عملیات مخفی

مقدمه

عملیات پنهان و فعالیت‌های ضداطلاعاتی از قدیمی‌ترین اقدامات مخفیانه و معمولاً افشا نشده تاریخ هستند. این عملیات‌ها که در قالب نفوذ در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم گیران است باعث می‌شود تا مسیر حرکت یک کشور تابع خواست کشوری باشد که در زمینه تهاجم(عملیات مخفی) و هم در زمینه دفاع(ضداطلاعات) نسبت به کشور هدف برتری بالایی دارد. عملیات مخفی در هیچ کجای جهان و در هیچ دولتی وضعیت مدونی ندارد اما دارای اصولی است که بیشتر در کوران جنگ سرد تدوین‌شده‌اند. این عملیات‌ها درزمانی که دو ابرقدرت درگیر گسترش حوزه نفوذ خود و یا کم کردن حوزه نفوذ طرف مقابل بود بیشترین تعداد و نوع را پیداکرده و تا به امروز به‌صورت مخفیانه‌تر و گسترده‌تر نیز استفاده می‌شوند.

خلاصه کتاب

این کتاب در 6 فصل و 47 زیر فصل به بررسی اینکه چرا فعالیت‌های ضد جاسوسی و عملیات مخفی در بسیاری از جهات جزء عناصر فراموش‌شده نظام اطلاعاتی ایلات متحده بوده است، از طریق مثال‌های تاریخی به این امر می‌پردازد.

موضوع دیگر ارزیابی مسئله ضد جاسوسی و عملیات مخفی است آن‌گونه که از پایان جنگ جهانی تا دهه 1990 و بعدازآن بکار رفته است.

کتاب با این پیش‌زمینه، اصول و فنون ایده آلی را مطرح می‌کند که اگر آن‌ها را دنبال کنیم ما را به‌سوی عملیات مخفی و ضد جاسوسی مؤثری هدایت می‌نماید.

نویسنده در این کتاب با تمرکز اصلی به بیان عملیات مخفی و ضد جاسوسی از ابتدای استفاده تا به امروز به همراهی شواهد تاریخی و درس‌های عبرت‌آموز می‌پردازد.

برای مثال در فصل چهارم این کتاب با نام«خدمه سیاست، اصول عملیات مخفی» به اصول اولیه این بخش و سیاست‌ها و اهداف و وسایل و درس‌های تاریخی این قبیل عملیات می‌پردازد و در ادامه وارد مسئله ضد تروریسم می‌شود.

گزارش

داستان‌های اطلاعاتی

· نامزدی رابرت گیتس در سال 1991 برای ریاست سیا این مسئله را مطرح کرد که آیا تحلیلگران کار را از متخصصان عملیات مخفی که سابقاً رئیس سیا بودند تحویل می‌گیرند و آیا این مطلوب است؟

گیتس تماماً در قالب یک تحلیلگر در سیا رشد کرده بود.

· در همه آبروریزی‌ها و کمیته‌های سنا برای تحقیقات سیا بیشتر ضد جاسوسی و عملیات مخفی به ترتیب در مظان اتهام بوده‌اند و برای مثال در کمیته «چرچ» تنها سه درصد گزارش علیه بخش‌های تحلیل و جمع‌آوری اطلاعات بود.

· ساموئل هانتیگتون در واکنش به کمیته‌های تحقیقاتی اطلاعاتی سنا:

کمیته تحقیق و بازرسی کنگره که به مطالعه عملیات سیا پرداخته است باید کنجکاو می‌شد که چرا این آژانس با این‌همه ادعا در تلاش خود برای قتل«لومومبا»و«کاسترو» این‌گونه فضاحت‌بار شکست خورده است. ولی در سال 1975، هیچ‌کس به عدم توانایی آژانس در انجام امور محوله علاقه‌ای نشان نداد و در عوض در مورد غیراخلاقی بودن آن کارها حساس شدند.

پاتریس لومومبا
پاتریس لومومبا

· شکست یک کشور در حفظ اسرار دیپلماتیک و نظامی خود در برابر فعالیت‌های جمع‌آوری خبر سرویس‌های خارجی ممکن است بسیار فجیع باشد. ماجرای ورود ایالات‌متحده به جنگ جهانی اول نمونه قابل توجیه همین امر است.

· از سال 1915 به بعد، امپراطوری آلمان در پی جلوگیری از ورود ایالات‌متحده آمریکا به جنگ بود. در آغاز خصومت‌ها انگلستان کابل مخابراتی آلمان بر فراز آتلانتیک را قطع کرد. آلمان مجبور بود ارتباطات خود را از طریق رادیو و یا کابل‌های مخابراتی انگلستان عبور دهد. انگلیسی‌ها از طریق کار در « اتاق 40» ( واحد کشف رمز اداره نیروی دریایی بریتانیا) و دستیابی به دفترچه رمز جاهای دیگر آلمان توانستند بسیاری از پیام‌های آلمان را کشف کنند. آلمان‌ها این خطر را جدی نگرفتند. ظاهراً هیچ جاسوس آلمانی تصور نمی‌کرد تحقیق درباره آنکه «آیا سازمان جاسوسی انگلیس نفوذ کرده» ضروری باشد.

· در سال 1917«زیمرمان» وزیر خارجه آلمان یک تلگرام رمزدار به سفارت آلمان در واشنگتن فرستاد تا به مکزیکوسیتی ارسال شود. این تلگرام حاوی پیشنهاد اتحاد بین مکزیک و آلمان علیه ایلات متحده بود. این پیام توسط انگلیسی‌ها کشف و افشا شد و آمریکا را به جنگ کشاند.

زیمرمان وزیر خارجه امپراطوری آلمان
زیمرمان وزیر خارجه امپراطوری آلمان

· بریتانیا نمی‌خواست سیستم کشف پیامش لو برود برای همین هم یک نسخه از تلگرام را با عملیات مخفی از اداره پست و تلگراف مکزیک ربود و در اختیار آمریکا قرارداد.

· در زمان جنگ جهانی دوم، نادیده گرفتن سابقه چپ‌گرائی رادیکال ریچارد سورگ افسر نازی و جاسوس شوروی امکان نفوذ وی در سفارت آلمان مستقر در توکیو را ایجاد کرد. او به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای به نقشه‌های جنگی آلمان و ژاپن دست پیدا کرد. سورگ پیش از دستگیری در پائیز 1941، شوروی را آماده حمله ژاپن به منچوری کرد. بعد از قضیه سورگ هیچ‌گاه ورماخت در جنگ دست برتر را نداشت.

ریچارد سورگ
ریچارد سورگ

· شوروی نمونه واضح کشوری است که از امکانات اطلاعاتی مثبت خود برای تغییر موازنه استراتژیک قدرت به نفع خود استفاده می‌کرد.

· اتمی شدن شوری هم به دلیل ضعف ضد جاسوسی غرب بود. مهم‌ترین جاسوسان اتمی شوروی از دانشمندان اتمی غرب بودند.

· یکی از تلاش‌های بسیار موفق روسیه در اقدام فعال مقابله با ناتو در دهه 70 و «بمب نوترونی» ناتو بود. در ابتدا شوروی با هزینه 100 میلیون دلار خرج واحدهای پشتیبانی ازجمله احزاب کمونیست، سازمان‌های امنیتی شرق و عاملان نفوذی خود کرد و جنبش‌های زیادی را به راه انداخت و آوردن «بمب نوترونی» به اروپا را متوقف کرد.

· در مرحله بعد با موفقیت عملکرد بمب‌های نوترونی جدید شوروی بی‌سابقه‌ترین اقدامات فعال خود را در سال 1979 آغاز کرد که با تغییر مواضع امنیتی غرب و دفاع در برابر اقدامات فعال شوروی و همچنین افشاگری‌های غرب علیه اقدامات فعال شوروی باعث تغییر سیاستمداران در اروپای غربی شد که شکست شوری در این اقدامات فعال اخیر را در پی داشت. اگر غرب دست به این دفاع و شناسایی و افشاگری نمی‌زد، شوروی تا مرز نابودی ناتو پیش می‌رفت. همکاری آژانس‌های غربی در اینجا بشدت خود را موفق نشان داد.

· سرآمد «سدشکنان» موفق قرن 20 « هارولد. ای. از. کیم. فیلبی» یک مقام ارشد ام آی 6 در بین سال‌های 1940 تا 1950 است که در جوانی به خدمت درآمد. فیلبی جزو جناح چپ بود و هم‌زمان دانشجوی کمبریج بود و با یک کمونیست استرالیایی ازدواج کرد و در سال‌های دهه 30 در «وین» زندگی می‌کرد. ام ای 6 هیچ‌گاه در زمان جنگ جهانی دوم سابقه وی را به‌صورت جدی بررسی نکرد. فیلبی پس از جنگ به ریاست ضد جاسوسی ام آی 6 منصوب شد. در 1949 به‌عنوان رابط بین ام ای 6 و سیا و اف بی آی به واشینگتن رفت. او گزینه ریاست بر ام آی 6 بود. او توانست در بسیاری از عملیات‌ها به غرب خیانت کند و بیش از 10 سال روس‌ها در مورد نقاط ضعف آن‌ها طی اقداماتشان آگاه کند. این باور وجود دارد که وی درزمانی که از طرف غرب مأموریت داشت یک گروه مقاومت در آلبانی را علیه « انور خوجه» را هدایت کند توسط شوروی خریده شده بود. فیلبی از همان زمان نقشه غرب علیه کمونیست‌های آلبانی را خنثی می‌کرد و در سال‌های 1949 و 1950 کلیه‌های نیروهای مقاومت و جاسوسانی که به کار می‌رفتند همان ابتدا کشته و یا دستگیر می‌شدند.

کیم فیلبی در روز اعلام فرار به شوروی
کیم فیلبی در روز اعلام فرار به شوروی

· ماجرای «تراست» روسیه عملیاتی نفوذی در درون بود که در اوایل دهه 1920 توسط سرویس مخفی روس‌ها «چکا» اجرا شد. این عملیات این باور را ایجاد کرد که آن‌ها به‌طور متحد و با حرکتی فعال و مؤثر ضد بلشویکی وارد عمل شده‌اند، مخالفین رژیم روسیه و آن‌ها که در تبعید بودند، از سوی «تراست» مورد تحریک و تطمیع قرار گرفتند تا اعلام موجودیت کنند و به‌صورت هدف‌هایی امنیتی برای دولت روسیه درآیند. «چکا» با استفاده از آن اطلاعات و کنترل ارتباطات بین آژانس‌های اطلاعاتی غربی، گروه مهاجران روسی و ساکنان روسی داخل کشور، توانست ماهرانه مخالفت‌های ضد کمونیستی داخل و خارج را خنثی کنید. «تراست» هم موفق شد با به‌کارگیری همین تماس‌ها سرویس‌های اطلاعاتی غربی را منحرف کند تا اخبار نادرست را به داخل شوری بدهند و هم باعث شد تا عوامل بیشتری را کشف کنند.

· تاریخ عملیات مخفی-یعنی همان کار تأثیرگذاری و نفوذ مخفیانه در حوادث، تصمیمات و دیدگاه‌های کشورهای دیگر درحالی‌که تماماً با وجهه‌ای حق‌به‌جانب تکذیب می‌شود- به‌هیچ‌وجه محدود به درگیری‌های غرب با شوروی نیست.

· تاریخچه عملیات مخفی به زمان لوئی پانزدهم و شانزدهم برمی‌گردد که آن‌ها علیه مستعمرات انگلیسی شمال آمریکا دست به چنین اقداماتی زدند. در آغاز فرانسه تبلیغات ضد انگلیسی را در مناطق مستعمراتی شروع کرد تا غیرت ملی مناطق را افزایش دهد. وزارت بازرگانی فرانسه کانال این اقدامات بود. این وزارت نیز شرکتی پوششی تأسیس کرد با همراهی بخش به‌ظاهر خصوصی ظرف یک سال از 1776 تا 1777 هشت محموله به آمریکا فرستاد و در سپتامبر 1775 نیز در دومین کنگره آمریکا هیئتی مخفی را اعزام کرده بود.

· آلمان در زمان جنگ اول ابتدا برای همراه کردن آمریکا با خود و سپس جلوگیری از پیوستن آمریکا به متفقین، دست به عملیات مخفی زد. احساسات ضد بریتانیایی در آمریکا را با تبلیغات مخفیانه ایرلندی و آلمانی- آمریکایی افزایش داد. سفیر آلمان در واشینگتن به همراه فرماندهان در اختیار وی عملیات‌های مخفی خرابکارانه را علیه کشتی‌های سلاح و آذوقه که به سمت متفقین می‌رفتند آغاز کردند. این عملیات‌ها کم‌کم بی‌محابا و زیاد و پرتناقض شد که با آشکار شدن تلگرام زیمرمان به فاجعه ختم شد.

· اقدامات عملیات مخفی بریتانیا در آمریکا برای ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم:

1. استفاده از ناشران

2. استفاده از روزنامه‌نگاران برای عملیات‌های بشمار و موفقیت‌آمیز خبررسانی در آمریکا

3. ایستگاه‌های رادیویی

4. فیلم‌سازآن‌هالیوود

5. نفوذ گسترده در گروه «آمریکا فرست» که مخالف مداخله آمریکا بودند

6. نفوذ در اتحادیه‌های کارگری

7. نفوذ در سازمان‌های قومی متحد

8. دامن زدن به شایعات علیه نازی‌ها

9. حمایت و طرفداری و بی‌اعتبار سازی افراد

مجموعه اقدامات فوق «حیله‌های کثیف» نام گرفت.

· ماجرای ساخت کانال پاناما و توسعه استراتژیک قلمرو آمریکا که در سال 1914 رخ داد از نمونه‌های عملیات مخفی آمریکا بود. نیاز به ساخت کانال در جنگ 1898 آمریکا و اسپانیا رخ‌نمود. همکاری کار وکلا و نظامیان و نیروهای اطلاعاتی که آن زمان در اختیار کنگره بودند روند این عملیات را شکل داد. آمریکا برای ایجاد حق استفاده از این کانال در سال 1906 جمهوری پاناما را ایجاد کرد.

· در سال 1942 « اداره خدمات استراتژیک» تأسیس شد که ابتدا به‌عنوان دایره «هماهنگ‌کننده اطلاعات» شناخته می‌شد. این دایره در عملیات مخفی بخش «عملیات روحیه»(که منحصراً به جنگ روانی معطوف بود)را داشت که تخریب روحیه دشمن و کمک به نیروهای مقاومت برای تبلیغات و کارهای ایستگاه‌های رادیویی را انجام می‌داد. در سال 1945 ترومن دستور انحلال او اس اس را صادر کرد و این فاجعه ساخت چون ترومن مخالف نفوذ محرمانه در خارج بعد از زمان جنگ بود و آن را مغایر با اصول دموکراتیک می‌دانست. تا دو سال بعد عملیات‌های پراکنده توسط ارتش انجام می‌شد مثل کمک به فرانسه علیه کمونیست‌های فرانسوی که با بودجه شخصی ژنرال «جیمز فورستان» انجام پذیرفت.

· بحران امکان به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در ایتالیا در سال 1948 نیاز حداکثری و توان مهم عملیات مخفی را برای آمریکا مشخص کرد و نشان داد که حتی بخش‌های تحلیل و جمع‌آوری خبر که از سال 1947 با تشکیل سیا فعال شده بودند هم به بخش عملیات مخفی نیاز دارند.

· ماه‌های نخستین 1948 و اتفاقاتی چون کودتای کمونیستی چکسلواکی و بلغارستان و دشواری پیروزی در ایتالیا و تحریم برلین توسط شوروی و نیاز به شناخت بیشتر این مسائل، نیازمند مکانیسم دفاعی و پاسخی مؤثرتر از بخش «عملیات روانی» بود و همین واحد «عملیات مخفی» را شکل داد. دفتر هماهنگی سیاسی برای این عملیات ذیل سیا شکل گرفت که بعدها با تغییر نام همچنان ذیل سیا عمل می‌کند. با موفقیت چشمگیر این دفتر و گسترش کار به‌کل دنیا سیل بودجه و قدرت و پرسنل به این دفتر سرازیر شد. بر سر اختلافات پیش‌آمده در درون سیا و مستقل عمل کردن دفتر هماهنگی سیاسی، در ماه ژوئن 1952 کلیه دایره‌های دارای اختلاف و کار موازی تجمیع و اصلاح شدند و اداره مدیریت سیا برای طرح‌ها یا «دی پی» شکل گرفت. اولین رئیس دی پی آلن دالاس مشهور است.

آلن دالاس پنجمین و باسابقه‌ترین رئیس سیا
آلن دالاس پنجمین و باسابقه‌ترین رئیس سیا

· تائید و تطبیق عملکرد برنامه عملیاتی مخفی و ارزیابی آن‌ها توسط یکسری کمیسیون‌های فرعی انجام می‌شد. این کمیسیون‌های فرعی عبارت بودند از :

§ هیئت‌مدیره روانشناسی استراتژیک تأسیس 1951

§ هیئت‌مدیره هماهنگی عملیاتی تأسیس 1953

§ گروه 5412 تأسیس 1955

§ گروه ویژه تأسیس 1961

§ کمیته 40 تأسیس 1963

فاجعه آلبانی:

§ برای براندازی حکومت انور خوجه در سال 1949 یک گروه مشترک آنگلو-آمریکن مأمور بررسی شد تا بفهمد
آیا در داخل آلبانی مقاومت زیادی برای براندازی رژیم و سرنگونی انور خوجه وجود دارد یا خیر؟

§ دفتر هماهنگی سیاسی به همراهی انگلیس، تبعیدی‌های سیاسی آلبانی را در قالب یک جبهه سیاسی گرد
هم آورد و آموزش و تجهیز و ... آن‌ها را شروع کرد.

§ معلوم شد که آمریکائی‌ها و انگلیس‌ها تا حد وحشتناکی از میزان تأثیر وابستگی انور خوجه به کشورش
بی‌اطلاع بوده‌اند.

§ هیچ‌کدام از دو کشور در تیرانا سفارت نداشتند و فقط تنی چند از سربازان دفاتر امنیتی در زمان جنگ به آنجا
رفته بودند.

§ کارهای عملیات مخفی در آلبانی با حرکتی شبیه به ماجرا تراست در دهه 1920 توسط کا گ ب و سرویس
اطلاعاتی آلبانی پاسخ داده شد.

§ هزینه آمریکا بعلاوه آموزش انگلیس بر روی صدها نفر در طی 4 سال همه آن‌ها را به سمت مرگ روانه
می‌کرد.

§ الگوی مشابه این اشتباهات در لیتوانی، لهستان و ... از اواخر دهه 1940 تا اوایل دهه 1950 تکرار شد.

§ عملیات خلیج خوک‌ها هم بعدتر با عدم شناخت صحیح و عدم‌حمایت درست به همین وضع دچار شد.

§ اولین رسوایی بزرگ عملیات مخفی‌های آمریکا در فوریه 1967 در مجله چپ‌گرای «رمپارت» در فوریه 1967
برملا شد. در این نشریه عنوان شد که «انجمن ملی همکاری‌های دانشجویی» سال‌ها برای به دست آوردن
منابع و کانال‌های رهبران دانشجویان خارجی از سوی سیا اداره و شارژ مالی می‌شده است. مقاله فوق اکثر
ستون‌های اصلی ساختار عملیات مخفی را فروریخت.

§ کنگره از اواخر دهه 1960 آرام‌آرام کار نظارت بر سازمان‌های اطلاعاتی به‌ویژه عملیات مخفی را افزایش داد.
این در حالی بود که در دهه‌های 1950 و اوایل دهه 60 کنگره هیچ نظارتی بر «عملیات مخفی» نداشت. در
پائیز سال 1974 کنگره قانون هیوز-ریان را در قالب قانون همکاری‌های خارجی تصویب کرد. طبق این قانون
رئیس‌جمهوری باید برای هر یک از «عملیات مخفی» مصوبه‌ای را مطرح کند که حاکی از این امر باشد که این
مسئله برای امنیت ملی آمریکا مهم است.

· به مارتین لوتر کینگ اطلاع داده می‌شد که چه تعداد از رده‌های بالای جنبش وی کمونیست هستند و وی اقدام می‌کرد تا جایی که اداره اطلاعات اف بی ای به نتیجه رسید که کینگ برای کشور تبدیل به خطری جدی است و برای تضعیف خود او شروع به عملیات مخفی کردند.

مارتین لوتر کینگ
مارتین لوتر کینگ

· شبکه جاسوسی «والکر» یکی از کارآمدترین شبکه‌های سری، در تمامی زمان‌ها که از اواخر دهه 60 تا اوایل دهه 80، روس‌ها را به کدهای فوق محرمانه آمریکایی‌ها مجهز می‌ساخت تنها بسته به شانس(بارابارا والکر همسر سابق خود جان والکر را لو داد)شناسایی و دستگیر نشدند بلکه از طریق تعقیبات خوب اف بی آی که تا حد مقرر صورت گرفته بود و در کل مربوط به اصلاحات اوایل دهه 80 در واحدهای «تحلیل» و «جمع‌آوری اخبار» ضد جاسوسی انجام پذیرفت.

· در قرن شانزدهم الیزابت اول خود را میان افرادی با توانایی‌های عملیات مخفی و رهبری این مسائل و اجرای دقیق این عملیات‌ها محصور کرده بود. درواقع این امر تصادفی نیست که وی فرماندهان خود را به برگزیدن مغزهای هدایتگر خلاق در جهت یکباره فعال کردن آن‌ها، ترغیب می‌کرد؛ ویلیام شکسپیر و کریستوفر مارلو که لوئی شانزدهم برخلاف توصیه وزیر خارجه‌اش به دلیل نمایشنامه «پیتر آگوستین و بومارشه» او را کنار گذاشت و روزولت بر روبرت شروود و حقوقدان عجیبی همچون بیل داناوان تأکید می‌کرد.

بعضی از موارد استفاده تکنیک‌های کاشت:

· دوران سلسله مینگ یک مسلمان چینی که جز دوایر دولتی بود ژاپنی‌ها و راه زنان را در یک حملات غارتگرانه هدایت می‌کرد تا فشار به دولت بودائی چین بیاورد.

· ژاپنی‌ها علیه چینی‌ها در بعد از جنگ جهانی اول با استفاده از کاشت افراد ژاپنی در اطراف مسئولین چینی اقدام به شکست اتحاد چینیان و اختلاف میان آن‌ها کردند.

· لوئی چهاردهم معشوقه‌ای به نام لوئیز دو کروالی برای چارلز دوم فرستاد که معاهده دوور را در 1670 رقم زد.

· لوئی پانزدهم از یکجاسوس غیرعادی و مهم که زن بود برای فریب روس‌ها استفاده کرد. نام او لیادو بومانت بود که فرانسه می‌خواست او ندیمه ویژه ملکه روسیه شود.

· شوروی از افرادی در وزارت خزانه‌داری و خارجه در آمریکا و بریتانیا استفاده می‌کرد.

· شوروی آناتولی گولیستین که از جاسوسان به نام شوروی بود را در حلقه اطرافیان مارشال دوگل در سال 1961 قرارداد.

آناتولی گولیستین
آناتولی گولیستین

· معاون وزیر خارجه سوئد در دهه 70 هم نفر شوروی بود. معاون نخست‌وزیر مالزی هم عامل کاشت شده شوروی بود.

· در اواخر دهه 70 افشا شد که نخست‌وزیر لیبرال دموکرات ژاپن(هیرو هیریشیدا) جاسوس کا گ ب بوده است.

· معروف‌ترین کار «جعل» همان «پروتکل‌های قوم یهود» می‌باشد که به‌وسیله پلیس مخفی «نیکلاس تزار دوم» در آغاز قرن بیستم به کار رفت. طی آن عنوان می‌شد که یک توطئه یهودی برای تسلط بر دنیا در دست اقدام است. جعلی بودن این سند در سال 1921 افشا شد ولی حربه‌ای برای دولت‌های ضد سامی ماند.

تکنیک و تاکتیک

· ویلیام هود عامل مجرب عملیات مخفی سیا:

نیمی از جاسوسی انتظار کشیدن و سی درصد نیم دیگر گزارش کتبی و نگهداری مطالب است. جاسوس در یک ماه موفق و خوب زمانی می‌تواند خود را خوش‌شانس بداند که ساعات باقی‌مانده از روز خود را صرف رسیدگی به وضع عاملان و تماس با افراد گروه کند.

وقتی‌که صرف شناسایی، نشانه‌گذاری، وارسی مقرهای دیده‌بانی و تعقیب و مراقبت می‌شود و یا مدت‌زمانی که صرف نوشتن گزارش‌ها می‌گردد یکی از بخش‌های بسیار مهم امر«جاسوسی» است.

· «سان تسو» و «کلاوزیتس» ما را ناگزیر می‌کنند که علاوه بر اینکه دیگر آن‌چنان حوزه مخفی اطلاعات و خاطرات اطلاعاتی در دنیای امروز معنا ندارد اما مطالعه جاسوسی عاملان سابق و یا اظهارات روزنامه‌نگاران در خلال مکتوبات اخیر و پیش از جنگ‌ها خوب است.

تعریف جاسوسی:

با قبول تفاوت سیستم‌های دولتی، تاریخ سیاسی و منافع امنیتی، چهار عامل مشخص و قطعی جاسوسی را تعریف می‌کنند که سرویس کامل اطلاعاتی، مشتمل بر همه این چهارعنصر زیر است:

1. جمع‌آوری

2. تحلیل

3. ضد جاسوسی

4. عملیات مخفی

· جمع‌آوری:

همان گردآوری اخبار باارزش است که غالباً مخفیانه انجام می‌شود. همه اخبار جزو اطلاعات نیستند و ارزش اطلاعات بنا به تعریف دولت‌ها مشخص می‌شود و هیچ قانونی برای تمییز دادن ارزشمند و فاقد ارزش جز این وجود ندارد.اطلاعات از سه منبع جمع‌آوری می‌شود:

1. منابع آشکار

2. منابع فنی

3. منابع انسانی

· تحلیل:

دنبال کردن اطلاعات و سپس محصول نهایی آن‌ها است. مستلزم بررسی دقیق، جداسازی مطالب، مقایسه اخبار و دیگر داده‌ها و نهایتاً شامل مقایسه با یک مجموعه بزرگ‌تر خبری می‌باشد.

· ضد جاسوسی:

اقدامی جهت حفظ اسرار محرمانه، جلوگیری از زیر نفوذ قرار گرفتن به‌وسیله دیگر کشورها و سرانجام گاهی بهره‌برداری از فعالیت‌های دیگران در جهت منافع خود است.

اقدامات متقابل:

از روش‌ها امنیتی هستند که علیه تاکتیک‌های مخصوصی که از سری سرویس‌های خارجی به کار گرفته می‌شوند، کشور را محافظت می‌کنند. در عوض عملیات ضد جاسوسی که شامل اقدامات فعالانه‌ای جهت شناسایی و عقیم‌سازی و احتمالاً بهره‌جویی از سرویس‌های اطلاعات خارجی می‌شود.

· عملیات مخفی:

اقدامی از سوی دولت یا یک گروه برای تحت کنترل و نفوذ قرار دادن اوضاع در یک کشور و یا قلمرو دیگر بدون آشکار کردن این دخالت است. قبولاندن تدابیر و سیاست خارجی هدف اساسی عملیات مخفی است. عملیات مخفی درواقع یک واژه فنی آمریکایی است که بعد از جنگ جهانی دوم به کار رفته است.

· عناصر امر جاسوسی از درون با یکدیگر مرتبط‌اند. این وابستگی همیشه آشکار نیست و تأثیر آن هم ضرورتاً فوری و قطعی نمی‌باشد. اگر یکی از آن‌ها ضعیف شده و یا بزرگ شوند، احتمالاً به شکل معکوس بر دیگر عوامل تأثیر می‌گذارند.

· ضد جاسوسی و عملیات مخفی به خاطر تأثیراتشان تکیه‌بر جمع‌آوری و تحلیل دارند و در مقابل هرکدام به سیاست وابسته‌اند.

· اگر کشوری بخواهد سیستم اطلاعاتی مؤثری پی‌ریزی کند، باید ارتباط عناصر جاسوسی را رک کند و پیچیدگی شدید و حساسیت آن‌ها را بشناسد.

· سیاست‌گذاران، سیاست و اولویت‌های مهم را برای تشخیص اهداف بخش‌های«تحلیل»و«جمع‌آوری اطلاعات»تعیین می‌کنند.

· بخش جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل فقط بخشی از اطلاعات خود را از منابع آشکار کسب می‌کنند پس برای دریافت بخشی دیگر(هرچند مستقل و متمایز هستند این دو بخش از هم) از اطلاعات از عملیات مخفی بهره می‌برند. بخش عملیات مخفی برای کسب این اطلاعات نیاز به نفوذ و به دست آوردن افراد جاسوس رده‌بالا و دوجانبه دارد و مسائل جاسوسی و عملیات مخفی به این بخش مربوط است.

· تمام حیطه‌های اطلاعاتی برای حفظ خود از ضد جاسوسی کمک می‌گیرند. ضد جاسوسی بخش جمع‌آوری را تحت حفاظت می‌گیرد تا ضداطلاعات دشمن بخش جمع‌آوری منحرف نسازد و به آن نفوذ نکند. امنیت و صحت فعالیت‌های عملیات مخفی نیز در بسیاری موارد با ضد جاسوسی گره می‌خورد.

· ضد جاسوسی نیز محتاج سیاست‌گذاران است چون آن‌ها باید مشخص کنند چه قسمت‌هایی محتاج دفاع و حمایت‌اند و چه چیزهایی باید خنثی شوند.

· تحلیلگران هم نیاز اصلی و مهمی به بخش جمع‌آوری اطلاعات دارند.

· فریب دادن خبررسانان از طرف سرویس‌های دشمن اتفاقی معمول است که ضد جاسوسی باید در آن پیش‌دستی کند.

· جمع‌آوری خبر که با برنامه‌های فعالیت‌های مخفی افزایش میابد، اگر از سوی دایره ضد جاسوسی حمایت شود به اطلاع‌رسانی بهتر و تحلیل بیشتر و بهتر و تصمیم‌گیری بهتر منتج می‌شود.

· ضد جاسوسی هم از اقدامات باقی بخش‌ها منتفع می‌شود، چون برای پی بردن به اهداف، اولویت‌ها و مسائل مربوط به هدف‌ها نیاز به خبر و تحلیل دارد.

· بخش‌های عملیات مخفی، ضد جاسوسی، تحلیل و گردآوری خبر از کل سیستم اطلاعاتی سود می‌برند و درعین‌حال، کل سیستم اطلاعاتی از تک‌تک آن‌ها بهره‌مند می‌گردد.

· برای تعریف یک سیستم اطلاعاتی و یا اصلاح آن، توجه به روابط بین دایره‌های اطلاعاتی و نیز روابط هر یک از این دو با سیاست کشور بسیار مهم است.

· در بین چهارعنصر اطلاعاتی، بخش‌های جمع‌آوری و بخش تحلیل از نگاه مردم به دلیل تلقی عادی بودن مورد کنکاش واقع نمی‌شوند و مردم بیشتر علاقه دارند در کارهای ضد جاسوسی و عملیات مخفی سرک بکشند. همچنین به دلیل اتکای تکنیکی آمریکا در جمع‌آوری خبر( مثلاً ماهواره‌ای) بجای تطمیع و ... در نگاه مردم جمع‌آوری اطلاعات را نیز پاک کرده است. بخش تحلیل نیز به دلیل گرفتن شکل و جنبه آکادمیک در ذهن مردم تبدیل به بخشی پاک می‌شود.

· تحلیلگران جزو مقامات شریف رسمی دولت آمریکا تلقی می‌شوند. تحلیلگران با توجه به علم جامعه‌شناسی و روانشناسی به‌عنوان الگو، خود را در وطن خویش و در بیشه‌زارهای فرهنگ و علم احساس می‌کنند و نه در کوره‌راه‌ها و دالان‌های قدرت.

· افرادی را که بخش عملیات مخفی جذب می‌کند تا برایشان جاسوسی کنند معمولاً از رهبران کلیدی دولتی و غیردولتی هستند که در رفاه قرار دارند و با رقم‌های عادی قابل به خدمت گرفتن نیستند و معمولاً با اهداف ایدئولوژیک و یا سیاسی همراه می‌شوند. عده اندکی وجود دارند که حاضرند زندگی خود یا اطرافیانشان را برای مقرری یا هدف خیالی و رمانتیک به خطر اندازند.

· شوروی برای سرقت علمی و همچنین خرید تجهیزات نظامی به‌صورت مخفی از غرب سیستم پیچیده‌ای ایجاد کرده بود. سیستم سرقت علمی شوروی به‌وسیله کمیسیون صنایع نظامی بازبینی و بررسی می‌شد. این کمیسیون با توجه به نقاط ضعف اقتصادی شوروی، نیازهای کلیدی صنایع دفاع را گردآوری و اولویت‌بندی نمود و سپس آن‌ها را به سازمان‌های ذی‌ربط که مسئول تأمین آن‌ها بودند، ارسال می‌داشت. این سازمان‌ها ازجمله: مدیریت «T» در کا گ ب و «GRU»(شاخه نظامی سازمان کل امور جاسوسی شوروی)، کمیته دولتی علوم و تکنولوژی و حتی آکادمی علوم شوروی بودند. این سیستم با کمک عملیات مخفی و غیر مخفی به روس‌ها امکان داد تا موارد ذیل را در صدر اهداف خود قرار دهند:

§ تکنولوژی‌های پیشرفته

§ شرکت‌ها و افرادی که در ساخت آن‌ها دخیل می‌باشند

§ راه‌هایی که از آن طریق می‌توانستند اطلاعات و یا تکنولوژی‌های دلخواه را به دست آورند.

طبق ادعای روس‌ها سالانه فقط یک‌سوم آن لیست تأمین می‌شد و این لیست سالانه 15% افزایش داشت. برنامه‌های تحصیل تکنولوژی دوره‌های دو و پنج‌ساله داشتند و برآورد می‌شود طی دو دهه 70 و 80 هرساله 4 هزار نمونه و 8هزار سند فنی به همراه 4 تا 5 هزار پروژه نظامی و صنعتی پرسود حاصل‌شده‌اند.

طبق ادعای روس‌ها با این اقدام طی یک دوره چهارساله (80-76) تحقیقات صنایع دفاعی و هوایی به‌تنهایی 800 میلیون دلار و در مورد نیروی انسانی علمی تحقیقی حدود 100 هزار نفر صرفه‌جویی شد.

· «اقدام فعال»شوروی که متشکل از تکنیک‌های مخفیانه جاسوسی آن‌ها بود شامل موارد زیر است:

§ استفاده از تبلیغات بی‌اثر

§ عاملان نفوذی

§ جاعلان

§ ضداطلاعات مخفی(اطلاعات نادرست عمدی که بدون هیچ تأثیر در جامعه به گردش می‌افتد)

«اقدام فعال»ترجمه یک واژه روسی است. پس از جنگ جهانی دوم شوروی با تمام توان در اروپای غربی دست به این اقدام می‌زد.

· تحلیل‌های ضد جاسوسی اغلب نقش حیاتی در نفوذ اصلی را ایفا می‌کنند. در اواسط 1980 معلوم شد که کا گ ب در حال شناسایی و دستگیری جاسوسان روسی بود که به‌وسیله سیا و اف بی آی فرار کرده بودند. شکست‌های عملیاتی متوالی غرب نشان می‌داد که کا گ ب از طرح‌ها و موفقیت‌های محرمانه سیا اطلاع داشته است.

· گاهی عملیات ضد جاسوسی نیاز به تهاجم دارد و این تهاجم با فریب انجام می‌شود. یک اهل‌فن می‌نویسید:

درجایی که هیچ سازمان مخالف خاصی در داخل وجود ندارد( مثلاً یک سرویس امنیتی مزاحم یا یک سازمان اپوزیسیون)، یکی دست‌وپا کنید- هم برای نفوذ تدریجی به درون سازمان‌های مهاجر خطرناک خارجی به خاطر تضعیف آن‌ها و یا کانال زدن به داخل عملیاتشان و هم برای صاف کردن واقعی جاده برای کشف مخالفان بالقوه داخلی.

اگر از قبل یک سازمان مخالف داخلی وجود داشت، باید اقدامی برای نفوذ تدریجی به درون آن صورت گیرد تا مخالفین را به اعلام موجودیت خود تحریک کند و موجب حرکتی در خدمت منافع کشور شود.

· در اوایل جنگ جهانی دوم، انگلیسی‌ها هر جاسوس نازی را که به بریتانیا فرستاده می‌شد دستگیر می‌کردند. آن‌ها به جاسوسان دو پیشنهاد می‌دادند: یا برای انگلیس کار کنند و یا اینکه کشته شوند. این جاسوسان دوجانبه شده نقش بسیاری در عملیات فریب حمله به نرماندی به عهده داشتند طوری که تا سه روز بعد از حمله به نرماندی ارتش آلمان گمان می‌کرد آن حمله برای انحراف از حمله اصلی به « پاس د کالاس» است.

· در بدترین شرایط هم «عملیات مخفی» بدتر از دیگر ابزارهای سیاستمداری نظیر دیپلماسی دولتی، کمک اقتصادی و حتی نیروی نظامی نیست. گرچه خیلی کم یک شلیکجادوئی انجام می‌شود ولی شلیک این عملیات به هدف می‌نشیند. «عملیات مخفی» نه یک اقدام جنبی و نه یک ابزار سیاسی غیر مؤثر-آنطور که غالباً تصور می‌شود- است.

· کمونیست‌ها در پی به دست آوردن جناح چپ دموکراتیک و میانه‌روهای دموکرات بودند بنابراین آمریکا با تقویت سوسیالیست‌ها، دموکرات‌های مسیحی، طرفداران اتحادیه‌های تجاری و روشنفکران و میانه‌روهای راست بخصوص دموکرات مسیحی‌های لیبرال بهترین چرخش‌های عملی خود را در اواخر دهه 60 انجام دادند. «عملیات مخفی» در رژیم‌های دموکراتیک به معنی پشتیبانی و دادن کمک‌های مالی به رهبران چپ غیر کمونیستی و میانه‌روها بود.

· در بین حکومت‌های استبدادی که در حال جنگ با کمونیسم بودند خصوصاً در آسیا و خاورمیانه سیا معمولاً متحدانی را برمی‌گزیند که قوی‌ترین ارتش‌ها، اخلاقیات و رهبران سیاسی موجود را داشته باشند. منطق سیا این بود که سرکوب شدید، مردم را به دامن کمونیسم می‌اندازد و ترویج آداب رشد و توسعه غربی به محو فقر از جامعه کمک کرده و موجبات محو افراطی‌گرایی را فراهم می‌آورد.

· مسئولین و خط دهندگان به عملیات مخفی در دهه‌های 50 و 60 عبارت بودند از:

§ جان فاستر دالاس و آلن دالاس... رهبری با فران وایزنر...1951 تا 1958

§ شورای امنیت ملی........................ رهبری با ریچارد سبیل...1958 تا 1962

§ شورای امنیت ملی....................... رهبری با ریچارد هلمز...1962 تا 1965

§ شورای امنیت ملی....................... رهبری با دزموند فیتزجرالد...1965 تا 1967

· در طول حکومت جانسون مفهوم نقش عملیات مخفی وسعت یافت. در آغاز عملیات مخفی به‌عنوان یک هدف فرعی برای اقدامات اقتصادی و نظامی قلمداد می‌شد. در دوره جانسون سیاست‌گذاران ارشد به این باور رسیدند که دیگر «عملیات مخفی» یک «شلیکجادوئی» نیست بلکه یک ابزار مکملی است که در بحث‌های مختلفی همچون دیپلماسی، کمک‌رسانی، اطلاع‌رسانی، اقتصادی، نظامی و سیاسی در مبارزه با کمونیسم باید به کار رود.

· مسئول اجرای کلیه عملیات‌های مخفی تا آخر دهه 60 « هیئت‌مدیره برنامه‌ها» بود که متشکل از سیا و دیا و وزارت خارجه می‌شود.

· عملیات مخفی چیز زیاد محرمانه‌ای جز در مواردی اندک نبود و افزایش نقش سیا مخالفت‌های درونی‌ای را به آن ایجاد کرد. نظر مخالفان که کارشناسان جاسوسی و ضد جاسوسی بودند بر این بود که سیا همواره باید کارهایی را محرمانه و با پوشش انجام دهد درحالی‌که عملیات مخفی چیزی نبود که بتوان آن را پوشاند درحالی‌که از عوامل سیا که باید محرمانه نیز می‌ماندند استفاده می‌کرد. نیروهای اجرائی سیا بخش مخالفان و تحلیلگران سیا بخش موافقان «عملیات مخفی» بودند.

· مجریان دفتر هماهنگی سیاسی تربیت‌شدگان کالج‌های آمریکا بودند و در اروپا زندگی کرده بودند. آن‌ها به دنبال متحدان کارآمد اروپایی برای عملیات مخفی بودند و برای همین به سراغ افرادی می‌رفتند که فقط ضد روس باشند و حتی اگر کمونیست هم بودند مهم نبود. برای نمونه آن‌ها حتی به رهبران ضد استالین اتحادیه تجاری اروپا که بعضاً سوسیالیست هم بودند پیش از جنگ جهانی دوم کمک می‌کردند.

· در زمان جنگ جهانی دوم چرخش رخ داد و از همه منابع برای اقدامات علیه فاشیست‌ها استفاده شد حتی از خود کمونیست‌ها.

· راه ارتباط آمریکا با سوسیالیست‌ها و کمونیست‌های ضد روس، فدراسیون کارگری آمریکا بود.

· پس از جنگ دوباره دامنه فعالیت آن‌ها علیه روس‌ها با سرمایه و امکانات بیشتر در ایتالیا و فرانسه و غرب آلمان و اتریش آغاز شد.

· هدف این نیروها در آن زمان جلوگیری از تلاش کمونیست‌های روس برای جلوگیری از بارگیری و تخلیه بار در بندرهای کشورهای هدف طرح مارشال بود تا این طرح را از شکست احتمالی نجات دهند.

· سرویس‌های اطلاعاتی اروپایی به همراه و کمک مأموران دفتر هماهنگی سیاسی و هیئت‌مدیره بودند و این مأموران هیچ تلاشی برای پوشش خود نمی‌کردند.

· در منطقه آمریکای لاتین مسئولین «عملیات مخفی» به نیروهای بومی میهن‌پرست در مقابله با کمونیست‌ها کمک‌های سیاسی، تبلیغاتی و گاهی شبه‌نظامی می‌کردند. بیشتر هم کمک به جناح‌های چپ ضد روس. به شکل کمک‌های مالی به سازمان‌های غیردولتی همچون اتحادیه‌های تجاری و تعاونی‌ها، رسانه‌ها و گروه‌های روشنفکری و کاندیداهای انتخابات مختلف. مثل اقدامات در شیلی.

· در شیلی آمریکا برای حمایت از احزاب ضد روس از 1962 تا 1964 مبلغ 3 میلیون دلار صرف پروژه‌هایی برای سروسامان دادن به ساکنان محله‌های کثیف پرداخت تا جلوی بروز طرفداران شوروی را در انتخابات بگیرد.

· در دیگر مناطق، جایی که رهبران یا رژیم‌های حاکم، مستقیماً درگیر عناصر معتقد به طرفداری یا برخورد آزاد با روس‌ها بودند- مثلاً دهه 1950 فیلیپین، سال 1953 ایران، 1954 گواتمالا و دهه 60 و 70 لائوس- کمک‌های مختلفی در قالب عملیات‌های مخفی شد.

· عملیات مخفی از دوره ترومن گرفته تا دوره کندی تبدیل به وزنه‌ای شده بود که در کشور برای برقراری توازن قدرت به یک سمت پرتاب می‌شد و به‌وسیله اقدام‌های حمایتی دیگر دولت آمریکا از جناح دیگر، خنثی می‌شد و نوعی برابری قوا را به وجود می‌آورد. این وسیله، یک ابزار سیاسی نبود، بلکه نوعی سپر دفاع سیاسی بشمار می‌رفت.

· آمریکا با امید حذف کمونیسم در منطقه حومه بالتیک و اروپای شرقی، سیا را بر آن وامی‌داشت تا درعین‌حالی که هم‌زمان، با آن دولت‌ها روابط دیپلماتیک برقرار می‌کنند، در جهت براندازی آن‌ها نیز سعی و اقدام کنند.

· تفسیر حکومت کندی در قبال عملیات مخفی:

§ « حکومت وی از خطر یک موفقیت پر سروصدا بیش از احتمال شکست قطعی می‌ترسید، درحالی‌که همه میدانید شکست خود جنجال‌برانگیزترین ماجراست.»

· آشکارترین کمبود عملیات مخفی در دهه‌های 40 و 50 تا اواسط 60 ، کمبود «جمع‌آوری» ، «تحلیل» و «ضد جاسوسی» بود و سیا به شکل وحشتناکی درباره کشورهایی که برای آن‌ها نقشه می‌کشید، بی‌اطلاع بود.

· هیئت‌مدیره عملیات مخفی به دلیل ترس نداشتن اطلاعات مفید تحلیلگران پیرامون شرق و همچنین سردی آن‌ها درباره عملیات مخفی تکیه خود را بیشتر بر اجرا و نیروهای مقاومت و محلی قرارداد که تحلیلگران و برنامه ریزان اصلاً آن‌ها را حساب نمی‌کردند و اعتقاد داشتند با اطلاعات آن‌ها صرفاً کار هیجانی رخ می‌دهد.

· سازمان‌ها و نهادهایی که روزی به‌صورت مخفیانه باید شارژ می‌شدند و تأسیس آن‌ها موقتاً برای انجام یک عملیات مخفی بود چه لازم بودن و چه نبودند، از زمانی به بعد رو به بزرگ شدن و باقی ماندن گذاشتند و در ده 60 بعضاً به‌تنهایی سالی 1 میلیارد دلار از بودجه محرمانه سیا را می‌گرفتند. شارژ مالی آن‌ها هم آن‌چنان محرمانه رخ نمی‌داد و همین سبب افشاگری‌ها شد.

· دولت ریگان برای مقابله با ساندنیست ها همواره با کنگره درگیر بود ولی تقریباً کار مفیدی برای مقابله با آن‌ها جز کمک مالی به کنتراها نمیرد. دولت ریگان در برابر ساندنیستها دو راه‌حل داشت که کنگره آن را درک نمی‌کرد و صرفاً از دولت می‌خواست هیچ مداخله‌ای در نیکاراگوئه نکند.

§ راه اول، آغشته کردن دست خود به خون ساندنیست ها

§ راه‌حل دوم پذیرفتن حکومت آن‌ها و تمامی عواقب بعدی که پس از آن به وقوع می‌پیوست

· فقط پس‌ازآنکه ماجرای «ایران کنترا» روی تلکس خبرگزاری‌ها رفت دولت تأکید کرد که کنگره فاقد قدرت کافی برای محدود ساختن اختیارات رئیس‌جمهور در نیکاراگوئه است.

· چه کسی مسئول ضد جاسوسی بود؟

§ سه بخش از قوه مجریه در آن دخیل بودند

1. وزارت دادگستری و شعبه اصلی بازرسی آن، اف بی آی

2. ارتش ایالات‌متحده، یعنی جایی که مسئولیت‌ها را بین سرویس‌ها و وزارت دفاع تقسیم می‌کرد.

3. آژانس مرکزی اطلاعات.

· کا گ ب بشدت متمرکز و منسجم بود و از ابتدای شکل‌گیری در میان رهبران شوروی نفراتی را داشت و جامعه اطلاعاتی خود را روزبه‌روز در دهه 40 ساخته بود. این در حالی بود که عدم تمرکز جامعه اطلاعاتی در آمریکا کاملاً مشهود و هر نهاد اطلاعاتی بخش‌های خود را داشت و هرکدام به یکجا پاسخگو بودند و در میان رده‌های بالای حاکمیتی نیز از جامعه اطلاعاتی کسی حضور نداشت.

· «جِی از یو» یا سازمان ستاد کل اطلاعات روسیه، شاخه جمع‌آوری اخبار ارتش از دهه 1920 تا دهه 1980 جاسوسان بسیاری را به خارج از کشور روسیه اعزام می‌کرد.

· در اواسط دهه 1940 شمار عضویت در حزب کمونیست آمریکا بین 75 هزار تا 85 هزار نفر بود. ده سال بعد رقم تا 25 هزار نفر کاهش یافت و ازآن‌پس در دهه 1970 حدود سالانه هزار نفر به‌طور متوسط کم شدند. اف بی آی پرونده‌هایی در مورد این افراد و نیز کمونیست‌های مظنون به جریان انداخت و با علنی کردن تمایل به حزب کمونیست را کم و نفرت و ترس از آن را افزایش داد تا کا گ ب نیز نتواند از ظرفیت این حزب برای جاسوسی استفاده کند.

· مرزهای باز و عدم کنترل پس از ورود مهاجرین در آمریکا به‌راحتی این کشور را مورد نفوذ عوامل جاسوسی شوروی قرار داده بود و پس از ورود مهاجرین تقریباً هیچ کنترلی بر تحرکات، نقل و انتقالات مالی و یا ارتباط خارجی ایشان وجود نداشت. اما در روسیه ورود مهاجرین به‌سختی و با نظارت و جمع‌آوری قبل و حین و بعد از ورود رخ می‌داد.

· اداره اطلاعات در دهه‌های 50 و 60 دست به روند آموزش عمومی امنیتی زد و برای این کار سراغ نهادهای آموزش بهتر آمریکا رفت که کارهای آموزش عمومی انجام می‌دادند و به آن‌ها گزارش‌هایی از اقدامات و شیوه‌ها و تکنیک‌ها و ابزارهای جاسوسی کا گ ب را می‌دادند و همراه آن‌ها در زمینه آموزش عمومی امنیت برنامه‌ریزی می‌کردند. کل برنامه آموزش عمومی، کار استخدام جاسوسان آمریکایی را برای شوروی و حزب کمونیست آمریکا سخت ساخت و باعث تبلیغات شاخه‌ای و زیرین علیه تبلیغات شوروی شد.

· در ماه مارس 1956 اف بی آی یک عملیات مخفی برای دامن زدن به نارضایتی در میان اعضای رده‌بالای حزب کمونیست آمریکا و جایگزینی چپ‌های قدیمی توسط چپ‌های جدید و گسستن پیوندها و ایجاد انشقاق درون حزب دست زد که بعدها با همان مدل در دهه 1960 علیه کوکلس کلان‌ها و امت اسلام و مارتین لوتر کینگ دست زد. درمجموع علیه این اهداف 1850 پیشنهاد علمی ارائه شد که 1388 فقره تصویب و 22 مورد آن با موفقیت 100 درصد همراه شدند.

· واحد ضد جاسوسی سیا به‌عنوان ساعد تدافعی برای حمایت از برنامه‌های «گردآورندگان اخبار» و «عملیات مخفی» در مقابل نفوذ به حساب می‌آمد.

· کار ضد جاسوسی دو بعد داشت:

§ کمک به ممانعت سرویس‌های خارجی از گماردن جاسوسان دوجانبه دروغین و یا نفوذ مرتدان کمونیست به میان افسران سیا

§ اطمینان یافتن از آنکه حرفه‌ای‌های سیا از سوی قدرت‌های متخاصم به کار گرفته نشده باشند.

· در سال 1953 شاخه «تحقیق و تحلیل» بخش ضد جاسوسی سیا تأسیس شد.

· ای شاخه کتاب‌ها و مجلات و مطالعات تاریخی طولانی را در مورد روش‌های روسیه در خصوص کارهایی همچون «عملیات تراست» در دهه 20 و نیز «روت کاپل» جاسوس روسیه در دهه 20 تهیه کرده بود.

· علاوه بر آن نتایج بررسی و بازبینی گزارش‌هایی در مورد مسائل مهم، روش‌ها و بسیاری از آگاهی‌های مربوط به سرویس‌های خارجی را که در مراوده با آمریکا بودند به‌طور منظم گردآوری و تألیف می‌نمود.

· وظیفه این گروه تأمین و کمک‌رسانی وسیع به عملیات خاصی نبود و صرفاً کار پژوهش و بررسی و تنظیم و تألیف را به عهده داشت.

· در اواسط دهه 1960 ستاد ضد جاسوسی حمایت مدیر آژانس مرکزی اطلاعات را برای یک برنامه آموزشی و پژوهشی بلندمدت جهت انهدام و خنثی‌سازی «تحریف اخبار» و «اقدامات فعالانه روسیه» جلب کرد.

· در سال 1978 اجرای فرمان 12036 کارتر در مورد اطلاع‌رسانی آغاز شد. این فرمان مستلزم تشکیل یک مکانیسم ضد جاسوسی مرکزی در شورای امنیت ملی به نام «کمیته هماهنگی ویژه» بود. کار این کمیته رشد و بهبود سیاست ملی ضد جاسوسی، تنظیم معیارها و ترویج این دکترین و نهایتاً افزایش تأثیر برنامه‌های ضد جاسوسی مقرر گردید.

· استنسفیلد ترنر در دوره کارتر معاونت ویژه «مدیریت اطلاعات مرکزی» را تأسیس کرد.

· مسئولیت اولیه این نهاد آماده‌سازی وسائل ارزیابی تهدیدات سالانه و هماهنگ کردن عملیات‌های ضداطلاعاتی و ضد جاسوسی میان آژانس‌ها بود. در دوره ریگان با فرمان 12333 در دسامبر 1981، این نهاد با کمیته اطلاعاتی درون آژانسی سطح بالا ادغام شد.

· ساختار ضد جاسوسی اف بی آی شامل سه شاخه بود:

§ شاخه مخصوص عملیات علیه شوروی

§ شاخه مخصوص عملیات علیه پیمان ورشو و دیگر دولت‌ها با حاکمیت کمونیستی

§ شاخه پشتیبانی از دو شاخه دیگر

شاخه پشتیبانی کار تحلیل، آموزش و ارتباطات را هدایت می‌کرد. در دوره « هوور» به خطر کمونیسم تمرکز می‌شد و در دوره‌های بعد روی آسیب‌پذیری مردم و نهادها از جانب سرویس‌های دشمن.

· اف بی آی علاوه بر کاهش شمار قطعی عوامل اطلاعاتی خارجی مستقر در ایلات متحده سعی داشت اهمیت عوامل جاسوسی خارجی را که به آمریکا می‌آمدند، کاهش دهد. «اداره اطلاعات» بر اساس اخبار واحد جمع‌آوری اطلاعات ضد جاسوسی تهاجمی، تکه‌های پازل موجود از پرسنل سرویس‌های جاسوسی دشمن را در کنار هم می‌چید و سعی کرد مانع از تکمیل پازل شود.

· ارتش فعال‌ترین بخش اطلاعات و ضداطلاعات(درمجموع ضد جاسوسی)را داشت. ارتش روی روش‌های سرویس خارجی مطالعه می‌کرد و برنامه‌های آموزشی آن را توسعه می‌بخشید. کارشناسان و پرسنل آن تعلیماتی شامل ارزیابی، به‌کارگیری، پیش بردن عوامل جاسوس و همین‌طور تکمیل سیستم امنیت دفاعی بودند. ارتش فقط نقش دفاعی در برابر بلوک شرق نداشت و برای گرفتن مواضع تهاجمی ضد جاسوسی علاقه داشت. قسمت جمع‌آوری اطلاعات با تحلیل‌های ترکیبی در عرصه‌های مختلف ضداطلاعاتی در خصوص تهدیدهای مختلف جاسوسی دشمن، از قبلی تهدیدهایی که از طرف عوامل خارجی اعمال می‌شدند گردآوری می‌کرد.

· آمریکا تا زمانی که تحلیلگران از بسیاری لحاظ جزو شهروندان درجه 2 جامعه اطلاعاتی بودند در برابر اقدامات شوروی و خنثی‌سازی‌های سرویس‌های اطلاعاتی حریف کاری از پیش نمی‌برد حتی زمانی که مدیران کاربرد تحلیل‌های اطلاعاتی را فهمیده بودند.

عملیات مخفی با این عقیده شکل گرفت:

§ عملیات مخفی جانشین برای سیاست است؛ یعنی وقتی دیپلماسی به‌تنهایی کارگر نیفتاد و یا اقدامات آشکار نظامی بسیار خطرناک بود، هر کاری می‌توانی انجام بده، زمانی که همه ترفندها با شکست روبه‌رو شده است، هر کاری بکن و یا اینکه به‌جای هیچ کار، کاری بکن.

اصول اولیه عملیات مخفی:

· اصل مهم و اساسی این است؛ «مؤثر بودن» و این باید بخشی از یک سیاست خوب و هماهنگ شده باشد.

· عملیات مخفی یک ابزار سیاسی است و نه جانشین برای سیاست و یا وسیله‌ای جهت ماجراجویی‌های خارجی.

· برای موفقیت، باید عملیات مخفی را یک روش بسیار طولانی‌مدت دانست.

· چون عملیات مخفی جانشین سیاست نیست کلاً وقتی دولتی آن را بکار می‌بندد که نمی‌داند می‌خواهد چه بکند، دولتی که متوسل شدن به عملیات مخفی را به روشی مداوم و هماهنگ رد می‌کند و عملی ساده اندیشانه انجام می‌دهد، ناکام می‌ماند.

· عملیات مخفی یک تیر جادوئی نیست که وقتی تقریباً همه ابزارها ناکام ماندند، به کار رود. آن بایستی معمولاً با حمایت دیپلماتیک، پشتیانی ارتش و اقدامات اقتصادی هماهنگ و تمرکز خوب اطلاعاتی انجام شود.

· در یک دولت دموکراتیک ابزار و اهداف کلی از عملیات مخفی باید به‌گونه‌ای منطقی برای دستیابی مورد بررسی قرار گرفته و به اطلاع عموم برسید. دولت نباید مختصات عملیات مخفی را برای همگان شرح دهد، بلکه صرفاً برنامه‌هایی که باید با سیاست‌های وی هماهنگ شوند را تشریح می‌کند. این عمل ضمانتی علیه مخالفت‌های عمومی است.

سیاست فرصت و مردم:

· برای اجرای کامل نقش عملیات مخفی باید فرصتی پیش آید که بتوان بر حوادث خارجی-و مردمی که می‌توانند از فرصت‌ها طرح و برنامه بسازند- تأثیر گذاشت.

· دولتی که به عملیات مخفی می‌اندیشد باید قدرت و اقتدار استفاده مؤثر از آن را داشته باشد.

· کشور کوچکی چون ایسلند در سعی محرمانه جهت تجهیز آمریکا برای دفاع از ایسلند و احقاق حقوق شمالی‌ها از بریتانیای کبیر چون هم آمریکا در ایسلند منافعی نداشت و هم ایسلند در آمریکا و همچنین اقتدار لازم را، بیهوده بود.

· کشور کوچکی چون اسرائیل فرصت‌های مناسب بسیاری را شکار کرده است؛ مانند برنامه عملیات مخفی برای مهاجرت یهودیان از عراق و ایران در اواخر دهه 1940 که از مقامات و منافع آن‌ها در کشورهای هدف استفاده کرد.

· زمان‌سنجی در شکار فرصت‌ها مهم است؛ پیش‌بینی جریان حوادث و عمل کردن به‌موقع در هنگامی‌که هنوز زمان موجود است، از خواص زمان‌سنجی است.

· عملیات مخفی به‌عنوان یک اقدام ابتدائی بسیار مؤثرتر است؛ کاری که آمریکا علیه کمونیست‌های خود در دهه 1950 و 1960 کرد.

· در رده‌بالا هم بایستی رهبریت حمایت‌کننده و علاقه‌مند به کار گرفتن فرماندهان و یا مدیرانی حسن استفاده طلب باشد.

· متخصصان عملیات مخفی تمایلی ندارند که هنر نظم ایده آل ارتش و صراحت و اطلاعات آن را به‌گونه‌ای خلاقانه انجام دهند.

· ثمره رهبری قوی از بیرون و درون سیستم حکومتی، «خودارزیابی» صادقانه‌ای است که شبیه چنین رهبری مقتدرانه نادر است.

· رهبری خلاق هماهنگ‌کننده و خود ارزیاب در رأس کشور، برای فراهم‌سازی عملیات مخفی کافی نیست. باید مجریان مجربی که بتوانند سیاست‌های اجرائی کلی را بر مصداق‌ها منطبق کنند نیز وجود داشته باشد. ابلاغ مسئولیت و انگیزه دار کردن نیاز این مجریان است که باید توسط رهبر انجام شود.

· فرستادن افراد به میدان جنگ عملیات مخفی درحالی‌که قدرت سلاح‌های خود را باور ندارند، خوب نیست.

· عملیات مخفی چه در رده مدیریت و چه در رده اجرا غالباً محتاج فرد بسیار خلاقی است که امتیاز شکار فرصت‌ها و بهره جوئی از آن، تشخیص موضوعات و افرادی که بتوان آن‌ها را به‌منظور حصول نتایجی در کنار هم جمع کرد، را داشته باشد. «تی. ای. لورنس» در عربستان یا «گوستاو پاراووس» تاجری که بلشویک‌ها را به روسیه تزاری برد.

· خلاقیت در عملیات مخفی یعنی قدرت قضاوت بی‌درنگ، اقدام سریع و ناگهانی، عمل بر اساس آموزه‌های فکری و متقاعد ساختن و داشتن غریزه.

· واسموس آلمانی با خلاقیت و تکنولوژی افراد و طوایف را برای جنگ با بریتانیا در خاک ایران در جنگ جهانی دوم گرد هم آورد.

· برای عملیات مخفی در کشور فرضی به موارد زیر باید توجه داشت:

§ تجهیز افکار عمومی

§ جلب توجه افراد مهم

§ اظهارات دیپلماتیک

§ حمایت و ایجاد منافع

§ شناسایی افراد و امکانات موجود قابل استفاده

§ شناسایی جریان‌های همراه با هدف و متضاد با حکومت مورد تهاجم

§ سرعت در اجرای مسائل

§ دسترسی کامل به منابع

§ شناخت منافع

حمایت نصفه و نیمه منجر به شکست می‌شود.

