روز یازده آوریل امسال«2019 میلادی»، خبرگزاری واتیکان عکسی را بهمراه خبری منتشر کرد که چیزی را در ذهنم جابجا کرد.

برای بررسی این خبر بایستی به چند سوال توجه کرد مانند اینکه پاپ کیست؟چه جایگاهی دارد؟سابقه پاپ فعلی در حرکتهای اینچنینی و سایر پاپها چیست؟پاپ برای چه این کار را کرد؟آن سه نفر چه کسانی بودند؟ و در نهایت اینکه چه چیزی را میتوان از این حرکت نتیجه گرفت؟
جایگاه پاپ در طول هزار و پانصد و هشتاد سال( از پاپ لئو اول در سال440 میلادی) تا به امروز جایگاهی پرفراز و نشیب بوده است اما همواره استیلای کافی بر چیزی در حدود 2 میلیارد کاتولیک امروزی، که معتقد یا نیمه معتقد هستند، را به نسبت جمعیت و تاریخ داشته است.
دورهای فرمان جهاد مسیحیان در جنگهای صلیبی، دورهای تایید و تاجگذاری شاهان مسیحی، دورهای دادگاههای کشتار عقیدتی انگیزیسیون و ... تا امروزه که حداقل در بدترین حالت حدود 1 میلیارد نفر را رهبری میکند.جایگاهی که پر از مراسمات و تشریفات و اهمیت بوده و هنوز در نقش بظاهر مصلحانه خویش باقی است.
در صده گذشته دو پاپ چهره این جایگاه را با انجام کارها یا صدور احکام و ... بسیار لطیفتر و انسانمدارانهتر از گذشته کردهاند و مخالف سنت دیرینه نه به تجدد و مدرنیسم کلیسا بودند. یکی پاپ ژان پل دوم که سابقه فعالیتهای وی در حوزه قضایی خویش(واتیکان و مسائل داخلی آن) و اقدامات بشردوستانه وی در دهه 90 و آغاز قرن 21 زبانزد شده بود و دیگری از سال 2013 میلادی با سومین استعفای یک پاپ، بندیکت شانزدهم، و روی کار آمدن پاپ جدید، فرانسیس فعلی، نوید تحولات در حوزه قضایی پاپ(همچون پذیرش برخی اشتباهات کلیسا و مسئله تجاوزات و همجنسبازیها و ...) و در حوزه بینالملل و بشردوستانه داده شد همانند همین روز یازدهم آوریل (2019).
پاپ فعلی در کمتر از شش سال حکومت معنوی خود بر دنیای مسیحیت، سفرهای زیادی برای کمکرسانی و مطالبه وضع بهتر مسیحیان به نقاط مختلف جهان داشته است.این پاپ هشتاد و دو ساله آرژانتینی که از درد پا نیز رنج میبرد در روز یازدهم آوریل در جلسهای با موضوع رسیدگی به وضع مسیحیان سودان جنوبی که با حضور رهبران مسیحی این کشور همچون، رییسجمهور سودان جنوبی«سالوا کر»، معاون سابق او رهبر شورشیان فعلی«ریک مچر» و چند معاون دیگر رییسجمهور، که سودان جنوبی را به جنگی داخلی با چهارصد هزار کشته و دهها میلیون آواره کشاندهاند، زانو زد وبا بوسیدن کفشهای آنها از ایشان خواست تا به جنگ داخلی در این کشور پایان دهند.
شاید آن چند مرد سودانی مسیحی دست از جنگ برندارند اما به هردلیل، حتی اگر آنها را ناآگاه نسبت به جایگاه کسی که از ایشان التماس کرده بدانیم، این حرکت پاپ اقدامی است که در 1580 سال سابقه حکومت پاپی در جهان مسیحیت برای اولین مرتبه رخ داده است و آن عظمت و قدرت و معنویت در برابر چند رجل سیاسی، چه جایگاه پاپ روزی خود سیاسیترین جایگاه اروپا بود، به خاک افتاد تا آن جایگاه را برای حفظ جان انسانها و صلح فدا کند.

میتوان از دو منظر عبرت گرفت!
اول؛ اینکه رهبران دینی و سیاسی دنیا، توجه کنند که روزی به جایی میرسند که به دست و پای عدهای افتاده، حتی اگر روزی آنها را برده تصور میکردند، تا چیزی را حفظ کنند.
دوم؛ اینکه رهبران مذهبی دنیای اسلام، بودیسم و یهودیت از جایگاه خود برای کنترل وضع اسفباربار بشر استفاده نمیکنند؛ رهبران بودایی حرفی از کشتار در میانمار نمیزند، رهبران یهودی هیچ نظری برای کنترل وضع فلسطین و اسرائیل نمیکند و رهبران مسلمان نیز جنگهای بین خود را متوقف نمیکنند و بلکه بیشتر شعار مرگ و تکفیر میدهند.
حال با پایین آوردن شان و شکوه و جلال و سبقه دستگاه پاپ توسط فرانسیس بعد از هزار و اندی سال برای حفظ جان انسانها، برنده نهایی آیین مسیحیت است.