پشت سر هر نویسنده موفقی می توان صد نویسنده دیگر را پیدا کرد که کتابشان به فروش نرسیده است. پشت سر آنها هم صد نویسنده دیگر که ناشری پیدا نکرده اند. پشت سر آن ها هم صد نفر دیگر که دست نوشته های نا تمامشان خاک میخورد و پشت سر آنها هم صد نفر دیگر که تنها رویای نوشتن کتابی را دارند. با این حال فقط نام نویسندگان موفق را می شنویم و نمیتوانیم تشخیص دهیم که احتمال موفقیت ادبی تا چه حد پایین است.
گورستان نویسندگان ناکام ده ها هزار برابر نام های آشنا در خود نویسنده جای داده است. اما هیچ فرد یا رسانه ای به نبش قبر در این گورستان علاقه ای نشان نمی دهد. برای همین این گورستان از بیرون نامرئی به نظر می رسد. این مساله در مورد تمام مشاغل، شرکت ها و پروژه های دیگر نیز صدق می کند.
در زندگی روزمره موفقیت بیش از ناکامی به چشم می آید، به همین دلیل است که افراد شانس موفقیت خود را بیش از اندازه تخمین میزنند. به این وضعیت خطای بقا می گویند. با سر زدن به گورستان پروژه ها، مشاغل و سرمایه گزاری های ناکام می توان با این خطا مقابله کرد.