ساختار سازی بین افراد درگیر در عملیات مخفی مهم است.

زیربنا در عملیات مخفی:

· بدون حمایت مناسب مردم و مواد لازم، سیاست‌گذاران-به‌ویژه در جوامع مدرن و پیچیده-نمیتوانند از طریق عملیات مخفی بر حوادث خارجی تأثیرگذارند.

· زیربنای عملیات مخفی همیشه شامل دو بخش است:

§ مردم(پرسنل)

§ ملزومات مهم مادی

پرسنل:

· به‌جز افسران حرفه‌ای و مدیران، دو نوع دیگر از متخصصان نیز برای عملیات مخفی مؤثر لازم‌اند:

§ افسران فوق سری

§ متخصصان فنی

افسران فوق سری باید غیررسمی و یا از افسران اطلاعاتی غیرقانونی و یا خارجیانی که تا آن زمان در آنجا بوده‌اند و مشتاق و قادر به خدمت در خط مقدم هستند، باشند. آنان یا از افسران فوق مخفی، حرفه‌ای‌های تمام‌وقت غیرقانونی و یا از کارکنان پاره‌وقتی باشند که مهارت و دانش و دسترسی و یا قدرت اثرگذاری بر خارجیان و یا وقایع خارجی را داشته باشند. آن‌ها ممکن است روزنامه‌نگار، سیاستمدار، رهبر دانشجویی، افسر بازنشسته ارتش و ... باشند.

نقش یک افسر فوق سری در زیربنا کمک به افسران عادی و کار با جاسوسان استخدام شده یا سازشگران گروه‌ها در یک طرح عملیات مخفی است. این افراد و همراهان و ارتباط‌هایشان زیرساخت‌های لازم برای انجام عملیات مخفی را فراهم می‌کند.

وقتی ایلات متحده در اوایل دهه 1980 نیازمند زیرساخت و زمینه در ایران بود تا نفوذ خود را اعمال کند، منابعی موجود نبود، سیا مجبور بود تا به موساد تکیه کند که در ایران جاسوسان و افسران فوق سری و شهروندان همکار داشت یا سراغ شهروندان عادی و مهاجرین برود که در مورد ایران تخصص نداشتند و فاقد ارتباطات قابل اعتماد بودند.

دولت‌هایی که زیرساختی می‌خواهند، باید به دنبال کسانی باشند که بنا به مجموعه‌ای از دلایل اعتقادی گرفته تا دلایل مالی و مادی بتوانند کمک کرده و بکنند و ارتباطات قابل‌ اعتماد گسترده داشته باشند.

بهترین تلاش برای عملیات مخفی آن‌هایی هستند که به افراد کمک کنند تا توانایی‌ها و ایده‌ها و ظرفیت‌های خود را مؤثرتر عمل کنند. این امر به معنای تهیه وسیله، راهنمای، حمایت‌های اخلاقی، مادی و فنی و در صورت امکان پناهگاه امن است.

افسران عملیات مخفی باید اطمینان یابند که نقششان مهم است و روابط مخفی برای آنان وضعیتی متفاوت از دیگران به وجود آورده است. درآمدشان باید به آن‌ها اطمینان دهد که برای مدت طولانی دوام خواهد داشت حتی در صورت بروز هر شکستی قطع نخواهد شد.

متخصصان فنی باارزش برای عملیات مخفی متخصصان جعل، مهارت‌های شبه‌نظامی و افرادی که در تکنیک‌های سیاسی تبحر دارند و می‌دانند چگونه از کاندیداها حمایت کنند، چگونه از فنون رأی‌گیری استفاده کنند و ... .

تهیه لیستی از کارشناسان برای عملیات مخفی کار بخش زمینه‌سازی است، این لیست حتماً بید تهیه شود.

حمایت مادی:

· انتقال پول، ارتباطات و مسافرت‌های مخفیانه و ایجاد تسهیلاتی برای ملاقات اعضا، پناهگاه امن، آموزش و ... وجود دارند. برای انتقال پول به عملیات‌های مخفی مسکو در دهه 70 در ایتالیا و یونان و ... معمولاً بانک تأسیس می‌کرد و یا از شرکت‌هایی که در روسیه مشغول به کار بودند استفاده می‌کرد.

· سفارت‌خانه داشتن مهم‌ترین رکن ارتباطات است. کمک اسرائیل برای ایجاد شبکه‌های ارتباطی راهگشاست. خانه امن لازمه ارتباط است.

· برای حمل‌ونقل وسایل تمام خطوط هوایی آمریکا ذیل سیا عمل می‌کنند و برای حمل محموله‌های مهم کادر پرواز هم از سیا هستند.

· مسیرهای تدارکاتی سلاح و تجهیزات از طرفی می‌توانند پیچیده باشند. سلاح‌های آمریکایی مانده در ویتنام در نیکاراگوئه استفاده شد و سلاح‌های روسی مانده در مصر به افغانستان ارسال شد.

ارزش‌ها:

· شرایطی که تحت آن عملیات مخفی صورت می‌پذیرد و ابزاری که سبب عملی شدن آن می‌گردد باید دربرگیرنده ارزش‌های جامعه باشند. در صورت نبود چنین شرایطی سرویس‌های ضد جاسوسی دیر یا زود سر از راز عملیات مخفی برداشته و یا در آن نفوذ می‌کنند.

· انجام حمایت‌های مخفیانه از عناصر دموکراتیک در کشورهایی که از سوی نیروهای غیر دموکراتیک تهدید شده‌اند، با قواعد دموکراتیک همساز است.

همزیستی مسالمت‌آمیز:

· باید میان عوامل ضد جاسوسی و تحلیلگران و نیروهای «عملیات مخفی» همزیستی مسالمت‌آمیز به همراه همکاری ایجاد کرد.

· ساختارهای عملیات مخفی هم نیاز به حفاظت و ضد جاسوسی دارند و هم نیاز به تحلیل و بررسی از طرفی عملیات مخفی خوراک تحلیل‌های دیگر را می‌تواند فراهم کند و به کمک ضد جاسوسی در پرونده‌ها و مسائل دیگر بیاید.

· تنها آگاهی از وجود گروه‌های قومی و مذهبی، کافی نیست. مجریان عملیات مخفی بایستی از نقاط قوت و ضعف کارگردانان اصلی یک جامعه خارجی آگاه باشند. مثلاً تحلیلگران و روانشناسان سیاسی می‌توانند برای انگیزه دادن و یا تهدید یک رهبر سیاسی با توجه به اطلاعات دریافتی، تحلیل ارائه دهند.

· ایالات‌متحده و دولت‌های دیگر ظاهراً تحمیق شده و مکرراً به‌وسیله عواملی به‌ظاهر میانه‌رو در دهه 1980 در ایران، تحت کنترل قرار گرفتند.

اهداف و وسائل:

· 3 هدف گسترده برای استفاده از عملیات مخفی وجود دارد:

§ تأثیرگذاری بر موازنه داخلی قدرت در یک کشور و یا در یک گروه انتقال‌دهنده دولت، مثل یک اتحاد قومی و یا یک کارتل جنایتکار جهانی

§ تأثیربخشی بر فضای فکری آن‌ها

§ ترغیب فعالیت‌های ویژه نامربوط به موازنه داخلی قوا یا فضای فکری

· تأثیرگذاری بر فضای فکری کشور مورد نظر کاری ظریف است که تا حدودی علناً رنگ و بوی غرض‌آلود عملیات مخفی را دارد. هدف آن فشار واردکردن بر تصمیم‌گیرندگان اصلی است تا در جهت دلخواه عمل کنند و این کار از طریق ایجاد شرایط و فشارهایی است که بر آن‌ها تأثیرگذار هستند.

تکنیک‌های عملیات مخفی:

§ اعمال سیاسی

§ برنامه‌های تبلیغاتی

§ فعالیت‌های شبه‌نظامی

§ حمایت‌های اطلاعاتی

اعمال سیاسی:

· برای تأثیرگذاری در اهداف خارجی یک دولت می‌توان رسماً و به‌صورت علنی، در چهارچوب روابط دیپلماتیک فرعی، این تلاش را اجرا کرد. ذیل این روش که همان مناسبات مرسوم دیپلماتیک است دولت‌ها مأموران مخفی یا غیر مخفی خود را وارد می‌کنند.

· در اسرائیل هدف اصلی از تأسیس موساد ایجاد عملیات مخفی معمولاً در کشورهایی است که از به رسمیت شناختن اسرائیل سرباز می‌زنند اغلب هم تحت پوشش شرکت‌های تجاری.

· نمونه‌های بسیاری از عملیات مخفی توسط اسپانیا علیه انگلستان، فرانسه علیه انگلستان در قرن 16 و 17 میلادی وجود داشت. در قرن 20 هم انگلیس با عملیات مخفی آمریکا را وارد جنگ اول جهانی نمود و همچنین در سال 1930 بر روی رئیس‌جمهور روزولت نیز انجام شد.

· پس از جنگ جهانی دوم بسیاری از روسای سیا در کشورهای عرب، آمریکای لاتین و آسیا، به مشاوران رهبران خارجی اعتماد کردند و فعالیت‌های عملیات را انجام دادند.

· مهم‌ترین عامل در گذشته برای عملیات مخفی سفیران بودند ولی در قرن 20 به بعد بهترین عوامل افسران اطلاعاتی و سپس مشاوران خارجی و افراد خرد اما مؤثر هستند.

· اگر دولتی به قدر کافی انعطاف‌پذیر نبوده و عوامل اجرائی داشته باشد که برای کسب امتیاز از فرصت‌های پیش‌آمده، مهارت کافی داشته باشند، روابط پرسنلی محرمانه می‌تواند به او زبان رساتری را در بالاترین سطح یک جامعه دیگر اعطا کند و درنهایت عملیات مخفی را کم ریسک تر و موفق‌تر کند.

· ساواک در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 سیا و سفارت آمریکا را اسیر خود کرده بود. ارتباط سیا و سفارت آمریکا با نیروهای انقلاب اسلامی و حفظ رابطه با آن‌ها توسط پاد عملیات مخفی ساواک کشف شد که باعث شد سیا و سفارت آمریکا ارتباط خود را با انقلابیون قطع کنند.

· تکنیک سیاسی دیگری برای عملیات مخفی، تأمین کانال‌های علنی نفوذ به کشورهای خارجی از طریق گزارش دهی محرمانه و کمک به افراد شخصی و یا رهبرانی است که وقتی به مقامات مهم برسند، در دولت وقت یا دولت بعدی نفوذ خواهند داشت. اسم این تکنیک جاسوسان استخدامی نفوذی است.

· برخی از دولت‌ها و سرویس‌ها، به‌ویژه در تکنیکی تحت عنوان «کاشت» بسیار خوب عمل می‌کنند؛ تکنیکی که در حقیقت شناسایی جاسوسان نفوذی بالقوه در اولین مراحل زندگی و سپس اقدام برای پیشرفت آن‌ها در مسیر مدنظر است. «کاشت» یک پروژه درازمدت و ظریف است.

سوابق تکنیک کاشت:

§ یونانیان باستان در مورد اتباع دولت‌های دیگر که در جست‌وجوی منافع شخصی بودند از این سیاست استفاده می‌کردند

§ کلیسای کاتولیک در قرن 14 برای نفوذ در ترک‌ها و جنگ‌های صلیبی و بعدها در دولت‌هایی که باید پاپ بر آن‌ها نفوذ می‌داشت.

§ کاتولیک‌های انگلیسی در فرانسه که افرادی را از 14 سالگی تا 25 سالگی آموزش می‌دادند.

§ لهستانی‌ها یک‌شکل از کاشت را علیه روس‌ها در قرن 17 ایجاد کردند و آن‌هم استخدام شیادان بود.

§ لهستانی‌ها علیه شوروی قبل از اشغال لهستان توسط آلمان و شوروی یک شیاد به نام «پل چوک» را با هویت جعلی یک کمونیست اوکراینی که مرده بود تا مقام معاونت وزیر کشاورزی راهی مسکو کردند.

§ اسرائیلی‌ها از کاشت برای ابر جاسوس خود در سوریه سال 1959 که «الی کوهن» نام داشت استفاده کردند.

§ بهترین کاشت های تاریخ برای روسیه پس از جنگ جهانی دوم است. موفق و پرتعداد.

· بسیاری از افرادی که کاشت می‌شوند پول نمی‌خواهند و تسهیلات طلب می‌کنند و افسر مربوطه آن‌ها باید انعطاف‌پذیر باشد.

