارد. این تنش درونی، ضعف نیست؛ همان نقطه‌ای است که خلاقیت مهندسان و توسعه‌دهندگان را شعله‌ور می‌کند تا راه‌حل‌های تازه‌ای بیابند: راه‌حل‌هایی که شاید روزی این سه‌گانه را برای همیشه بشکنند.

 همان‌طور که دیدیم، مزایای این فناوری در برابر سیستم‌های مالی سنتی آن‌قدر عمیق است که حتی باوجود چالش‌های کنونی، نوید یک تحول بنیادین را می‌دهد. شفافیت، کاهش هزینه، دسترسی همگانی و مالکیت واقعی، مفاهیمی هستند که تا دیروز شعارگونه به نظر می‌رسیدند، اما بلاک‌چین آنها را به ابزاری واقعی و در دسترس تبدیل کرده است.

 پس به‌جای آنکه به دنبال بلاک‌چین «کامل» باشیم، باید به این بیندیشیم که کدام ترکیب از این سه ویژگی برای کدام کاربرد، بهینه است. یک شبکه پرداخت خُرد، مقیاس‌پذیری بیشتری می‌طلبد و شاید کمی از عدم تمرکز چشم‌پوشی کند، درحالی‌که یک سیستم ذخیره ارزش، امنیت و عدم تمرکز را بر هر چیز دیگری مقدم می‌شمارد. این انتخاب‌های آگاهانه‌اند که آینده بلاک‌چین را خواهند ساخت؛ آینده‌ای که احتمالاً در آن، مرز میان مالی سنتی و غیرمتمرکز چنان محو می‌شود که دیگر کسی از خود نمی‌پرسد: «بلاک‌چین یا بانک؟»، بلکه به‌سادگی از بهترینِ هر دو جهان استفاده می‌کند.


رمزارزهابلاک‌چینارزدیجیتالتکنولوژیبیت کوین
۱
۰
سعید عجم‌اکرامی
سعید عجم‌اکرامی
_
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید