چه فایده‌ای دارد اگر بتوانیم روی مگس ادرار کنیم؟

چه عنوان چندش‌آوری!

اما ماجرا از این قرار است که در توالت‌های مردانه یکی از فرودگاه‌های آمستردام مشکلی وجود داشت؛ مردها دورتادور فضای کاسه را به ادرار آغشته می‌کردند که باعث می‌شد توالت‌های این فرودگاه ظاهری کثیف پیدا کند. طراح فرودگاه ایده جذابی پیدا کرد: مگسی پلاستیکی در نزدیکی چاه کاسه توالت قرار داد. مردها به هوای نشانه‌گیری آن مگس تا هشتاد درصد آلودگی کمتری در توالت‌ها به وجود آوردند!

آیا اگر در تمام دیوارهای این فرودگاه نوشته می‌شد «آقایان عزیزم! لطفا از آلوده کردن فضای اطراف کاسه توالت خودداری کنید» و همین پیام را به صورت مرتب پشت بلندگوهای فرودگاه تکرار می‌کردند، به چنین نتیجه‌ای می‌رسیدند؟

این نمونه‌ای از معماری انتخاب است. یعنی شرایط را طوری تنظیم کنیم و بچینیم که بدون اجبار، افراد نتیجه‌ای را انتخاب کنند که مطلوب ما یا سازمان ماست. در بسیاری از اپلیکیشن‌ها وضعیت پیش‌فرض طوری است که برای شما نوتیفیکیشن ارسال می‌شود. اما شما کاملا مختارید که این وضعیت را تغییر بدهید. چند نفر وضعیت پیش‌فرض را تغییر می‌دهند تا از شر نوتیفیکیشن‌های مزاحم این تعداد اپلیکیشن خلاص شوند؟

سوپرمارکت محله شیرهایی با تاریخ انقضای نزدیک را در دسترس قرار می‌دهد. شما مختارید که شیرهای عقب‌تر را بردارید که تازه‌تر هستند، اما معماری انتخاب طوری است که شما را به برداشتن شیرهای قدیمی‌تر سوق می‌دهد.

ما دلمان می‌خواهد در وضع موجود باقی بمانیم. این یک نوع سوگیری شناختی است: باقی ماندن در وضع موجود. نوعی از اینرسی که انگار حال آن را نداریم با دو سه کلیک خیلی ساده تنظیمات اپلیکیشن‌مان را تغییر دهیم و جلوی نوتیفیکیشن‌های بیخودی را بگیریم. و همین باعث می‌شود خیلی وقت‌ها زیادی درگیر چیزهای بیخودی بشویم. و تمام صنایع دلشان می‌خواهد با معماری انتخاب و با تکیه بر این سوگیری ما تا جای ممکن ما را درگیر خودشان کنند. درگیر شدن یعنی اتلاف زمان، اتلاف انرژی، اتلاف سرمایه، اتلاف کارمایه، و کاهش بهره‌وری زندگی.