· افسر مربوط برای رسیدن به یک هدف باید از کسب اطمینان و تضمین منافع کل سلسله‌مراتب هدف اطمینان حاصل کند.

· کارآمدترین افسران و مدیران عملیات مخفی به‌جای آنکه برای پول معامله کنند، آماده می‌شوند تا به نفع خود معامله نمایند.

· برای آمریکا در دهه 70 در اکثر قسمت‌ها، برنامه درازمدت پشتیبانی به پایان رسید. ایالات‌متحده دیگر امکان یافتن فرصتی برای کاشت به دست نمی‌آورد و مناطقی که برای دهه 1980 و 1990 مهم بودند و باید مورد توجه قرار می‌گرفتند مانند ایران، کرانه باختری رود اردن و کشورهای عربی مجاور آنان، آفریقای جنوبی و آمریکای مرکزی نادیده گرفته شدند. این در حالی بود که در ایران، لیبی و کره شمالی و شوروی سابق عملیات‌های کاشت و آموزش به سبک رهبران انجام می‌شد بخصوص ایران که از آسیا تا آمریکای مرکزی در حال آموزش و پشتیبانی از گروه‌های مسلمان برای فعالیت‌های زیربنایی است.

· نفوذ در سازمان‌ها و گروه‌ها و هدف قرار دادن احزاب از دیگر تکنیک‌های اعمال سیاسی در عملیات مخفی است.

· ناپلئون با درک ناسیونالیسم که یک سلاح استراتژیک بالقوه بود، از حرکت‌های گروه‌های ناسیونالیستی در جهت تضعیف حکومت‌های چندملیتی استفاده می‌کرد.

· در آمریکای لاتین علیه اسپانیا در خصوص بزرگنمایی دشمنی اسپانیا با سرخپوستان به‌وسیله تبلیغات منفی در سال 1809.

· در آمریکا با کمک به اتحادیه علیه بریتانیا. برخی جاسوسان فرانسوی آمریکایی شدند و یک شبکه 150 نفره از بازرگانان تا آشپز و معلم و ... تشکیل دادند.

· روسیه تزاری هم علیه ترک‌ها و اتریش-مجارستان گروه‌های «پان اسلاو» را تقویت می‌کرد.

حرکت‌های مالی و پشتیبانی:

· کمک‌های مالی از طریق قانونی یا قاچاق ارز انجام می‌شوند. در آینده نیز استفاده از ارزهای الکترونیکی رواج میابد.

· دولت خارجی می‌تواند محصولات یک شرکت تجاری را که در تملک سازمان براندازنده است، خریداری کند؛ مانند مسکو که سال‌ها تولیدات تعاونی کمونیستی کشاورزی ایتالیا را می‌خرید.

· انجام حمایت سیاسی از یک سازمان کار دشوارتری است. در انتخابات 1948 ایتالیا، آمریکا اعلام کرد که اگر کمونیست‌ها به قدرت برسند کمک‌های خود را قطع می‌کند، کمونیست‌های ایتالیایی آن را در بوق و کرنا کردند و آمریکا دست به افشای وابستگی آن‌ها به شوروی زد.

· روس‌ها به خرج احزاب کمونیست و سوسیالیست برای پیروزی «ژیسکاردستن» در انتخابات 1974 کمک کردند.

· استفاده از یک سازمان غیردولتی در کشوری برای تأثیرگذاری بر حوادث کشوری دیگر، می‌تواند مسائل بغرنجی را پیش آورد.

· پادزهر تعصب در کمک به سازمان‌های حمایت شونده، شناخت سازمان‌ها و مهارت آن‌ها و حفظ نیازهای اصلی نفوذ مخفیانه است.

تبلیغات مخفی:

· تبلیغات مخفی می‌تواند تیره(کاملاً پنهان) و یا مبهم(کمی پوشیده و در هاله‌ای از ابهام)باشد.

· تبلیغات ذاتاً می‌تواند درست و یا عمداً نادرست و خلاف واقع باشد. اصطلاح تبلیغات مخفی نادرست «اطلاعات نادرست» است.

· تبلیغات مبهم، منبع خود را از عامه ناآشنا مخفی می‌کند، ولی نه از ناظران آگاه.

· آلمان نازی با استفاده از رادیوهای مخفی این دید را ایجاد کرد که در آلمان چند گروه علیه نازی‌ها فعال‌اند و دفتر خدمات استراتژیک آن را کاملاً باور کرده بود.

· نازی‌ها روی پارازیت انداختن در کار سایر فرستنده‌ها کار می‌کردند.

تکنیک نزدیک شدن یک‌باره:

· پخش یک خبر مبهم است که مکرراً از نزدیک‌ترین منبع ارسال خبر رخ می‌دهد تا گیرندگان دستگاه‌های خود را سهواً روی ایستگاه اشتباه تنظیم کنند. هم آلمان نازی و هم آمریکایی‌ها علیه ویتنامی‌ها این کار را می‌کردند. چین با مخالفین خود پس از 1949 این کار را کرد. چین خود از طرف روسیه تحت این حرکت بود تا به حرکت‌های غیرمنطقی علیه روسیه دست بزند.

· تبلیغات زمانی که منبع آن غیر موثق بوده و به‌خوبی اجرا شود و یا وقتی خود خبر کذب باشد، تبلیغات «سیاه» است.

· خبررسان غیر موثق، با بی‌اعتبار ساختن دشمن، عمداً اخبار کذب را می‌پراکند و مثلاً از طریق جعل یا شایعه، در پنهان‌سازی دخالت خود در امر خلق یا انتشار اخبار به دردسر بزرگی دچار می‌شود.

· مبلغ تبلیغات سیاه، برعکس مبلغ اخبار مبهم، توجه زیادی به پاک کردن رد خود دارد تا ردگیری خود را مدام برای سرویس اطلاعاتی خارجی سخت‌تر کند.

· «جعل» یک شکل کلاسیک تبلیغات سیاه است.«جاعل» یا اظهاراتی را به افراد نسبت می‌دهد که آن‌ها را عنوان نکرده‌اند و یا اخبار کذب می‌تراشد.

· اسناد جعلی معمولاً می‌توانند افشا شوند ولی افشاگری هرگز خسارت‌های قبلی را جبران نمی‌کند به‌ویژه اگر به‌وسیله رسانه‌ها و یا سیاستمداران بکار گرفته شود.

· تأثیر اطلاعات نادرست غالباً بیشتر به آمادگی گیرندگان مورد نظر بستگی دارد تا به کیفیت «اطلاع‌رسانی نادرست» یا ابزاری که آن را پخش می‌کند.

· مردم به آنچه می‌خواهند، معتقدند. بعید است که «اطلاع‌رسانی نادرست» بر ذهن مشخصی که آماده نشده است، تأثیر چندانی بگذارد.

· اولین توجه یک جاعل، باید شناسایی و آماده‌سازی افکار باشد و اندیشیدن به کیفیت یا موجه نمایی کار «اطلاع‌رسانی نادرست» در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

· امروزه مخفی‌ترین تبلیغات در رسانه‌های عمومی انجام می‌شوند که سابقاً در رسانه‌های چاپی و اخیراً در رسانه‌های دیجیتال کاربرد دارند.

· نوع دیگر تبلیغات مخفی پرداخت یارانه‌های جدا و کمک مالی به هیئت‌های علمی و آکادمیک است تا آن‌ها فضای روشنفکری را در مسیرهای خاصی هدایت کنند و بر ذهنیت مردم و خبررسانان اثرگذارند.

· تبلیغات مخفی برای مؤثر واقع‌شدن باید با کل سیاست هماهنگ گردد.

· شرط دیگری که تبلیغات مخفی را اثربخش‌تر می‌کند، تعبیر و تفسیر مردم واقعی یا همان ارتباط دومرحله‌ای است. ارسال ساده اخبار تائید کمتری در برابر بحث افراد درباره اخبار دارد و مخاطب باید در متن کار قرار بگیرد. رشد این ارتباط کوتاه‌مدت نیست.

عملیات شبه‌نظامی:

· اقدام شبه‌نظامی مخفی، استفاده ناآگاهانه از زور است و یا کمک‌رسانی به کسانی که اقدام به اعمال زور می‌کنند یا در به‌کارگیری آن مقاومت می‌ورزند.

· فرصت‌ها همگی با هم پیش نمی‌آیند و فرصت عملیات شبه‌نظامی درست را باید یافت ولی بدون رهبریت حامی، متعهد و خلاق نیز این فرصت‌ها به دست نمی‌آید.

قتل‌عام:

· در برخی نقاط دنیا نظیر خاورمیانه قتل‌عام کاری معمول و عادی است و از ابتدائی ترین اعمال شبه‌نظامی است.

· کشتار مؤثر اول‌ازهمه نیازمند مهارت تکنیکی و دوم محتاج یک تدبیر سیاسی خوب برای بهره‌گیری از آن در جهت توجیه است.

· فرقه اسماعیلیه سرآمد اولین گروه‌های شبه‌نظامی امنیتی بودند که دست به قتل‌عام می‌زدند. راه‌کارهای و تکنیک‌های این فرقه در ترور و کشتار و نفوذ همچنان مورداستفاده است.

تروریسم:

· یک وسیله سیاسی اساسی در طول تاریخ است. زمانی که این وسیله جزئی از یک سیاست خوب طراحی‌شده نباشد و یا وقتی‌که فرصت‌های اندکی جهت استفاده از آن وجود داشته باشد، نتیجه سیاسی ناچیزی به همراه می‌آورد.

· سه تاکتیک قدیمی و اصلی تروریست‌ها، قتل‌های نمادین، کشتار مستبدانه و آدم‌ربایی است.

· عملیات مخفی هم از تروریست‌ها استفاده می‌کند و هم می‌تواند علیه تروریست ها بکار گرفته شود.

· اقدامات ضد تروریستی نیازمند شناخت رهبران، عوامل مختلف آن و فرهنگ سیاسی آن‌ها و ... است.

· اسرائیل جنبش فتح را با شناخت کامل از ابونضال شکست داد و منزوی کرد.

· روش انتخابی شبه‌نظامی دیگر، حمایت از پارتیزان‌ها و جنبش‌های مقاومت دیگر است.

· در هنگامی‌که این روش‌ها به‌صورت کوتاه‌مدت مفید باشند باید به اثرات بلندمدت آن‌ها نیز دقت کرد.

· محدودیت‌های حمایت از پارتیزان‌ها و جنبش‌های مقاومت در امر حمایت از شورش و ضد شورش وجود دارد.

· عملیات مخفی هم باید ضامن شورش باشد و هم ضامن ضد شورش.

· شورش‌های انقلابی کوچک داخلی هدفشان رواج تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به‌وسیله یک سازمان مخفی مسلحانه است.

· عناصر اصلی ضد شورش جاسوسی و ضد جاسوسی می‌باشند.

· رهبران بلشویک 70 سال مداوم در حال آموزش خارجیان برای براندازی بودند. از کشورهای ثالث برای ورود این افراد با مدارک جعلی به شوروی استفاده می‌شد. از چند ماه تا یک سال نیز آموزش آن‌ها طول می‌کشید. مسکو با این روش یک کادر شبه‌نظامی دوستانه تشکیل داده بود.

· کمک شبه‌نظامی مخفی می‌تواند به شکل توصیه‌های سیاسی و تکنیکی، برنامه‌ریزی عملی و حتی هماهنگ‌سازی عملیات نظامی باشد. مشاورین باید از یک‌سو جزو تکنسین‌های نظامی مجرب باشند و از سوی دیگر رهبران قابلی باشند که در مورد شناسایی فرصت‌ها، زمان و کار درون یک فرهنگ بیگانه، جهت حمایت از اهداف سیاسی تبحر کافی داشته باشند.

· این «عمل» فقط وسیله‌ای در جهت حصول یک هدف سیاسی است و بستگی به ترکیب متحدان منطقه‌ای قبایل، طوایف، حرص و آز، فرصت‌ها و ایدئولوژی درونی یک نیروی مبارز دارد و به آنان امکان بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های دشمن را می‌دهد.

· دولت‌ها قادرند به پارتیزآن‌ها، شورشیان یا تروریست‌ها، با تأمین پناهگاهی امن کمک کنند. یک پناهگاه امن همیشه شرط لازم و احتمالاً کافی برای پیروزی نیست ولی عامل مهمی است.

· در دهه 80 پاکستان و ایران به مجاهدین افغانی پناهگاه امن دادند. فلسطینیان در آن دهه اگر پناهگاه امنی در کشورهای مختلف نداشتند برای اسرائیل کم‌خطرتر بودند.

