این گزارش، تحلیلی جامع از فرصت راهبردی ملی ناشی از بهکارگیری نانوپوشش پیشرفته شیشه زیگورات ارائه میدهد. هدف اصلی این سند، تبیین این موضوع است که حمایت از این فناوری، نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری زیرساختی با بازدهی بسیار بالا برای کشور محسوب میشود. نانوپوشش زیگورات صرفاً یک محصول ساختمانی نیست، بلکه یک دارایی استراتژیک ملی و معادل یک «نیروگاه مجازی» است که قادر است به مؤثرترین و کمهزینهترین شکل ممکن، برخی از فوریترین چالشهای انرژی و اقتصادی کشور را مرتفع سازد.
یافتههای کلیدی این گزارش پتانسیل عظیم این فناوری را در مقیاس ملی کمیسازی میکند. برآورد میشود که با اجرای سراسری این راهکار، صرفهجویی سالانهای معادل ۲۰.۶ میلیون مگاوات ساعت در مصرف برق کشور محقق خواهد شد. این حجم از انرژی، برابر با کل تولید سالانه ۹ نیروگاه حرارتی متوسط در کشور است.1 این مداخله به صورت مستقیم زیان سالانه ۱۷۵ هزار میلیارد تومانی بخش صنعت ناشی از کمبود برق در تابستان را جبران کرده و به حفظ درآمدهای ارزی صادراتی به ارزش تقریبی ۵ میلیارد دلار که به دلیل محدودیتهای انرژی در معرض خطر قرار دارند، کمک شایانی مینماید.
از منظر مالی، این طرح منافع مستقیمی برای دولت به همراه دارد. صرفهجویی حاصل از عدم پرداخت یارانههای پنهان انرژی ارزشی بالغ بر ۸۲۵ هزار میلیارد تومان در سال دارد. علاوه بر این، با ایجاد این نیروگاه مجازی، کشور از سرمایهگذاری هنگفت برای ساخت نیروگاههای جدید به ارزش تقریبی ۴.۵ میلیارد دلار بینیاز میشود. همزمان، تحولات قانونی، بهویژه لازمالاجرا شدن ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، در حال ایجاد یک بازار داخلی حفاظتشده و الزامی برای شیشههای پیشرفته است.1 حمایت از زیگورات یک ضرورت استراتژیک برای پاسخگویی به این تقاضای جدید با تکیه بر تولید داخلی و جلوگیری از خروج گسترده و مستمر ارز از کشور است.
جدول ۰: خلاصه تأثیرات راهبردی ملی نانوپوشش زیگورات

یکی از بزرگترین منابع اتلاف انرژی و در عین حال یکی از مغفولترین فرصتها برای بهینهسازی در کشور، پوسته ساختمانها و بهویژه پنجرههای ناکارآمد است. این پنجرهها در فصول گرم سال، به دلیل جذب بیرویه حرارت خورشیدی، بار سرمایشی عظیمی را به سیستمهای تهویه مطبوع و در نهایت به شبکه برق کشور تحمیل میکنند. مقیاس این فرصت در سطح ملی بسیار قابل توجه است.
بر اساس تحلیلهای انجام شده بر روی دادههای جمعیتی و ساختمانی در شهرهای با اولویت اقلیمی (مناطق گرم و خشک و گرم و مرطوب)، کل بازار قابل دسترس برای بهسازی شیشهها حدود ۱۲۵ میلیون متر مربع برآورد میشود.1 این رقم که با مفروضات محافظهکارانه محاسبه شده، تنها شهرهای با اولویت بالا را در بر میگیرد و پتانسیل واقعی در بخش تجاری و اداری احتمالاً فراتر از این مقدار است. بخش بزرگی از این مساحت شیشه مربوط به ساختمانهایی است که پیش از تدوین و اجرای مقررات ملی ساختمان در زمینه صرفهجویی انرژی ساخته شدهاند و از نظر عملکرد حرارتی بسیار ضعیف هستند. این ساختمانهای قدیمی، مستعدترین اهداف برای اجرای پروژههای بهسازی (Retrofit) با بازدهی بالا محسوب میشوند.
