من و گوگل ...

نمیدونم اعتیاد بود یا علاقه . خلاصه وقتی اومد نفهمیدم کی اومد ولی وقتی رفت، فهمیدم کی رفت😢😢

جدیدا، دسته کلیدم رو که گم می کنم دنبال گوشی میگردم تا زنگ بزنم بهش و بگم دسته کلید جان کجایی؟😑(عادت)

تازه وقتی با انگشت روی گوشی یه مطلبی رو کپی می کنم، خیال می کنم آون مطلب نوک همون انگشتم مونده ... (عادت خنده داریه )

برای تمامی مشکلات دنیا از بواسیر گرفته تا مشکلات اقتصادی ، جفت پا میپرم تو گوگل !

گوگل عصای دستی که قدرش ندانستیم😭😭😭

عشق بود یا عادت؟! گاهی وقتی عادت می کنی تو دلت میگی: عشق کجا بود؟!

عینهو خاله خانم که بعد فوت شوهرش یادش افتاد چقده عاشقش بوده ...

خاله خانم و مش اسماعیل یه پنجاه سالی با هم زندگی کردن و یه بارم به هم دیگه نگفته بودن: آی لاو یو .... حتی عجیجم هم نبودن!

مش اسماعیل به خاله خانم میگفت: وروره جادو و خاله خانم به مش اسماعیل میگفت: میرغضب

هیچکدوم از اون یکی نمی ترسید و اتفاقا بدشون هم نمیومد با هم کل کل کنن! اگه از هم متنفر میشدن، چرا طلاق نگرفتن؟

هر دو تا از صبح تا شب سر همدیگه رو میخوردن. اما وقتی مش اسماعیل مریض میشد، خاله خانم پرستاری میکرد و می گفت: وظیفه است!

وقتی خاله خانم مریض میشد، مش اسماعیل دکتر خبر میکرد و می گفت: وظیفه است!

دروغ می گفتن! هر دوتاشون همدیگه رو دوست داشتن ...اما خاله خانم می گفت: کدوم دوست داشتن؟ به هم عادت کردیم 😕

اما اگه عادت بود تو 21 روز بعد مرگ مش اسماعیل از یاد میرفت. .. چرا نرفت؟!

گاهی مرز عشق و عادت خیلی باریک میشه ...مگه نه گوگل؟!

من گوگل میخواااااام😢😢😢