گوش اگه هر روز یه حرف نَشنُفِه ، کَر میشه !!

آقا من کشف کردم اگه یه روز گوش چیز خاصی نشنفه کر میشه ! واسه همینم هر روز به دقت به یه سری حرفهای خاص گوش میدم تا کر نشم !

گوش هم لابد دل داره ، دلش میخواد تنوع داشته باشه ! حالا شما باوور نکن ...

همین دیروز که خاله خان باجی های همسایه دور هم جمع شده بودند و بافتنی می بافتن یکی از حضرات فرموده که تو جلسه درس یکی از علمای محله ی پایین ، توصیه شده که اکیدا ظروف لب پر را در خونه نگه ندارین که بسیار نامیمون بوده و شیطان در این ظروف خانه می سازد !!

خاله خان باجی ها که این حرفها را به مادر جان من زده بودند ، ایشان هم آمدند که وامصیبتا که این همه سال شیطان را در خانه نگهداشته ایم و این بسی نامبارک است !

خلاصه گوشهایم که با شنیدن این فتوا ، جانی دوباره گرفته بودند به مغزم تلگراف زده و خواستند مژدگانی دریافت کنند که فرمانده جان سوژه ای دارم در حد تیم ملی !مغز جان هم بی درنگ مادربزرگ جان را به تصویر کشیدند که ظرف لب پر که چه عرض کنم ، ظروف شکسته را هم با چسب دوقلو جوری بند می زدند که چینی بخت برگشته خودش فریاد بزند و بگوید :"تو رو جون عزیزت منو بنداز دور!" حالا مثلا کدام نامبارکی در زندگی مادر بزرگ اتفاق افتاد ؟ ایشان هم خیلی معمولی مثل همه زندگی کرد و به سرطان مرد .. مثل خیلی های دیگه !

به مادرجان هم یادآور شدیم که گاهی این اکتشافات بزرگ را بی آنکه باور کند به ما بسپارد تا گوشهایمان کر نشوند !

بعد هم یاد اکتشافات بزرگتر و زیباتری در ایام دور افتادم که شاید روزی در باره هر کدامشان چیزی را خلق کردیم و بسی مفرح گشتیم به این سوژه های کهنه اما همچنان داغ ..