دوست دارید چه طعمی زندگی کنید؟

طعم‌های مختلف بستنی در یک بستنی‌فروشی ایتالیایی
طعم‌های مختلف بستنی در یک بستنی‌فروشی ایتالیایی

شما برای زندگی‌تان چه طعمی دوست دارید؟

تند؟ یعنی پر از هیجان و تب‌وتاب. یعنی زندگی را بدون اینکه از چیزی بترسیم، بدون اینکه بخواهیم حساب دودوتا چهارتا بکنیم برای هر قدم، بدون اینکه خودمان را از جدیدترین و هیجان‌انگیزترین و وحشی‌ترین و ماجراجویانه‌ترین تجربیات محروم کنیم، بزنیم به دل زندگی.

تلخ؟ یعنی پر از استرس و غم و غصه. یعنی زندگی‌مان را وقف این کنیم که از هر چیزی منفی‌ترین و اندوهبارترین و سیاه‌ترین جنبه‌اش را پیدا کنیم و سوژه‌ای پیدا کنیم برای غصه خوردن و ناراحت شدن و غمگین ماندن.

شیرین؟ یعنی پر از آرامش. بی‌توقع و بی‌دردسر، خودمان را درگیر چیزی نکنیم جز مهر ورزیدن و عشق کردن و خوب دیدن و مثبت اندیشیدن.

شور؟ یعنی پر از لودگی. باری به هر جهت و بی قید، تن بدهیم به مسخره بودن و مسخره کردن زندگی. دنبال این باشیم که هر چیزی را دست بیندازیم؛ خودمان، زندگی‌مان، دیگران.

بدون تعارف طعم غالب زندگی هرکس مشخص است، هرچند احتمالا همه از همه این طعم‌ها استفاده می‌کنند، اما آنچه رنگ و طعم اصلی را مشخص می‌کند یکی از اینهاست. برای همین وقتی قرار است دستورپخت بدهیم برای زندگی کسی لازم است از قبل معلوم کنیم دوست دارد چه طعمی زندگی کند؟ هدفگذاری‌های بلندمدت برای کسی که طعم تند را می‌خواهد بی‌معنی است. درعوض می‌توان برای کسی که دنبال زندگی شیرین است هدف‌های ده ساله تنظیم کرد. از کسی که طعم زندگی‌اش شور است نمی‌توانم توقع داشته باشم طبق برنامه پیش برود، و فیدبک دادن به کسی که طعم تلخ را ترجیح می‌دهد خیلی باید ظریف باشد.

نمی‌شود برای همه یک‌جور دستورپخت داد. آدم‌ها هرچقدر هم که ویژگی‌های مشابهشان را پیدا کنیم و دسته‌بندی‌شان کنیم، اما باز نمی‌توانیم بریزیمشان در یک قوطی. تنظیم برنامه بهره‌وری برای زندگی آدم‌ها مثل نوشتن رژیم غذایی است؛ باید ذائقه‌شان را بشناسی، حساسیت‌ها و آلرژی‌ها و خطوط قرمزشان را بشناسی، و بدانی چه طعمی را دوست دارند برای زندگی‌شان انتخاب کنند.

اگر در رژیم غذایی من کلم بروکلی پخته بگذارید برنامه‌تان را دم در مرکزتان دور می‌اندازم و دیگر پایم را آنجا نمی‌گذارم.

به غیر از ویرگول، بعضی نوشته‌های دیگرم درباره بهره‌وری و سبک زندگی را در صفحه ایسنتاگرامم بخوانید:

@nimasalamian