آخرین روز بهار....

یه روز تعطیل خاص

کنار بچه های معلول...تو دورهمی آخرین روز بهار....

چرا آدما تا وقتی چیزی رو از دست ندن قدرش رو نمیدونن...یا بهتره بگم چرا ما آدما قدر داشته هامون رو نمیدونیم....

لبخند هاشون خاص بود...لبخندهایی شاید از جنس غم...ولی لبخند بود!...چیزیکه من با احساس یه غم از خودم و اطرافیانم دریغ میکنم..

خدایا به من قدرت درک داشته هام رو بده...

من چقدر ناشکرم در برابرت خدا...

چقدر خودم رو ازت دور میکنم و تو چقدر آروم و صبور منتظر برگشتنم میمونی....

شرمنده ام در مقابل این همه ناشکری و در مقابل این همه عشق و دوست داشتنت...

حلالم کن خدا...شکرت😔❤