داستان اساتید سواد رسانه در ایران

تدریس سواد رسانه‌_ عباس صالحی
تدریس سواد رسانه‌_ عباس صالحی


چیزی که می‌خوام براتون بگم توی 10 سال فعالیت رسانه‌ایم، بارها برام اتفاق افتاده ...

خیلی وقتا از من می‌پرسن که شما که سواد رسانه‌ای تدریس می‌کنید جز کدوم دسته هستید؟

من هم میگم که مگه چه دسته‌هایی داریم؟

در جواب همیشه میشنوم که اساتید سواد رسانه‌ای دو دسته هستند:

  1. دسته اول که بهشون کهوندیسم میگن (البته چون کامل دارم نقل قول می‌کنم از این اصطلاح پر تکرار استفاده می‌کنم و اگر نه استاد کهوند بزرگوارتر از این نکات هستند) شاید برای شما هم سوال بشه چرا می‌گن کهوندیسم؟ به خاطر این که فرد شاخص مطرح در این تفکر استاد کهوند هستند.
  2. دسته دوم که بهشون میگن سید بشیری (البته آقا سید بشیر هم از بزرگواران و اساتید برجسته عرصه سواد رسانه‌ای هستند و من فقط از باب نقل قول اینطور بیان می‌کنم) با توجه به نظرات استاد سید بشیر حسینی در مورد حضور در فضای مجازی این دسته رو با ایشون میشناسن
 سید بشیر حسینی _ عباس  صالحی _ سید مهدی نقوی _ علیرضا خوش‌منظر
سید بشیر حسینی _ عباس صالحی _ سید مهدی نقوی _ علیرضا خوش‌منظر

قبل از جواب من به این دوستان که این سوالات رو می‌پرسن بزارید مقداری از تفکرات دو دسته برای شما بگم...

دسته اول معتقد هستند که حضور در فضای مجازی اگر در بستر دشمن باشد، حرام است و نباید حضور داشت و یکی از مهمترین دغدغه‌هاشون آسیب‌شناسی فضای مجازی، مطالبه‌گری در مورد اینترنت ملی و حذف اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی خارجی و فعالیت در شبکه‌های داخلی هست. استاد کهوند، استاد مومن نسب و استاد فروهر سه استاد مطرح و برتر این تفکر در کشور هستند که هر کدام از این بزرگوارن در اصل این موضوع باهم مشترک هستند ولی در بعضی از جزئیات باهم اختلاف‌های کوچکی هم دارند.

دسته دوم معتقد هستند که نباید محیطی که مردم در آنجا هستند رو خالی کرد، نباید شبکه‌های خارجی رو خالی از بچه‌های ارزشی و انقلابی کرد. بلکه همه بچه مذهبی‌ها باید توی این فضا‌ها فعال باشند، باید هر جور که شده افراد مختلف رو توی این فضا جذب خودشون کنن، چون اگر این کار رو نکنند مردم جذب افراد نامناسب و ناباب میشن.حتی گاهی اوقات مطرح میشه که می‌تونن بعضی از خط قرمز‌ها رو تلویحا رد کنند تا جذب حداکثری داشته باشند. استاد سید بشیر حسینی، استاد سید پویان حسین پور، استاد رائفی پور از جمله اساتید مطرح این نظر هستند.

این جا باید بگم که هر دسته به نوبه خودش، استدلال‌هایی داره، دلایلی داره و کارهای خودش رو توجیه میکنه. با توجه به شناختی که از تمام اساتید مطرح شده در دو دسته دارم، این بزرگواران از جمله اساتید انقلابی، مذهبی و ولایی هستند که این صفات رو بنده به صورت کاملا واضح و حقیقی در این افراد دیده‌ام.

خب بریم سراغ این که من چی جواب میدم:

جواب من اینه که من اصلا جزو هیچ کدوم از این دسته‌ها نیستم. من جزو دسته سومی هستم که خیلی کمتر دیده میشه و البته به دور از حواشی سعی داره بیشتر تاثیر گذار باشه تا تاثیر پذیر

اعتقاد ما دسته سومی‌ها اینه که، نیازی نیست که همه مردم و بچه مذهبی‌ها بیان توی شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های خارجی، از طرفی هم قائل به این هستیم که نباید اون شبکه‌ها رو خالی کنیم تا ضد دین، ضد انقلاب یا هر فردی نامناسب دیگه‌ای اونجا رو برای خودش و افکار خودش امن بدونه...

بزارید خیلی راحت بگم....

این شبکه‌های خارجی حقیقتا یک میدون جنگه، اون هم جنگی که قراره توی زمین و خاک دشمن انجام بدیم. حضور تمام نیروها نیازی نیست، بلکه فقط افرادی که آموزش دیده باشند، افرادی که مهارت‌های خاصی داشته باشند باید توی این زمین نابرابر حضور پیدا کنند.

به اعتقاد من اگر میخوای مفید باشی، باید اول آموزش ببینی، بعد بری سراغ تجربه و در کنار با تجربه‌ها کارآموزی کنی و در نهایت با هماهنگی با ستاد فرماندهی شروع به عملیات کنی...

اما چند تا سوال

  • ستاد فرماندهی کجاست؟
  • مردم باید چطور آموزش ببینند؟
  • چه کسی یا نهادی مسئول نظارت بر فعالیت‌ها و ماموریت‌هاست؟