· قدرت‌های بزرگ بندرت برای خودشان پناهگاه امن ایجاد می‌کنند ولی اغلب به مذاکره بر سر ترتیب چنین مکان‌هایی برای شورشیان یا سربازان غیررسمی کمک می‌نمودند.

· کمک مادی عنصر مهم دیگری از کمک‌های شبه‌نظامی است که در طیف وسیعی از کمک‌ها می‌گنجد.

· روش مخفی‌کاری این کمک‌ها همواره باید مشخص باشد.

· ایجاد یک عملیات مخفی برای کمک مادی و ... به شبه‌نظامیان ارزش دارد.

نیروهای مخصوص:

· یک دولت می‌تواند تصمیم بگیرد که به‌تنهایی وارد حیطه جاسوسی یا حمایت مادی شود و آشکارا از نیروهای خود استفاده کند. این امر عادی نیست مگر وقتی‌که کشورها از قبل به‌صورت علنی درگیر اوضاع نظامی وخیمی با کشوری باشند.

کودتا:

· یکی از مهم‌ترین اقدام‌های مهم مخفی، تسهیل یا ممانعت از بروز یک کودتا است. این یک فعالیت کاملاً و شدیداً مخفی است. نیازمند نشانه‌های خاصی از عملیات مخفی مؤثر است و تمام عوامل چون سیاست خوب، عوامل مجرب، جاسوسی و ضد جاسوسی را می‌طلبد. مدیران عملیات مخفی می‌توانند در حقیقت از درون نیروهای امنیتی-حفاظتی شخصی رهبر و یا از رده‌های طراحان بالقوه کودتا را به‌صورت محرمانه استخدام کنند.

پشتیبانی اطلاعاتی:

· یک راه مؤثر افزایش منابع یک کشور، انجام حمایت اطلاعاتی محرمانه از کشوری دیگر و بنابراین بهره‌مند ساختن آنان از قابلیت‌های برتر خودشان است.

· موفقیت همراه شکل‌های دیگر حمایتی، بستگی به محاسبات سیاسی کوتاه و بلندمدت، شناسایی و استفاده درست از فرصت‌ها، رهبری، عوامل مجرب جاسوسی و بخش ضد جاسوسی خوب دارد.

· روس‌ها حتی از منافع ایدئولوژیکی، اقتصادی و نظامی متحدانشان سوءاستفاده می‌کردند و در سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای بلوک شرق افرادی را به‌عنوان جاسوس استخدام می‌کردند و بهره می‌بردند. این عمل «نفوذ یک‌طرفه» نامیده می‌شد. کا گ ب از نفوذهای یک‌طرفه برای کسب اطمینان از وفاداری و طرفداری سرویس‌ها استفاده می‌کرد.

ضد تروریسم:

· سیاستی که با تروریسم مقابله می‌کند اساساً ماهیت جاسوسی ندارد.

· دولت باید به‌عنوان بخشی از سیاست کلی خود نسبت به دولت‌ها و گروه‌های مهاجم، رفتاری ضد تروریستی داشته باشد.

· دامنه ضد تروریسم مؤثر به روند کلی تکنیک‌های مخفی، از اقدام‌های سیاسی گرفته تا عملیات شبه‌نظامی و حمایت‌های اطلاعاتی کشیده می‌شود.

· روش‌های مخفی می‌توانند برای افشای دولت‌ها و گروه‌هایی که مدعی هستند در تروریسم دستی ندارند، به کار روند.

· تجارب دهه 1980 و 1990 نشان داده که برخوردهای قانونی و گذرا با تروریست ها کافی نیست.

· اعمال فشار علیه خانواده تروریست ها مهم‌ترین تکنیک است.

· درگیر کردن تروریست ها به یکدیگر هم تکنیک مهمی است.

· کمک به فروپاشی برادری در میان مسلمانان آن‌ها را علیه هم و تروریست ها درگیر می‌کند.

· افشای رفتارهای نابهنجار رهبران تروریست تاکتیک دیگری است.

· وصل کردن ارتباط رهبران تروریست ها با کشورهای دشمن گزینه دیگری است.

· ترس و وحشت مانع براندازی تروریسم است.

· مأموریت عوامل اطلاعاتی عملیات مخفی این است که با تحریف ارتباطات، خرابکاری و ترویج نارضایتی و دامن زدن به اختلافات اعضا و گروه‌ها، کانون‌های تروریستی را متلاشی سازند.

· فقط با عملیات مخفی می‌توان کانون‌های تروریستی را نابود کرد و ضد تروریسم با عملیات مخفی راحت‌تر موفق می‌شود.

· آموزش و رشد افسران و عوامل عملیات مخفی بسیار مهم است و درس‌های گذشته از آن‌هم مهم‌تر.

· ایجاد زیر ساخت در هر کشوری که می‌شود وظیفه هر دولت برای عملیات مخفی است.

ضد جاسوسی:

· ضداطلاعات بخش مهم عملیات مخفی است. ضداطلاعات با سیاست تهاجم دفاعی و به جلو رفتن برای انجام عمل ضداطلاعاتی تبدیل به ضداطلاعات تهاجمی می‌شود.

اجزا اساسی رده اول ضد جاسوسی:

§ تحلیل ضد جاسوسی( به شکلی متمایز از تحلیل اطلاعات موثق)

§ جمع‌آوری اخبار ضد جاسوسی(به‌گونه‌ای متمایز از جمع‌آوری اخبار جاسوسی)

§ بهره‌برداری ضد جاسوسی

· مدیران پس از تصمیم‌گیری در مورد کار «ضداطلاعات» باید عوامل ضد جاسوسی را برای انجام آن رشد داده، تجهیز و هماهنگ سازند.

· اگر دیدگاه استراتژیک است «ضداطلاعات» باید به یک روش هماهنگ گروهی اداره شود.

· لازم است مدیران ضداطلاعاتی فعلی که دارای پیشینه عملیاتی و تحلیل قوی هستند در کنار استراتژیست های و دولتمردان حرفه‌ای قرار گیرند و کار کنند.

· گروه‌های طراحی و هماهنگ‌سازی از ورود افراد متفکر خلاق خارج از دولت بهره بسیار زیادی می‌برند. مثلاً طراحان نقشه‌های فریب‌کارانه انگلیس شامل یکی از اساتید آکسفورد، یک دلال بورس آریستوکرات، یک مقام رسمی دولتی مستعمرات، یک رمان‌نویس برجسته انگلیسی، یک فرد تبهکار، یک متخصص امور مالی، یک صاحب کشتی، یک دانشمند و یک روحانی دست‌اندرکار در تجارت چای بودند.

· هر تحلیلگر خوب ضداطلاعات و عملیات مخفی چندین هزار نفر نیروی اطلاعاتی را در سرویس حریف درگیر می‌کند.

· هر نیروی ضداطلاعات درگیر چندین هزار نفر نیروی خارجی درون هر کشور است.

فریب:

· سرویس‌های اطلاعاتی خارجی غالباً توسط دولت‌هایشان به‌منظور «فریب» و اداره ذهن دشمنان به کار می‌روند.

فریب سه عنصر نیاز دارد:

§ باید بر اساس یک استراتژی یا سیاست بنا گردد(فریب به خاطر فریب دادن حاصل اندکی دارد)

§ واکنش دشمن بعد از فریب خوردن بررسی شود.

§ فریب باید با یک طرح هماهنگ مورد پشتیبانی قرار گیرد.

· اقدام‌های فریبکاری زیرکانه از مجموعه‌ای از تکنیک‌ها- شنود، دیپلماسی، رسانه‌ها، شایعات و تبلیغات- برای جلوگیری از اطلاع دشمن از کلیات طرح استفاده می‌کند. پس از تکه‌تکه کردن «پازل» دشمن را در حال تقلا نگه می‌دارد.

· تحلیلگران ضداطلاعات می‌توانند با بررسی‌ها و بازرسی کلیه بخش‌ها و روش‌های اجرائی دولت خود عملیات ضد فریب شکل دهند.

استراتژی

· عملیات مخفی در کل در چهار زمینه قابل طرح است:

· تبلیغات:

از کلمه‌ها، نمادها و تکنیک‌های روان‌شناسانه دیگر برای نفوذ در قلمروهای دیگر استفاده می‌کند. وسایل ارتباط‌جمعی مهم‌ترین ابزار هدایت تبلیغات است.

· اقدامات سیاسی:

از ابزار سیاسی مانند«وسایل، عاملان نفوذی، اخبار و حمایت‌های مادی برای تحت اختیار گرفتن اتفاقات خارجی و داخلی کمک می‌گیرد. این تلاش‌ها می‌تواند درون دولت‌های خارجی، نهادهای غیردولتی نظیر نهادهای کارگری، روشنفکری و جنبش‌های مذهبی و نیز در داخل عاملان غیردولتی مانند گروه‌های نژادی و تشکیلات جنایی رخنه کند و صورت پذیرد.

· فعالیت‌های شبه‌نظامی:

درواقع به‌نوعی کاربرد زور است. حمایتی جهت دفاع علیه تروریسم، جنبش‌های مقاومت، شورشیان و نیز استفاده از اشکال غیرمادی و غیر قراردادی زور جهت انکار یا بی‌اعتبار کردن اخبار مهم دشمنان می‌باشد.

· همکاری اطلاعاتی:

این عمل با آموزش افراد، تأمین تدارکات یا کمک‌های تکنیکی و یاددادن اخبار برای رسیدن به تأثیرات دلخواه بر روی حوادث و تصمیمات دیگر کشورها تأثیر می‌گذارد.

· عنصر کلیدی در رشد قابلیت‌های ضد جاسوسی، درک ماهیت تهدیدهای جاسوسی است که از سوی دیگر مطرح می‌شوند. باید اطلاعات گردآوری‌شده درباره فعالیت‌های جاسوسی بیگانگان و دشمنان را به‌خوبی بشناسیم. مهم‌ترین راه برای این کار نفوذ به درون سرویس‌های جاسوسی است. عامل نفوذ به سرویس‌های جاسوسی« سدشکن» سازمان نام دارد.

· هم « عملیات مخفی» و هم «ضد جاسوسی» بارها و بارها سهم قابل‌توجهی در حفظ منافع و امنیت ملی ایفا کرده‌اند و فقدانشان کشور را تا حد قابل‌ملاحظه‌ای در برابر دشمنان ضعیف کرده است.

· از اواخر دهه 1940 تا اواخر دهه 1960 شورای امنیت ملی برای دو هدف برنامه‌های عملیات مخفی را طرح‌ریزی کرد:

§ تقویت نیروهای سیاسی و نظام غیر کمونیستی و مقابله با تبلیغات و نفوذ روسیه در کشورهای غیر کمونیستی که درتهدید براندازی یا از دست دادن قدرت و واگذاری آن به کمونیست‌ها بودند.

§ تضعیف رژیم‌های کمونیستی در خاک خودشان با پشتیبانی از جنبش‌های مقاومت داخلی و تخریب حس میهن‌پرستی از طریق ایستگاه‌های رادیویی، نشریات و ادبیات غربی.

· دکترین «صراحت» در دوره کارتر توسط سایروس ونس اندکی پیش از پذیرش پست وزارت خارجه اعلام شد:

§ «عملیات مخفی» نبایستی از حقوق و مزایای قبلی بی‌بهره شود ولی فقط در شرایط خاص و سخت یعنی زمان «ضرورت مطلق» مورداستفاده قرار می‌گیرد.

· مدیر سیا در دوره کارتر «استنسفیلد ترنر» با نظر ونس موافق بود. وی ادامه داد که:

§ در طول یک حکومت «عملیات مخفی» یک یا دو بار می‌تواند مفید واقع شود و تنها درصورتی‌که دشمنان را تحریک نکند.

§ در دوره کارتر درمجموع 3 یا 4 عملیات مخفی شکل گرفت.

· دکترین انگلتون در ضد جاسوسی:

§ «ضد جاسوسی وزیر شطرنج است. چون ضد جاسوسی اسرار سرویس‌های دیگر را می‌داند نه‌تنها می‌تواند از سرویس خود در مقابل دسیسه‌ها محافظت کند، بلکه سرویس متخاصم را نیز زیرکانه تحت کنترل می‌گیرد.»

· کالاریس مسئول ضد جاسوسی آمریکا در اواسط دهه 70 و 80 :

§ سطح قدرت ضد جاسوسی باید به نحوی ارتقا یابد که به آن توان هدایت و مسئولیت عملیاتی در گستره کل جامعه اطلاعاتی و نیز در سراسر سیا را بدهد