ویرگول
ورودثبت نام
سفرنامه
سفرنامه
سفرنامه
سفرنامه
خواندن ۲ دقیقه·۴ سال پیش

سفرنامه به قطب شمال ، سرزمین یخ و برف

سفر به گرینلند ، از آن دست سفرهایی بود که نه آرزویش را داشتم و نه حتی لحظه ای به آن می اندیشیدم ؛ اما بسان آبی نطلبیده ، ناگهان پیش رویم قرار گرفت و منِ مشتاق دیدنِ سرزمین ها و فرهنگهای جدید ، به سرعت آن را برداشته و نوشیدمش . همه ی مقدمات سفر ، به طرز شگفت انگیزی جفت و جور بود . از طرفی هزینه ی سفر ، توسط مرکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاهی در دانمارک برای همسرم و یک دستیار آشنا به زمین شناسی و طراحی تونل پرداخت میشد ( حتی فکرش را هم نکنید که همسر ، شهامت بردن نام کسی جز من را داشت ) و از سویی دیگر ، حضور چند ماهه ی یک فامیل در کنارمان ، خیالمان را از بابت بچه ها راحت می کرد . پس با خیالی آسوده ، بچه ها را به فامیل می سپاریم و دل را به سفری چند روزه و راهی می شویم به سوی کسب تجربه ای جدید .


گرفتن ویزا ، حتی با وجود آنکه در آن زمان ، تنها پاسپورت ایرانی داشتیم هم ، به راحتی صورت گرفت . پاسپورتها ، دعوت نامه و مدارک مورد نیاز را به سفارت دانمارک در اتاوا ( پایتخت کانادا ) می فرستیم و به راحتی ویزا را دریافت میکنیم . در این چند سال که در کانادا زندگی میکنیم ؛ همیشه به راحتی و با کمترین هزینه و مدارک ، ویزای مورد نیازمان را گرفته ایم و از لذت سفرِ بدون استرسهای نگرفتن ویزا و ریجکت شدن در فرودگاه ، بهره برده ایم . گاهی که سفرنامه های دوستان را می خوانم و از مصائب گرفتن ویزا از ایران و دردسرهایی که گاه بخش بزرگی از سفرنامه را در بر میگیرد ، آگاه میشوم ؛ حسی توامان از ناراحتی ، خشم و حتی عذاب وجدان در وجودم غلیان میکند و افسوس میخورم از آنچه بر ایران و ایرانی در این سالها رفته است و به چنین روزی افتاده ایم که حتی کشوری مانند گرجستان هم روزانه ده ها ایرانی را پس میزند و مانع ورودشان میشود .

مرزها و کنترل های لب مرز ، همیشه وجود داشته اند و دارند  و بدون آنها ، احتمالا دنیا جایی نا امن تر از امروز خواهد شد ؛ اما اینکه صرفا ، انسانها (بی آنکه خود نقشی داشته باشند) تنها به دلیل آنکه در مناطق مختلف کره ی زمین متولد شده اند ؛ مورد تبعیض قرار بگیرند و برای برخی مرزها پر رنگ تر از برخی دیگر باشد هم ، جای تامل  دارد . ای کاش دنیا به سمتی می رفت که می توانستیم آرزو کنیم برای کمرنگ تر شدن مرزها و فاصله ها . دنیایی بدون مرز و البته ذهن هایی هم فاقد مرزبندیهای معمول و مرسوم . ای کاش همه ی مردم دنیا می پذیرفتیم که هیچ کداممان تنها به سبب نژاد و کیش مان ، برتر و بهتر از دیگران نیستیم و هیچ چیزی به جز شانس و تصادفی محتوم ، در ایرانی و عرب و آلمانی و آمریکایی و … بودنمان ، نقش نداشته است .

چقدر این روزها ، دوریم از این آرزو …

۰
۰
سفرنامه
سفرنامه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید