کوله پشتی من

.. کوله پشتی ام را پر می کنم با مداد و کاغذ ، مدادهای رنگی که دنیا را شاد رنگ بزنم و کاغذهای سفید برای تصمیم ها و اهدافی که نوشته ام و خواهم نوشت .

سال 97 ، یاد گرفتم از هیچ کس هیچ انتظاری نداشته باشم همین را برمی دارم که ببرم به 98 و تقویتش کنم برای فرداهایی اگر بود و باشم . سال 97 ، به خواندن و نوشتن بیشتر روی آوردم و میبرم این انگیزه را تقویت کنم شاید نویسنده سرنوشت خود شدم .

سال 97 ، دوست های بهتری یافتم و از خیلی ها دور شدم و همانها که دست و پا گیر بودند را می گذارم بمانند در همین 97 و با دوستان میروم به سال جدید تا با هم آینده کاری و موفقیت را بسازیم .

یاد گرفتم کسی را قضاوت نکنم و وقتم را روی تجزیه و تحلیل رفتارهای دیگران نگذارم و همین را می گذارم در کوله پشتی ام تا در هر فرصتی که بود خودم را بگذارم در پیش رو و قاضی اعمالم شوم .

سال 97 شرایط اقتصادی مفتضحی داشتم و این کوله تهی است از هر چیزی که بشود نام توشه مالی گذاشت پس جاهای خالی اش را پر می کنم با تمام انگیزه هایی که هست برای رشد و تکامل .