اصولا در گزارش های سالانه از دستاورد ها و اتفاقات روی داده در سال گذشته مینویسند ولی من چیزی به خاطر ندارم.تلاش کردم زنده بمانم،سر کار بروم،اضطراب اشته باشم،به کارهای عقب مانده فکر کنم و آینده ی درب و داغانی را پیش بینی کنم(سناریوسازی کنم).
و حالا قصد دارم از وضعیت الانم،به صورت تصویری و متنی،پرده برداری کنم (قبل از آنکه از حافظه ام پاک شوند).
طی عملیات اتاق تکانی،این کتاب ها را جابجا کردم و حالا نمیدانم کجا قرارشان بدهم.فعلا همینجا بمانند تا سال بعد
سمت راستی هارا دو هفته پیش چسباندم.میخواستم حالت ویژن برد داشته باشند ولی شبیه پوستر های تبلیغاتی شدند
اینها هم مجموعه وسایلی که نمیدانم به یک دسته بندی تعلق دارند یا نه ،بنابراین چپاندمشان در یک ردیف
تازگی ها به یوتیوب فارسی علاقه مند شده ام
به سلیقه ی بویایی ام افتخار میکنم.
نمایی از میزم،نمیدانم چطوری مرتبش کنم،بنظرم همین الانش هم مرتب است.
این کافه ای هم که با دوستانم رفتم خیلی دنج و زیبا بود .این چای ماسالا هم مال من است و بسی خوش طعم بود.