این چند ماهی که اینترنت قطع شده حسابش از دستم در رفته....60 روز؟ 70 روز؟ 80 روز؟
باعث شد یه نیم نگاهی به خودم بندازم...راستش دیگه از امید دادن خسته شدم...امید برای کسی خوبه که مقصدی داشته باشه...امید برای کسی خوبه که همیار داشته باشه....امید برای کسی خوبه که بتونه محیط آلوده رو ترک کنه...نه من و شاید تعدادی از شما....
سعید جان...خودمِ عزیز...ازت معذرت میخوام...میدونم زندگیت تو این 20 و اندی سال چقدر سخت بوده...میدونم در چاهی گیر افتادی که عملا خروج ازش غیر ممکنه...میدونم همش سعی کردی به حرف بقیه گوش بدی که هر مشکلی راه حلی داره...اما دو دهه زندگی بهت یاد داد بعضی زندگیا راه حلی جز پایان سریع و بدون درد ندارن...
ازت معذرت میخوام که مجبوری این تن 120 کیلویی که ناشی از پرخوری های عصبیِ من بوده رو هر روز صبح از خواب بلند کنی و به اینور و اونر یدک بکشی و حَمالیشو بکنی...میدونم چقدر از این کار خسته شدی...میدونم چند بار تصمیم گرفتی که به جای غذا... میوه بخوری اما بجاش بعد از دو روز شکست خوردی اونم بخاطر شهوت غذاهای سنتی....
ازت معذرت میخوام که دوست داشتی برنامه نویس بشی اما بازی های کامپیوتری و حافظه داغون و حواس پرتی زیادِ من اجازه این کار رو بهت نمیداد...
ازت معذرت میخوام که هر روز مجبورت کردم اخبار مضخرفی که حتی حیوانات هم ارزشی برایشان ندارد رو بخونی اونم صرفا شاید یه چیز خوب بین این آشغالا نصیبت بشه...
ازت معذرت میخوام که یه عالمه کتاب زبان خریدی و کلمات انگلیسی رو به دیوار چسبوندی اما حتی یک بار هم زمان نزاشتم تا بخونمشون.....
ازت معذرت میخوام که انقدر در عشق و عاشقی منتظرت گذاشتم که کلا این حسِ زیبا در درونت خشکید و دیگه به هیچ دختری فکر نمیکنی.....
ازت معذرت میخوام که هنوزم مجبوری مثل بچه ها به پدر و مادرت بگی چی میخوای تا برات بخرنش و خودت حتی نمیتونی هزارتومن پول از خودت داشته باشی...اونم صرفا چون سر شاغل شدن برای تو گرد بوده....
ازت معذرت میخوام که این دو دهه زندگیت کلا چیزی جز خیره شدن به صفحه مانیتور نبوده و هیچ تفریحی مثل مست کردن در روزهای تلخ و گذران زندگی با دوستانت رو نداشتی...
ازت معذرت میخوام که وقتی اون معلم های بیسواد و ناظمان تو رو کتک میزدن به جای اعتراض به اونا که نباید اینکار رو بکنن من بجاش تو رو مقصر میدونستم و رو مخت میرفتم....
ازت معذرت میخوام که زیادی بهت استرس دادم....از اون مدرسه کوشش لعنتی که باعث بیماری مزمنت شد تا این زمان که نگران آینده نداشتت هستی....
ازت معذرت میخوام که هر بار سعی کردی عادت زیبایی رو شروع کنی...وسط راه خستت کردم و مجبور شدی نیمه کاره رهاش کنی....
ازت معذرت میخوام که نمیتونم حتی الان نقطه پایانی برای جملات زندگیت بزارم....
معذرت میخوام....معذرت میخوام....معذرت میخوام