با فرض اینکه به طور متوسط ۷۵٪ از نماهای ساختمانی رو به جنوب، شرق و غرب قرار دارند و بیشترین تأثیر را از تابش خورشید در ساعات اوج مصرف سرمایشی میپذیرند، مساحت شیشه مستعد اتلاف انرژی حدود ۹۳.۷۵ میلیون متر مربع است. این مساحت، بازار هدف اصلی برای نانوپوشش زیگورات به شمار میرود. برای تدوین سیاستهای دقیق، این بازار به سه بخش اصلی تفکیک میشود:
1. بخش دولتی و عمومی: این بخش که شامل بیمارستانها، وزارتخانهها، ادارات دولتی، مدارس و دانشگاهها میشود، بر اساس برآوردها حدود ۱۰٪ از کل بازار، معادل ۱۲.۵ میلیون متر مربع شیشه را در اختیار دارد.1
2. بخش مسکونی خصوصی: با فرض سهم ۶۰٪ از بازار باقیمانده، این بخش با ۶۷.۵ میلیون متر مربع شیشه، بزرگترین جزء بازار را تشکیل میدهد.
3. بخش تجاری و اداری خصوصی: ۳۰٪ باقیمانده، معادل ۳۳.۷۵ میلیون متر مربع، به ساختمانهای اداری، مراکز خرید و سایر کاربریهای تجاری اختصاص دارد.
این تفکیک، یک اهرم راهبردی قدرتمند را در اختیار دولت قرار میدهد. دولت با در اختیار داشتن ۱۲.۵ میلیون متر مربع شیشه، میتواند با تصمیم به بهسازی ساختمانهای خود، نقش «مشتری اولیه» را ایفا کند. این اقدام نه تنها به صورت مستقیم منجر به کاهش هزینههای انرژی و صرفهجویی در بودجه جاری دولت میشود، بلکه با ایجاد یک بازار اولیه بزرگ و باثبات، ریسک سرمایهگذاری برای تولید انبوه را کاهش داده، به دستیابی به صرفهجویی ناشی از مقیاس (Economies of Scale) کمک کرده و پذیرش این فناوری در بخش خصوصی را تسریع میبخشد. این رویکرد، یک ابزار کارآمد سیاستگذاری صنعتی است که در قالب یک تصمیم تدارکاتی ساده قابل اجراست.
جدول ۱: برآورد سطح شیشه ساختمانی و پتانسیل بهینهسازی بر اساس نوع کاربری

توجه: محاسبات مساحت مستعد بر اساس ضریب ۷۵٪ از کل مساحت تخمینی هر بخش انجام شده است.
برای درک اهمیت راهبردی بهینهسازی مصرف انرژی، لازم است مفهوم انتزاعی «صرفهجویی» به یک معیار ملموس و قابل فهم برای سیاستگذاران، یعنی «ظرفیت نیروگاهی»، ترجمه شود. هر متر مربع از شیشهای که با نانوپوشش زیگورات بهسازی میشود، به طور متوسط سالانه ۱۶۵ کیلووات ساعت در مصرف برق صرفهجویی میکند. این عدد، واحد بنیادین محاسبات تأثیر ملی این فناوری است.
با تعمیم این صرفهجویی واحد به کل بازار هدف ۱۲۵ میلیون متر مربعی، کل پتانسیل صرفهجویی انرژی الکتریکی در سطح ملی به ۲۰,۶۲۵,۰۰۰ مگاوات ساعت در سال میرسد.1 این حجم عظیم از انرژی، معادل کل تولید سالانه ۹ نیروگاه حرارتی متوسط کشور است که هر یک به طور میانگین سالانه ۲,۳۲۲,۱۴۷ مگاوات ساعت برق تولید میکنند. این مفهوم، «نیروگاه مجازی» نامیده میشود؛ ظرفیتی که نه از طریق ساخت زیرساختهای جدید، بلکه از طریق مدیریت هوشمندانه تقاضا به شبکه افزوده میشود.
