
در مسیر برند شخصی، مهمترین بخش ماجرا خودشناسی عمیق است.
جالبه بدونیم ما فقط «یک خود» نداریم! در واقع، هرکدوم از ما هشت "خود" متفاوت داریم:
1️⃣ خودِ واقعی ما
2️⃣ خودی که فکر میکنیم هستیم
3️⃣ خودی که دوست داریم باشیم
4️⃣ خودی که وانمود میکنیم هستیم
5️⃣ خودی که دوست داریم دیگران فکر کنند ما هستیم
6️⃣ خودی که دیگران فکر میکنند ما هستیم
7️⃣ خودی که دیگران فکر میکنند ما فکر میکنیم که هستیم
8️⃣ و خودی که دیگران فکر میکنند ما میتوانیم باشیم
تمام هنر پرسونال برندینگ در این است که این "خودها" را تا حد ممکن با هم همراستا و همصدا کنیم تا از درون و بیرون، تصویری یکپارچه و اصیل از خودمان بسازیم.
برند؛ کوه یخی در اقیانوس ِدیدهها
برند مثل کوه یخ است.
فقط ۱۰ تا ۲۰ درصد آن دیده میشود : همان ظاهر، لحن، لباس، یا حضور آنلاین ما.
اما ۸۰ تا ۹۰ درصد برند در زیر آب پنهان است: باورها، ارزشها، تخصص، جهانبینی، و چشمانداز ما.
اگر این بخش ِ پنهان را نسازیم، یعنی هنوز «برند»ی نساختهایم.
ظاهر زیبا بدون عمق، مثل پوستهای شفاف است که زود میشکند.
عمق برند همانجاست که «خودشناسی»، «تخصص» و «نظامهای مدیریتی و فکری» ما شکل میگیرد . یعنی جایی که ما برنامهریزی، یادگیری و مسیر رشدمان را تعریف میکنیم.
به قول حافظ:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند،
نه هر که آینه سازد سکندری داند.
برند شدن هم همین است؛
فقط با ظاهر نمیشود ماندگار شد. باید عمق داشت، باید «درون» ساخت تا «بیرون» بدرخشد.
🌿 سخن پایانی
برای ما معلمها، برند شخصی فقط به معنی دیده شدن نیست؛ یعنی «اثر گذاشتن» ، یعنی همان لحظهای که شاگردی از حرف یا نگاه ما الهام میگیرد و مسیرش تغییر میکند.
اگر در عمق خود رشد کنیم، در ذهنها هم ماندگار میشویم 💛

شاید وقتش رسیده چند دقیقه سکوت کنیم و از خودمان بپرسیم:
کدام "خود" من واقعاً دارد زندگی میکند؟
و کدامش فقط نقش بازی میکند؟
من دوست دارم تجربهی شما را هم بدانم 🌸
شما چطور بین این هشت “خود”، تعادل برقرار میکنید؟
در بخش دیدگاهها بنویسید؛ شاید حرف شما، جرقهی مقالهی بعدی من باشد ✨
👩🏫 دربارهی من
من مریم سائلی هستم، معلمی که باور دارد تدریس فقط انتقال دانش نیست؛ بلکه ساختن انسان، کشف استعداد و لذت بردن از مسیر رشد است.
در مسیر «برند شخصی معلمان» تلاش میکنم به معلمها کمک کنم تا با شناخت خود، اعتمادبهنفس، اثرگذاری و خلاقیتشان را چند برابر کنند.
«درون» ساخت تا «بیرون» بدرخشد.