مصائب يک ذهن توییتری ۱۴۰ کاراکتری

از بچگی عادت داشتم کم حرف بزنم و چه بسا این عادت برام بسیار خوشایند بوده. این روند تا سالها برام ادامه داشت تا اینکه بنابر ضرورت شغلم مجبور شدم اجتماعی تر باشم.

حدودا سه سال پیش وارد توییتر شدم و سعی کردم حرفامو اونجا بزنم. توییتر بخاطر محدودیت کاراکتری که داشت برام خیلی جذاب بود و حتی بعد از ۲۸۰کاراکتری شدنش همیشه سعی میکردم به همون ۱۴۰ کاراکتر وفادار بمونم. اما حالا تصمیم دارم با چالش جدیدی روبرو بشم و سعی کنم بهتر بنویسم. برای همین قراره اینجا بازهم چیزای جدیدی رو تجربه کنم و خیلی چیزها یاد بگیرم.

تو ویرگول از تجربیاتم در جایگاههای مختلف خواهم گفت و تلاش میکنم تا بدون سانسور خودم رو بیان کنم.