حس خوب آشپزی آخر هفته

چند روز پیش پسرعمو و خانمش برای کار اداری که داشتند،به تهران اومدند و میهمان برادرم بودند. من هم برای دیدنشان،به خانه برادرم رفتم.یک روز بیشتر نبودند و فردای اون روز بعد از انجام کار اداری،رفتند.

برای سوغاتی،دوتا ماهی آورده بودند یکی برای برادرم و یکی هم برای من.

من هم از فرصت استفاده کردم و چون امروز پنجشنبه تعطیل بودم،تصمیم گرفتم یک نهار خوشمزه درست کنم و برادرزاده کوچکم هم دعوت کردم تا نهار رو با هم بخوریم.

صبح ماهی رو درست کردم و تمییز شستم و با ادویه و پیاز و آبلیمو گذاشتم توی یخچال تا برای ظهر سرخ کنم.

سبزی قورمه هم داشتم و تصمیم گرفتم در کنار ماهی یک خورشت قورمه سبزی هم درست کنم تا نهار آخر هفته خوبی بشه و به درخواست بچه برادرم،یک کیک هم درست کردم و بهش قول دادم بعد از ظهر ببرمش پارک.

زندگیه و همین دلخوشی های کوچیک.

کی می دونه؟شاید همین روزهای به اصطلاح تکراری هم یک روزی تبدیل به خاطره شد،بزرگنمایی می شه و ما حسرتش رو می خوریم.

پس از حالمون لذت ببریم و در لحظه زندگی کنیم و تا جاییکه ممکنه شاد باشیم.

سعی کنیم تلخی های زندگی رو یک جوری شیرین و قابل تحمل کنیم.

کاری رو که بهش علاقه داری، در حد بودجه و توانت انجام بده و خوش باش به حرف هیچکس هم گوش نده و مطمئن باش کاری که انجام می دی، حتما خوب بوده که نظر اونها رو جلب کرده و حرفهاشون از سر حسادته همین.