برند شخصی یک نگرش است؛ نگرشی که روی قلب و ذهن مخاطب اثر میگذارد.
اگر بخواهم ساده بگویم، برند شخصی همان چیزیست که دیگران وقتی شما را نمیبینند، در موردتان حس و فکر میکنند.
برند شدن یک «فرایند» است، نه یک اتفاق. فرایندی که هم بر احساس مخاطب کار میکند و هم بر منطق او.
خبر خوب این است که برای برندسازی، لازم نیست توران میرهادی یا بیل گیتس باشی. کافیست نسخهی واقعی و یکتا از «خودت» را پیدا کنی و پرورش بدهی.

چهار گام اصلی برند شخصی
1. خودشناسی؛ سنگبنای همهچیز. بدون شناخت درست از خودت، همهی مسیر کج میرود.
2. شناخت استعدادها و تواناییها؛ گنجهایی که شاید سالها خاک خوردهاند.
3. کار روی مهارتها؛ تبدیل استعداد خام به ابزار اثرگذاری.
4. مدیریت دیدگاه دیگران؛ یعنی هم بدانی دیگران تو را چطور میبینند، هم بتوانی تصویر درستتری از خودت بسازی.
مکانیسم دو مرحلهای

برند شخصی یک پرنده است؛ برای پرواز به دو بال نیاز دارد:
بال اول: افشای خود 🕊️
باید در معرض دید قرار بگیری. جلوی دوربین بروی، بنویسی، حضور داشته باشی. کسی برند نمیشود اگر پنهان بماند.
بال دوم: بازخورد گرفتن 🕊️
وقتی دیده شدی، باید گوش شنوا هم داشته باشی. بازخورد بگیری، بپذیری و در مسیر رشد از آن استفاده کنی. این همانجایی است که تغییر و بلوغ واقعی رخ میدهد.
وقتی این دو بال را داشته باشی، درست مثل یک عقاب تیزپرواز، میتوانی اوج بگیری و در آسمان حرفهای خودت پرواز کنی.
این فقط شروع راه است. در مقالهی بعدی، میخواهم دقیقتر بگویم چطور میتوان این مسیر را عملی کرد؛ از تمرینهای ساده تا راهکارهای حرفهای برای دیدهشدن و اثرگذاری.

من مریم سائلی هستم؛ معلمی که مسیر یادگیری و برندسازی شخصی رو قدم به قدم تجربه میکنه و اینجا روایتش رو با شما به اشتراک میذاره.