ویرگول
ورودثبت نام
سامیر قاسمی
سامیر قاسمی
سامیر قاسمی
سامیر قاسمی
خواندن ۳ دقیقه·۱۴ ساعت پیش

رازهای مونالیزا؛ یک پرتره یا معمایی حل‌نشده؟

نقاشی مونالیزا
نقاشی مونالیزا

تابلوی «مونالیزا» اثر لئوناردو داوینچی (حدود ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ میلادی) مشهورترین پرترهٔ تاریخ هنر غرب است. این اثر در موزهٔ لوور در پاریس نگهداری می‌شود. شهرت آن تنها به مهارت هنری محدود نیست؛ مجموعه‌ای از ویژگی‌های غیرعادی، پرسش‌های علمی و رویدادهای تاریخی، این تابلو را به یک معمای چندلایه تبدیل کرده است.

۱) لبخندی که ثابت نیست

لبخند مونالیزا «دوپایدار» است؛ یعنی ادراک آن بسته به نحوهٔ نگاه تغییر می‌کند.

از نظر بینایی‌شناسی:

وقتی مستقیماً به دهان نگاه می‌کنید، لبخند کم‌رنگ یا محو می‌شود. وقتی به چشم‌ها نگاه می‌کنید، لبخند واضح‌تر به نظر می‌رسد.

دلیل این پدیده، استفادهٔ داوینچی از تکنیک «اسفوماتو» و تمرکز اطلاعات بصری لبخند در فرکانس‌های پایین تصویر است؛ این بخش‌ها بیشتر در دید پیرامونی پردازش می‌شوند نه در دید مرکزی.

۲) عدم وجود ابرو و مژه

در نگاه اول، چهرهٔ مونالیزا فاقد ابرو و مژه است که ظاهری غیرطبیعی ایجاد می‌کند.

دو توضیح مطرح است:

در رنسانس، برداشتن ابرو برای زنان اشرافی مد بوده است. اسکن‌های بسیار دقیق نشان داده‌اند که احتمالاً ابروها وجود داشته اما در طول قرن‌ها پاک شده‌اند.

این حذف ناخواسته، حالت چهره را سردتر و مرموزتر کرده است.

۳) عدم تطابق پرسپکتیو دو نیمهٔ تصویر

خط افق در سمت چپ و راست پس‌زمینه هم‌سطح نیست.

نتیجه:

نیمهٔ چپ چهره بلندتر و باشکوه‌تر دیده می‌شود. نیمهٔ راست ظریف‌تر و پایین‌تر به نظر می‌رسد.

برخی پژوهشگران این را خطا نمی‌دانند بلکه روشی آگاهانه برای ایجاد عدم تعادل بصری و حس فراواقعی تلقی می‌کنند.

۴) وضعیت بدن از نظر آناتومیک ناممکن

زاویهٔ بدن، شانه‌ها و سر کاملاً با یکدیگر همخوان نیست.

بدن به یک سمت چرخیده سر تقریباً رو به جلو است دست‌ها در موقعیتی آرام ولی غیرطبیعی قرار دارند

این ترکیب باعث ایجاد حالتی «بی‌زمان» و مجسمه‌وار می‌شود.

۵) هویت نامطمئن مدل

رایج‌ترین فرضیه این است که مدل، «لیزا گراردینی» همسر تاجر فلورانسی بوده است. با این حال:

هیچ سند قطعی هم‌زمان با خلق اثر وجود ندارد. داوینچی تابلو را به سفارش‌دهنده تحویل نداد. او این اثر را تا پایان عمر نزد خود نگه داشت.

این رفتار برای یک پرترهٔ سفارشی غیرمعمول است.

۶) شواهد احتمالی از بارداری یا سوگواری

برخی مورخان هنر به پوشش و حالت دست‌ها اشاره کرده‌اند:

نوع لباس با پوشش زنان باردار یا تازه‌زا همخوانی دارد. پوشش تیره می‌تواند نشانهٔ دورهٔ سوگواری باشد.

هیچ‌کدام قطعی نیست.

۷) فقدان قاب مرجع فضایی

برخلاف بسیاری از پرتره‌های هم‌دوره:

هیچ شیء شخصی، نماد طبقاتی یا محیط داخلی وجود ندارد. پس‌زمینه ترکیبی از عناصر طبیعی نامشخص است.

این حذف اطلاعات هویتی، شخصیت را از زمان و مکان جدا می‌کند.

۸) تکنیک لایه‌های میکروسکوپی

تحلیل‌های علمی نشان داده‌اند که:

داوینچی ده‌ها لایهٔ بسیار نازک رنگ (گاهی کمتر از ضخامت موی انسان) روی هم قرار داده است. هر لایه نیمه‌شفاف است و نور را به‌طور متفاوتی بازتاب می‌دهد.

این روش باعث ایجاد عمق و نرمی بی‌سابقه در پوست چهره شده است.

۹) سابقهٔ سرقت و اسطوره‌شدن

در سال ۱۹۱۱، تابلو از موزهٔ لوور دزدیده شد. سرقت توسط کارمند ایتالیایی موزه انجام شد و دو سال بعد اثر پیدا شد. این رویداد باعث شد مونالیزا از یک شاهکار هنری به یک پدیدهٔ جهانی تبدیل شود.

نتیجه‌گیری

مونالیزا نه صرفاً یک پرتره و نه فقط یک شاهکار تکنیکی است، بلکه ترکیبی از هنر، روان‌شناسی ادراک، تاریخ و رازهای حل‌نشده است. قدرت این اثر در آن است که هیچ پاسخ نهایی دربارهٔ آن وجود ندارد؛ هر نسل برداشت تازه‌ای از آن ارائه می‌دهد.

اگر بخواهیم دقیق باشیم، مونالیزا بیشتر از آن‌که تصویری از یک زن باشد، مطالعه‌ای دربارهٔ خود «دیدن» و «ادراک انسان» است.

تاریخ هنرلئوناردو داوینچینقاشیمونالیزا
۵
۲
سامیر قاسمی
سامیر قاسمی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید