ویرگول
ورودثبت نام
selin._.
selin._.عیبست بزرگ برکشیدن خود را از جمله خلق بر کشیدن خودرا
selin._.
selin._.
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

دنیا در چشمان من!؟

مگر نه اینکه ما هیچ‌وقت راضی نیستیم؟
در سرمای زمستان، وقتی روی صندلی‌های پلاستیکی و سرد اتوبوس می‌نشینیم، از راننده‌ای که بخاری را روشن نکرده ناراحت می‌شویم. اما ظهر همان روز، وقتی هوا خوب و معتدل است، از راننده دیگری که بخاری را خاموش نکرده و فضای اتوبوس را گرم و خفه‌کننده کرده، کلافه می‌شویم.

وقتی زیبا هستیم، به خود می‌گوییم زشتیم و از خود ایراد میگیریم؛ میخواهیم بی نقص باشیم.

هنگام شادی‌هایمان، باز هم دنبال ایراد و غم می‌گردیم؛ منتظریم کسی حرفی بزند تا ناراحت شویم. هیچ‌وقت از چیزی راضی نیستیم.

به بهترین فروشگاه می‌رویم و گران‌ترین لباس را می‌خریم، اما وقتی آن را به خانه می‌آوریم، شروع می‌کنیم به ایراد گرفتن که چرا این‌طور است و چرا آن‌طور نیست.

وقتی دوستانمان با ما شوخی می‌کنند، دلگیر می‌شویم؛ و وقتی کاری به کارمان ندارند، باز گله می‌کنیم که چرا بی‌تفاوت‌ان.

داشتم فکر میکردم که من همیشه اینطور بودم هیچوقت اونطور که باید از لحظه هام لذت نبردم چون هیچوقت سعی نکردم درست و حسابی راضی باشم و یا گاهی بیش از حد از همه چیز و همه جا راضی بودم زیادی قانع میشدم برای هرچیزی و بعدش بیشتر ناراحت و از خودم ناراضی تر میشدم

"شاید مشکل من نه در سرما و گرما، نه در زیبایی و زشتی، نه در شادی و غم، بلکه خودم باشم. اینکه نمیدونم کی و چطور اول از همه از خودم و بعد چیزهای دیگه راضی باشم....از لحظه ای که میگذرونم؟...از دنیا و ادمایی که هروز میبینم؟حالا دنیا و اسمان و درخت و گربه هایی که داره هیچی....اما ادم ها و اتفاقات زندگیم چطور؟..چطور میتونم برای چایی که درست کردم و با عشق برای خودم ریختم تا لحظه ای و برای خودم باشم و دو دقیقه بعد روی زمین پخش میشود راضی باشم و در ان لحظه بخوام که از لحظه ام لذت ببرم؟از چی؟چایی که دیگه ندارم یا حالی که خراب شده؟.....اینکه ادم هایی اجباری دور و اطرافت باشن که حتی نفهمی لذت بردن از زندگی چطوریه که انقدر زندگی و با کار ها و تک تک رفتارهاشون بهت زهر میکنن؟"

این چیزی بود که فکر میکردم و...

"رضایت واقعی از پذیرش خود، قدردانی از داشته‌ها و تمرکز بر لحظه حالم شروع می‌شه.؟یعنی اگه از همه چی راضی باشم زندگی هم اوکی میشه؟منم میتونم راحت خوشحال باشم؟سوال اینجاست که رضایت واقعی زندگیم باید از کجا شروع بشه؟"

این ها سوال هایی بود که از خودم میپرسیدم....ولی به جوابی که خیلی درست باشه و ازش اطمینان داشته باشم نرسیدم اما فهمیدم که :

اگه چایی ریخت زمین دوباره برای خودم میریزم...اگه اول صبح انگشت کوچیکه پام به یه گوشه ای خورد کل روزم و بخاطرش خراب نمیکنم...اگه رفتار کسی مناسب نبود از کنارش رد میشم واهمیت نمیدم..اگه کسی همش درحال غر زدن به من بود فقط کافیه هدفونم و بزارم تا صداشو نفهمم......اگه کتاب یا داستانی و دوست نداشتم یکی دیگه برمیدارم....فقط کافیه یکم میانبر بزنم شاید یکمی بتونم خوشحالتر زندگی کنم..راحت تر و قشنگ تر برای خودم..دنیای خودم و زیبا تر ببینم .

لذت زندگیزندگی
۳
۰
selin._.
selin._.
عیبست بزرگ برکشیدن خود را از جمله خلق بر کشیدن خودرا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید