اینگونه که من دوستت می‌دارم ...

حکایت بارانِ بی‌امان است

اینگونه که من دوستت می‌دارم...

شوریده‌وار و پریشان

بر خزه‌ها و خیزاب‌ها

به بیراهه و راهها تاختن

بی‌تاب و بی‌قرار

دریایی جستن

و به سنگچین باغِ بسته دَری سر نهادن

و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است

این‌گونه که من دوستت میدارم ...

شمس_لنگرودی