
یکی از سوالهای همیشگی تولیدکنندگان محتوا اینه که:
«باید برای گوگل بنویسیم یا برای کاربر؟»
اگه فقط به سئو فکر کنی، محتوات پر از کلمات کلیدی میشه و مصنوعی به نظر میرسه.
اگه فقط به کاربر فکر کنی، ممکنه گوگل محتوای تو رو نبینه و ترافیکی ازش نگیری.
اما واقعیت اینه که سئو و تجربه کاربری (UX) در تضاد با هم نیستن.
بلکه وقتی درست اجرا بشن، مثل دو بال یه پرنده عمل میکنن و باعث رشد واقعی برند میشن.
محتوایی که برای انسان نوشته میشه، درکپذیر، کاربردی و طبیعیه.
کاربر حس نمیکنه با ربات یا تبلیغ حرف میزنه.
ویژگیهای چنین محتوایی:
لحنش طبیعی و انسانیست (نه پر از تکرار بیهدف کلمات کلیدی).
نیاز واقعی کاربر رو پاسخ میده.
ساختارش منطقی و خواناست.
به سوالاتی که در ذهن کاربر ایجاد میشه، پاسخ میده.
مثال:
بهجای اینکه بگی:
“سئو محلی یکی از روشهای سئو است که در سئو محلی سایت شما در نتایج جستجو سئو میشود.”
بهتره بگی:
“سئو محلی کمک میکند وقتی کاربر دنبال خدمات اطرافش میگردد، برند شما زودتر دیده شود.”
فرقش واضحه، درسته؟ یکی برای انسان نوشته شده، یکی برای الگوریتمها.
محتوایی که فقط برای موتور جستجو نوشته میشه، پر از ترفندهای مصنوعی و بیروح است.
اما این یعنی نباید به سئو توجه کنیم؟ نه.
سئو یعنی کمک به گوگل برای درک بهتر محتوای تو، نه فریب دادن اون.
ویژگیهای محتوای سئو محور (سالم):
تحقیق کلمه کلیدی دقیق دارد.
از تگهای H1 تا H3 درست استفاده شده.
متا دیسکریپشن و عنوان جذاب دارد.
لینکسازی داخلی و خارجی اصولی دارد.
ساختار منطقی و قابل درک برای رباتها دارد.
بنابراین، هدف نهایی سئو نباید فقط “کلمه کلیدی” باشه،
بلکه باید “درک بهتر محتوای تو” توسط گوگل باشه.
تعادل واقعی یعنی اینکه برای انسان بنویسی، ولی طوری که گوگل هم بفهمه.
یعنی محتوا طبیعی، مفید و ساختارمند باشه.
در ادامه چند اصل طلایی برای حفظ این تعادل رو میخونی 👇
کاربر چرا سرچ کرده؟ دنبال اطلاعاته، محصول میخواد، یا قصد مقایسه داره؟
قبل از نوشتن، نیت او رو درک کن و محتوا رو دقیق براساس اون تنظیم کن.
مثلاً کسی که سرچ میکنه “خرید کفش دویدن” قصد خرید داره، نه آموزش ورزش.
به جای تکرار بیهدف، از مترادفها و ترکیبات طبیعی استفاده کن.
گوگل با الگوریتمهای هوشمند مثل BERT و MUM، مفهوم جمله رو درک میکنه.
مثلاً به جای تکرار “سئو سایت”، از عبارتهایی مثل “بهینهسازی وبسایت”، “افزایش رتبه در گوگل”، “بهبود نتایج جستجو” استفاده کن.
خوانایی (Readability) برای کاربر و گوگل حیاتی است.
پاراگرافهای کوتاه بنویس.
از تیترهای فرعی (H2 و H3) استفاده کن.
بخشبندی منطقی داشته باش.
از لیست، بولتپوینت و تصاویر کمک بگیر.
گوگل عاشق محتوایی است که کاربر سریع درک کند.
محتوای عالی روی سایتی با سرعت پایین، مثل کتاب خوبی است که در تاریکی بخواهی بخوانی.
بنابراین:
تصاویر را فشرده کن.
طراحی واکنشگرا داشته باش.
فونت و رنگ چشمنواز استفاده کن.
لینکها را واضح و درست بچین.
کاربر دوست دارد بداند حرفت پشتوانه دارد.
از آمار، نقلقول، نمونه واقعی یا تصویر برای تقویت اعتماد استفاده کن.
این کار نهتنها برای مخاطب مفید است، بلکه سیگنال E-E-A-T (تخصص، تجربه، اعتبار و اعتماد) را به گوگل میدهد.
گوگل از طریق لینکها مفهوم محتوا را میفهمد.
لینک داخلی: برای هدایت کاربر به مطالب مرتبط.
لینک خارجی: به منابع معتبر و مرتبط.
اما زیادهروی نکن؛ هر لینک باید دلیلی منطقی داشته باشه.
کاربر دوست دارد ببیند، نه فقط بخواند.
تصاویر، نمودارها و ویدیوها تجربه کاربری را بهتر میکنند و نرخ ماندگاری را بالا میبرند.
گوگل هم همین رفتار کاربر را معیار کیفیت میداند.
الگوریتمهای جدید گوگل مثل RankBrain و SGE بر اساس رفتار واقعی کاربر عمل میکنند.
یعنی اگر محتوای تو کاربر را نگه دارد، تعامل ایجاد کند و رضایت دهد، گوگل خودش متوجه کیفیتش میشود.
پس هدف واقعی سئو این است:
اول برای انسان بنویس، بعد مطمئن شو گوگل هم درکش میکند.
سئو و تجربه کاربری، دشمن هم نیستند؛ مکمل هماند.
محتوای خوب محتوایی است که:
برای انسان جذاب است،
برای موتور جستجو قابل فهم،
و برای برند، سودآور.
به یاد داشته باش 👇
گوگل عاشق محتوایی است که کاربران عاشقش باشند