این نیروگاه مجازی دارای مزایای بنیادینی نسبت به نیروگاههای فیزیکی است:
● هدفگیری بار پیک: صرفهجویی انرژی دقیقاً در ساعات اوج بار تابستان (بعد از ظهر) رخ میدهد، یعنی زمانی که شبکه برق تحت بیشترین فشار قرار دارد و هزینه تولید برق نهایی (Marginal Cost) در بالاترین سطح خود است. این ویژگی، ارزش این صرفهجویی را چندین برابر میکند.
● هزینه نهایی صفر: پس از نصب، این نیروگاه مجازی بدون نیاز به سوخت، آب یا نگهداری پیچیده، به صورت مستمر و غیرفعال (Passive) به تولید صرفهجویی ادامه میدهد.
● عدم نیاز به انتقال: انرژی در نقطه مصرف «تولید» (صرفهجویی) میشود و تلفات ۸ تا ۱۰ درصدی ناشی از انتقال برق از نیروگاههای متمرکز به مصرفکنندگان نهایی را به طور کامل حذف میکند.
● تابآوری و توزیعشدگی: یک شبکه توزیعشده از میلیونها پنجره بهینهسازیشده، ذاتاً در برابر اختلالات و حوادث، مقاومتر از چند نیروگاه متمرکز و آسیبپذیر است.
جدول ۲: محاسبه صرفهجویی سالانه انرژی نانو کوتینگ زیگورات و معادلسازی نیروگاهی بر اساس بخش

حمایت از استارتاپ زیگورات، فراتر از یک اقدام در حوزه انرژی، یک تصمیم راهبردی برای تقویت حاکمیت اقتصادی و جلوگیری از خروج قابل توجه ارز از کشور است. کاتالیزور اصلی این تحول، ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان است که اجرای آن از دیماه ۱۴۰۴ الزامی خواهد شد.1 این قانون با تعیین الزامات سختگیرانه برای عملکرد حرارتی شیشهها، عملاً استفاده از شیشههای پیشرفته سولار را برای تمام ساختمانهای نوساز به یک الزام قانونی تبدیل میکند.
این مقررات، یک بازار جدید و حفاظتشده را خلق میکند. در حال حاضر، حجم واردات شیشه سولار حدود ۱.۵ میلیون متر مربع در سال است. پیشبینی میشود با اجرای کامل مبحث ۱۹، تقاضا برای این نوع شیشه تا سال ۱۴۰۸ به حدود ۵.۹۴ میلیون متر مربع در سال افزایش یابد.1 در این نقطه، کشور با یک انتخاب حیاتی روبرو است: تأمین این تقاضای قانونی از طریق واردات انبوه یا حمایت از یک راهکار داخلی.
مقایسه هزینه ارزی این دو گزینه، ابعاد این تصمیم را روشن میسازد:
● شیشه سولار وارداتی: هزینه ارزی هر متر مربع حدود ۴۰ یورو است.
● شیشه ایرانی با پوشش زیگورات: هزینه ارزی ناشی از واردات بخشی از مواد اولیه، به طور محافظهکارانه ۳ تا ۵ دلار برای هر متر مربع برآورد میشود.
بدون وجود یک تولیدکننده داخلی قدرتمند، اجرای مبحث ۱۹ ناخواسته به یک بحران ارزی قابل پیشبینی منجر خواهد شد و کشور را مجبور به صرف صدها میلیون یورو در دهه آینده برای واردات شیشه خواهد کرد. حمایت از زیگورات این تهدید را به یک فرصت بینظیر صنعتی تبدیل میکند. این اقدام نه تنها جایگزینی واردات است، بلکه یک حرکت هوشمندانه برای جلوگیری از یک آسیب اقتصادی خودساخته و تبدیل یک الزام قانونی به موتور محرک تولید داخلی است.
