رفیقم تقریبا تمام قهرمانان تنیس را می شناسد، تورنومنت های جهانی و ماجراهای پیرامون رقابت ها را دنبال می کند، برای هر حرکت پا، موقعیت یا ضربه اسم اختصاصی در چنته دارد. اشراف نسبتا خوبی روی انواع راکت، کفش، توپ و و لوازم تنیس دارد. خلاصه در زمینِ کلام و ادعا او برای خودش «نادال» و «آلکاراز» است. اما با اولین سِرو یا ضربه های «ملاقه ای»، دنیای آذین شده دوست ورزشکارم شکل دیگری می گیرد و «پدیده»ای آشکار می شود که بهانه است برای این نوشته ی کوتاه.
در سالهای اخیر با ظهور نوبه نویِ ابزارها و فناوری های جدید و گسترش ادبیاتِ خلق و نوآوری، این «پدیده» به شکلی برجسته در زمینه ای دیگر بروز کرده. جمله هایی که فهمیدنشان به مترجم همزمان نیاز دارد، آدم هایی که از ایده های بدیع و دستاوردهای بزرگی صحبت می کنند که هیچ اثری در هیچ جا ازشان نیست وتنها اثرشان در سمفونی مفاهیم و واژه های پر طمطراق پژواک دارد؛ بلاک چین هایی که «ساتوشی ناکاموتو» را به تحسین وا می دارد، کارهایی که در ایران برای اولین بار انجام شده، اپلیکیشن هایی که با هزاران مشابه اش فرق اساسی دارد که ما از درک آن عاجزیم و معمولا پشتوانه تمام ادعاها هم یک انباره از اطلاعات و اصطلاحات است که خوشبینانه به یک دانش نظری میل می کند.
نمی خواهم ادعای بی طرفی کنم و می دانم لحن مطایبه آمیزم موضع و موقعیت من را نسبت به این «پدیده» مشخص می کند، اما باور دارم این یک ناهنجاری نیست و آن را به عنوان عوارض طبیعی تغییرات و جاذبه چیزهای نو می دانم. من این «پدیده» را از مقتضیات هر بازاری می دانم که از قضا به رونق و شیوع جریان اصلی کمک می کند. لذا از موضع کنجکاوی و صرفا برای کمی نزدیک شدن به پدیده، ترکیب هایی را که سعی در توصیفش دارند را جستجو کردم؛ ترکیباتی که شاید هنوز معادل زبانی دقیق ندارند و تنها با شرح وتفصیل می توان توضیحشان داد. احتمالا این یک بخش کوچک از ترمینولوژی مربوط به این «پدیده» است.
Shiny Object Syndrome
احتمالا آشناترین عبارت و جا افتاده ترین ترکیب است. سندرم شی درخشان! معمولاً برای افرادی یا سازمانهایی استفاده میشود که با دیدن هر فناوری یا ایده جدید به سرعت جذب آن میشوند، بدون در نظر گرفتن تأثیرات یا نیازهای واقعی.
Innovation Theater
این اصطلاح به فرآیندها یا نمایشهایی اشاره دارد که هدفشان ایجاد تصویر نوآورانه از یک فرد یا سازمان است، بدون اینکه دستاورد واقعی یا ارزش افزودهای به همراه داشته باشند. روی صحنه این تیاتر معمولا "Innovation Performers" یا "Innovation Showmen" نقش ایفا می کنند.
Wannabe Innovator
این عبارت برای توصیف افرادی استفاده میشود که ادعا میکنند نوآور هستند، اما توانایی یا دانش لازم برای ایجاد نوآوری واقعی را ندارند. چنین افرادی معمولاً به تقلید یا نمایش نمادین از نوآوری بسنده میکنند.
Buzzword Junkie
به افرادی اشاره دارد که بیش از حد از کلمات پر زرقوبرق و پرطرفدار استفاده میکنند، بدون اینکه درک عمیقی از آنها داشته باشند یا اقدامات عملی در این زمینه انجام دهند.
Faux Innovator
کلمه "Faux" به معنای "جعلی" است و این عبارت به کسانی اشاره دارد که تظاهر به نوآوری میکنند اما در واقع چیزی جدید یا کاربردی ارائه نمیدهند.
Innovation Poseur
پوز برای ما کلمه آشنایی است. احتمالا دسته ای از آدم ها هستند که فقط پوز نوآوری می دهند
Innovation Hype
این اصطلاح به هیجانزدگی بیش از حد درباره نوآوریها یا فناوریهای جدید اشاره دارد، بدون اینکه این هیجانها به نتایج عملی یا ارزش واقعی منجر شوند.
Over-Innovation
سازمانها بیش از حد روی نوآوری متمرکز میشوند، تا جایی که باعث پیچیدگی، ناکارآمدی، و کاهش بهرهوری میشود.
Buzzword-Driven Innovation
نوآوریها به جای تمرکز بر حل مشکلات واقعی، صرفاً بر پایه استفاده از کلمات و مفاهیم پرزرقوبرق شکل میگیرند.
Hype-Driven Development
این عبارت اغلب در زمینه فناوری اطلاعات و توسعه نرمافزار استفاده میشود و به پروژههایی اشاره دارد که به دلیل هیاهوی رسانهای یا تبلیغات پرزرقوبرق آغاز میشوند، اما پشتوانه واقعی یا اثربخشی ندارند.