شما در زندگی و برخورد با مشکلات کدام گزینه را انتخاب می کنید؟

همه ما در مسیر زندگی انتخاب گریم.

انسان‌های ضعیف، انتخاب های ضعیف، انسان های متوسط، انتخاب های متوسط و انسانهای قدرتمند، انتخاب های قدرتمندی می کنند.

شما چطور؟

در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی، چگونه دست به انتخاب می زنید؟ آیا شما با ساز زندگی می رقصید و یا زندگی به ساز شما می رقصد؟ آیا دیگران شما را به مسیری می برند و یا خودتان مسیرتان را برمی گزینید؟

در برخورد با مشکلات و مسائل زندگی، هر انسانی چهار گزینه پیش رو دارد:

گزینه اول «تسلیم شدن» است.

اینکه خود را به دست شرایط بسپاریم و بگوییم: به هر حال اینها اتفاق افتاده و این وضعیت زندگی من است و اوضاع نامناسب را نمی‌توان تغییر داد و بهتر است آن را بپذیرم.

این که بگوییم: من انسان بدبخت و بدشانسی هستم و قسمت و نصیب من همین است!

واقعیت این است که تسلیم شرایط شدن، درد و رنج وضعیت موجود را تا حدی کاهش می‌دهد و شاید به همین دلیل است که انسانها، این گزینه را انتخاب می‌کنند. به هر حال اگر شما از وضعیت شغلی خود ناراضی باشید و بگویید که «همین است که هست و خیلی‌های دیگر هم مانند من هستند که از شرایط خود ناراضی هستند…». همین نوع تفکر، می‌تواند کمی به شما آرامش دهد. اگر چه منجر به بهبود وضعیت نمی‌شود.

گزینه دوم «افسردگی» است.

ویلیام گلاسر معتقد است انسان ها، افسردگی را انتخاب می کنند. در ادبیات گلاسر، افسردگی یک وضعیت روحی نیست بلکه یک رفتار است که فرد انتخاب می کند.

این رفتار یعنی افسردگی، می‌تواند موجب جلب محبت دیگران، توجیه رفتارهای نادرست شما و همینطور تنش‌های ذهنی کمتر برای شما باشد.

گزینه سوم «اعتیاد منفی» است.

معمولا انسان های ضعیف، برای رهایی از مشکلات شان، سراغ این گزینه می روند و به جای حل مشکلات شان، مشکلی بر مشکل خود می افزایند!!!

اعتیاد منفی مثل انتخاب مواد مخدر، الکل و مراجعه دائمی به سایت‌های پ.و.ر.ن، اعتیاد جنسی، خودارضایی و....) روشی بسیار قدرتمند و اثربخش برای فرار از مشکلات و تحمل بهتر درد و رنج است!!!

تنها مشکل انتخاب این روش از آنجا ناشی می‌شود که پس از اینکه درد و رنج و منشاء مشکل از بین رفت، شما همچنان باید با اعتیادی دست و پنجه نرم کنید که سالها همراه شما باقی خواهد ماند…

گزینه چهارم «اعتیاد مثبت» است.

گلاسر در مقابل گزینه قدرتمند سوم، راهکار دیگری را مطرح می‌کند که آن را «اعتیاد مثبت» نامیده است.

او معتقد است عادتهای منفی به خودی خود حذف نمی‌شوند و تلاش برای حذف آنها نیز چندان اثربخش نخواهد بود مگر آنکه، عادتهای رفتاری مثبت (اعتیاد مثبت) جایگزین آن شود.

دوستی می گفت: چند روز پیش فرزندم را نزد دندانپزشکی بردم تا وضعیت دندان‌هایش را بررسی کند، او توصیه ‌کرد برای برخورداری از سلامت جسمانی و روانی، معتاد شوید!

او به فرزندم توصیه کرد تا حتما و تحت هر شرایطی از نخ دندان استفاده کند. گفت: نخ دندان تنها اعتیادی است که نه فقط جایز که مورد تأکید است و امیدوارم نسبت به استفاده از آن معتاد شوی!

موضوع برایم جالب شد، چون تاکنون از این منظر به اعتیاد نگاه نکرده بودم. از این دندانپزشک پرسیدم:

آیا واقعاً این تنها اعتیاد مجاز است؟!

بلافاصله پاسخ داد: نه! کتاب هم اعتیاد بسیار خوبی است.

گفتم: همین؟

اندکی فکر کرد و گفت: ورزش هم عالی است و خوبه که آدم معتادش بشه!

باز پرسیدم: دیگه چیزی نیست؟

گفت: موسیقی! موسیقی اصیل، موسیقی کلاسیک، موسیقی‌ای که حال آدم را جا بیاورد …

خیلی توصیه‌های جالبی بود. از او پرسیدم:

آیا فکر نمی‌کنی که محیط زیست هم می‌تواند یک اعتیاد مثبت باشد؟ اینکه آدم‌ها عادت کنند زباله‌های روی زمین را بردارند؛ عادت کنند به حیوانات شلیک نکنند؛ عادت کنند که قدر آب و خاک را بدانند و عادت کنند به آنهایی که به حفظ محیط زیست عادت نکرده‌اند، تذکر دهند؟

گفت: صددرصد موافقم و لبخند زد …

اعتیادهای مثبت شما کدامند؟ و چه پیشنهاداتی به همنوعان خود دارید که در برخورد با مشکلات شان به جای انتخاب سه گزینه اول، به سراغ گزینه چهارم یعنی اعتیاد مثبت بروند...

https://t.me/savadkoohialiasghar