جدول ۳: پیشبینی صرفهجویی ارزی سالانه نانو کوت زیگورات ناشی از جایگزینی واردات شیشه AGC

مفروضات: رشد خطی سهم بازار زیگورات و صرفهجویی ارزی معادل ۳۰ دلار به ازای هر متر مربع تولید داخل در مقایسه با نمونه وارداتی.

اجرای سراسری طرح نانوپوشش زیگورات، تأثیرات مالی مستقیم، ملموس و قابل توجهی بر بودجه دولت دارد. این منافع از دو منظر کلیدی قابل بررسی است: کاهش بار یارانههای پنهان و ایجاد ظرفیت جدید برای صادرات برق.
در حال حاضر، شکاف عمیقی میان هزینه واقعی تولید برق و قیمت تکلیفی فروش آن به مشترکین وجود دارد. هزینه تمامشده تولید هر کیلووات ساعت برق حداقل ۴ سنت دلار (معادل ۴۰,۰۰۰ ریال) برآورد میشود، در حالی که این برق با قیمتی بسیار نازل (حدود ۱۴۴ تا ۲۰۰ تومان) به دست مصرفکننده میرسد.1 این تفاوت، یارانه پنهان عظیمی است که دولت برای ناکارآمدی مصرف انرژی پرداخت میکند. هر کیلووات ساعت برقی که توسط پوشش زیگورات صرفهجویی میشود، یک کیلووات ساعتی است که دولت دیگر مجبور به تولید آن با زیان نیست. ارزش واقعی کل برق صرفهجویی شده (۲۰.۶ میلیون مگاوات ساعت) بالغ بر ۸۲۵ هزار میلیارد تومان در سال است که این مبلغ به طور مستقیم از هزینههای دولت کاسته میشود.
از سوی دیگر، برق صرفهجویی شده را میتوان به عنوان یک کالای جدید و قابل صدور در نظر گرفت. با توجه به نرخ صادراتی برق که حدود ۱۰ سنت دلار به ازای هر کیلووات ساعت است، این حجم از انرژی پتانسیل ایجاد درآمد ارزی قابل توجهی را دارد.
این محاسبه نشان میدهد که ناکارآمدی فعلی پنجرهها، هزینه فرصت هنگفتی برای کشور به همراه دارد. در واقع، دولت با تداوم وضع موجود، سالانه از درآمد بالقوه بیش از ۲ میلیارد دلاری چشمپوشی میکند. هر پنجره ناکارآمد، در عمل در حال سوزاندن ارزآوری بالقوه کشور است.
جدول ۴: ارزیابی ارزش اقتصادی سالانه برق صرفهجویی شده برای دولت

نرخ دلار محاسباتی بر اساس نرخ روز (حدود ۱۱۲,۰۰۰ تومان) در نظر گرفته شده است.
یکی از قدرتمندترین استدلالها برای حمایت از این طرح، صرفهجویی عظیم در هزینههای سرمایهای (CAPEX) است. همانطور که پیشتر اشاره شد، اجرای کامل طرح زیگورات معادل افزودن ۹ نیروگاه حرارتی متوسط به ظرفیت شبکه برق کشور است. این امر، کشور را از نیاز به ساخت این تعداد نیروگاه جدید بینیاز میکند.
برای درک ابعاد مالی این صرفهجویی، باید هزینه ساخت چنین نیروگاههایی را بررسی کرد. بر اساس گزارشهای متعدد از منابع رسمی و صنعتی، هزینه احداث هر مگاوات ظرفیت نیروگاهی حرارتی در ایران بین ۵۰۰ هزار دلار تا ۱ میلیون دلار متغیر است.2 با در نظر گرفتن اینکه ۹ نیروگاه مجازی ایجاد شده، ظرفیتی معادل تقریباً ۴,۷۰۰ مگاوات را نمایندگی میکنند، میتوان کل صرفهجویی در هزینههای سرمایهای را محاسبه کرد.
● برآورد پایین (محافظهکارانه):
4,700 MW×$500,000/MW=$2,350,000,000
● برآورد بالا (مبتنی بر اظهارات وزیر نیرو):
4,700 MW×$1,000,000/MW=$4,700,000,000
این محاسبات نشان میدهد که سرمایهگذاری در بهینهسازی سمت تقاضا از طریق فناوری زیگورات، میتواند از تحمیل هزینهای بالغ بر ۲.۳ تا ۴.۷ میلیارد دلار به اقتصاد کشور برای ساخت نیروگاههای جدید جلوگیری کند. این رویکرد، استراتژی سنتی «تأمین-محور» را که بر ساخت بیپایان زیرساختهای جدید تأکید دارد، به چالش میکشد. این فناوری اثبات میکند که مدیریت تقاضا میتواند همان منافع را با کسری از هزینه، بازگشت سرمایه سریعتر، و بدون پیامدهای زیستمحیطی و نیاز به تأمین سوخت مستمر، برای شبکه به ارمغان آورد. این یک تغییر پارادایم به سوی یک استراتژی انرژی ملی مدرن، کارآمد و مسئولانه از نظر مالی است.
جدول ۵: برآورد صرفهجویی در هزینههای سرمایهای ناشی از عدم ساخت نیروگاههای جدید

تحلیلهای ارائه شده در این گزارش به روشنی نشان میدهد که حمایت از فناوری نانوپوشش زیگورات، یک سرمایهگذاری استراتژیک با بازدهی چندوجهی برای امنیت ملی و تابآوری اقتصادی کشور است. این فناوری به طور همزمان چهار چالش حیاتی کشور را هدف قرار میدهد: ناترازی مزمن انرژی، رکود صنعتی ناشی از قطعی برق، کمبود سرمایه برای زیرساختهای جدید، و خروج ارز برای واردات محصولات با فناوری پیشرفته.
با توجه به لازمالاجرا شدن قریبالوقوع مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، زمان برای اتخاذ تصمیم بسیار حیاتی است. اقدام فوری، به شکلگیری یک صنعت داخلی پیشرو و خودکفا منجر خواهد شد؛ در حالی که تعلل، وابستگی به واردات و خروج مستمر ارز را تضمین میکند.
بر این اساس، اقدامات زیر به عنوان توصیههای راهبردی به مدیران ارشد دولتی پیشنهاد میگردد:
1. اعلام فناوری نانوپوشش به عنوان «پروژه راهبردی ملی»: این اقدام اهمیت موضوع را در سطح کلان کشور ارتقا داده و هماهنگیهای بینوزارتخانهای (نیرو، صمت، راه و شهرسازی) را برای حمایت از آن تسهیل میکند.
2. راهاندازی «برنامه ملی بهینهسازی ساختمانهای دولتی»: دولت باید با تعهد به بهسازی ۱۲.۵ میلیون متر مربع شیشه در ساختمانهای تحت تملک خود، نقش «مشتری پیشگام» را ایفا کند. این اقدام، بازار اولیه لازم برای تولید انبوه را فراهم کرده و به عنوان الگویی برای بخش خصوصی عمل خواهد کرد.
3. ایجاد مشوقهای مالی هدفمند: تدوین بستهای حمایتی شامل وامهای کمبهره، اعتبارات مالیاتی و یارانههای مستقیم برای مالکان ساختمانهای مسکونی و تجاری جهت پذیرش این فناوری ضروری است. همانطور که تحلیلها نشان داد، بازگشت سرمایه این سیاستها برای دولت به دلیل صرفهجویی در یارانهها، فوقالعاده بالا خواهد بود.
4. ادغام «نیروگاههای مجازی» در سیاستگذاری انرژی: لازم است در اسناد بالادستی و برنامهریزیهای کلان انرژی کشور، «نیروگاههای مجازی» حاصل از بهینهسازی مصرف به عنوان یک منبع اصلی و قابل اتکا به رسمیت شناخته شوند و سرمایهگذاری در آنها، در مقایسه با زیرساختهای تأمین-محور، در اولویت قرار گیرد.
