ویرگول
ورودثبت نام
nsamaneh74
nsamaneh74همه آدما یه نویسنده تو درونشون دارن شاید و حالا اون بخش من، هرازگاهی قلم به دست میگیره و مینویسه تا صداشو به گوش بقیه برسونه
nsamaneh74
nsamaneh74
خواندن ۳ دقیقه·۸ ماه پیش

خاطرات یک آدم‌کش


این تیتر، دقیقا نام کتابی است که دوبار خواندمش و دلم خواست درباره‌اش بنویسم
نه آن‌چنان مرا تحت تاثیر قرار داد و نه آنچنان بد بود که فکرم مشغولش نشود (این نوشته اصلا حاوی اسپویل نیست؛ پس خیالتان راحت، اگر حال و حوصله داشتید تا انتهای متن را با من همراه باشید).

پس چرا دو بار خواندمنش؟

راستش جاهایی از داستان برایم گنگ بود؛ میخواستم بدانم شخصیت ضد قهرمان داستان چرا و چطور به آنجا رسید و راستش را بخواهید در نهایت باید خودتان با دانش اندک پزشکی و روان‌شناسی که دارید و یا با فیلم‌هایی که درباره جرم و جنایت دیده‌اید (مثلا mind hunter) درباره قاتل داستان و اعمالش قضاوت کنید.

می‌گویم قاتل، چون واقعا کتاب درباره یک قاتل است؛ قاتلی که قرار است سرنوشت روزهای پایانی مانده به مرگش را بخوانید. روزهایی که با شرایط عجیبی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند!

چه شرایطی؟ آلزایمر! درست خوانده‌اید. همان بیماری ترسناکی که این روزها بسیاری به آن مبتلا می‌شوند و راستش من تا حالا سه بار از نزدیک کسانی را دیده‌ام که به این بیماری مبتلا شده‌اند و باید بگویم از آن بیماری‌هایی است که هیچ کس دلش نمیخواهد به آن مبتلا شود. شاید به قول یکی از دوستانم بهتر است همان موقع که فهمیدم به آلزایمر مبتلا شده‌‌ام، به کسی بگویم تا من را با یک گلوله بکشد.

می‌دانید چون قرار است از اسپویل خبری نباشد، نمی‌توانم چیز زیادی از داستان بگویم؛ اما به شما اطمینان می‌دهم که کتاب ارزش خواندن دارد (البته اگر مانند من زیاد کتاب نخوانده باشید و هدف خاصی هم از خواندن کتاب‌ها دنبال نکنید؛ بیشتر بخواهید سرگرم شوید و ماجراهای مختلفی بخوانید و یا در جهان‌های مختلفی غرق شوید و مثل من به خلاقیت نویسنده‌ها احسنت و آفرین بگویید).

اینجا میخواهم فقط چند جمله‌ای درباره آخر و عاقبت آدم‌ها با بیماری آلزایمر بگویم.

اصلا فکرش را کرده‌اید ممکن است شما هم به آلزایمر مبتلا شوید و یا مثلا یک نفر که خیلی هم برایتان عزیز است، به این بیماری مبتلا شود؟

چقدر درباره این بیماری می‌دانید؟ راستش وقتی این کتاب را بخوانید چیزهای زیادی (در قالب داستان) درباره شرایط ترسناک این بیماری خواهید فهمید. من هر بار که چیز جدیدی از آلزایمر و آن هم از روی این داستان میفهمیدم، به خودم میگفتم یعنی مغز و ذهن ما انقدر در جان بخشیدن معنادار زندگی ما تاثیرگذارند و ما اینقدر ساده با آن برخورد می‌کنیم!

این کتاب، سازوکاری که آلزایمر در زندگی یک انسان به نمایش می‌گذارد را به تصویر می‌کشد؛ البته در غالب انسان قاتلی که انگار بدون آنکه بداند، بیماری‌های روانی مختلفی را از دوران کودکی با خود حمل می‌کند.

بعد از خواندن این کتاب چه حرف‌هایی در مغز و روانم ثبت شد؟ 👇

دنیا جای پرتلاطم هچل هفتی است؛ بی‌سر و ته؛ پر از عیب‌ها و نواقص عجیب و غریب که حتی به مخیله‌ شما و خیلی از بشرهای دوپا خطور هم نمیکند؛ در عین حال این انسانی که خودش را موجود غدرقدرتمندی تصور می‌کند و اینقدر بیخیالانه در حال از بین بردن زمین و زمانش است، بسیار ضعیف و شکننده است و به حد غایت نیازمند ارتباط و اجتماع و روابط انسانی. به مهر و محبت و داشتن تعلق محتاج است؛ حتی اگر یک قاتل حرفه‌ای آدم گریز باشد.

قتلهای زنجیره ایآلزایمرنقد کتاببیماری آلزایمر
۵
۰
nsamaneh74
nsamaneh74
همه آدما یه نویسنده تو درونشون دارن شاید و حالا اون بخش من، هرازگاهی قلم به دست میگیره و مینویسه تا صداشو به گوش بقیه برسونه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید