
وقتی از سئو صحبت میکنیم، معمولاً بیشترین توجه به بکلینکها و رپورتاژها میرود؛ درحالیکه یکی از حیاتیترین و پایهایترین ستونهای سئو، لینکسازی داخلی است.
اگر ساختار لینک داخلی یک سایت ضعیف باشد، مثل این است که یک کتاب ۵۰۰ صفحهای نوشته باشید اما هیچ فهرست، شماره صفحه یا مسیر مشخصی برای پیدا کردن مباحث نداشته باشید.
در این مقاله یاد میگیری که لینکسازی داخلی دقیقاً چیست، چرا برای گوگل حیاتی است، چطور روی تجربه کاربر تأثیر میگذارد و چگونه میتوانیم آن را به شکل اصولی طراحی کنیم.
لینکسازی داخلی یعنی اتصال صفحات مختلف یک سایت به یکدیگر از طریق لینکها.
این لینکها میتوانند داخل متن، منوها، فوتر، سایدبار یا حتی بین محصولات فروشگاهی باشند.
هدف از لینکسازی داخلی این است که:
کاربر راحتتر بین صفحات جابهجا شود
گوگل ساختار سایت را درک کند
ارزش صفحات بین محتواها توزیع شود
صفحات مهم قدرت بیشتری بگیرند و رتبه بگیرند
به بیان ساده:
لینک داخلی مثل مسیرهای داخل یک شهر است. هرچه مسیرها بهتر طراحی شوند، هم ساکنان بهتر جابهجا میشوند، هم ماشینهای خدماتی (در اینجا گوگل) سریعتر همهجا را پوشش میدهند.
رباتهای گوگل هر روز وارد سایت شما میشوند و برای پیدا کردن صفحات جدید باید از مسیرها دنبال لینکها بروند.
اگر صفحهای لینک داخلی نداشته باشد، تبدیل میشود به:
صفحه یتیم (Orphan Page)
و احتمال اینکه اصلاً توسط گوگل دیده یا ایندکس شود، کاهش پیدا میکند.
لینک داخلی برای گوگل مثل نقشه یک ساختمان است.
هرچه نقشه بهتر باشد، ربات گوگل سریعتر همه اتاقها را پیدا میکند.
همه صفحات سایت شما اهمیت یکسانی ندارند. بعضی صفحات:
صفحه لندینگ اصلی
دستهبندیها
مقالات حرفهای
صفحات پولساز
از اهمیت بسیار بیشتری برخوردارند.
گوگل این اهمیت را از طریق تعداد و کیفیت لینکهای داخلی که به یک صفحه دادهاید تشخیص میدهد.
به همین دلیل متخصصان سئو همیشه توصیه میکنند:
صفحات مهم باید لینک داخلی بیشتری دریافت کنند.
وقتی یک صفحه لینک داخلی میگیرد، در حقیقت کمی از ارزش سئویی صفحه لینکدهنده را دریافت میکند.
به این انتقال ارزش اصطلاحاً گفته میشود:
PageRank Flow یا جریان قدرت صفحات
اگر لینکسازی داخلی اصولی باشد، این ارزش بهطور متعادل بین صفحات پخش میشود
و صفحات مهم زودتر رشد میکنند.
یکی از مهمترین سیگنالهایی که گوگل از رفتار کاربر برداشت میکند، این است که:
آیا کاربر بعد از خواندن یک صفحه، صفحه دیگری را هم باز میکند؟
یا سریع سایت را ترک میکند؟
وقتی لینک داخلی درستی بدهی، کاربر علاقهمند میشود وارد صفحه بعدی شود.
مثال واقعی:
اگر در مقاله «لینکسازی داخلی» به مقاله دیگری مثل
«انواع Anchor Text»
لینک بدهی، کاربر با احتمال بالایی ادامه مسیر را دنبال میکند.
در سئوی جدید، مهمترین مدل محتوا:
Topic Cluster + Pillar Page
است؛ یعنی یک صفحه مادر (Pillar) و چندین مقاله مرتبط که همگی به هم لینک میدهند.
این ساختار بدون لینک داخلی اصلاً معنی ندارد.
وقتی صفحاتی که عمق بیشتری دارند یا تخصص بیشتری نشان میدهند، برای تقویت یک مقاله لینک میگیرند،
گوگل بهتر درک میکند که:
نویسنده متخصص است
سایت ساختار حرفهای دارد
محتوا سطحی نیست
این دقیقاً بخشی از معیار E-E-A-T است.
لینک داخلی فقط یک نوع ندارد؛ بلکه چهار دسته مهم دارد:
لینکهایی که داخل متن و پاراگرافها قرار میگیرند.
بیشترین ارزش سئویی را دارند.
مثال: لینک از یک مقاله به مقاله مرتبط دیگر.
شامل لینکهای منو، فوتر، سایدبار و دستهبندیها.
کمک میکنند ساختار کلی سایت برای گوگل مشخص شود.
مثل BreadCrumb
که مسیر دستهبندی و جایگاه صفحه را نشان میدهد.
برای سایتهای فروشگاهی بسیار مهم است.
انکرتکست نباید مصنوعی، بیشازحد سئویی یا تکراری باشد.
نه فقط کلمه کلیدی، بلکه مترادفها و Long-tailها هم مهماند.
صفحات مهم حتی بیشتر.
صفحات پولساز، دستهبندیها، مقالات کامل و Pillar Pages
باید بیشترین لینک را بگیرند.
گوگل از لینکهای اسپم خوشش نمیآید.
با ابزارهایی مثل:
Screaming Frog
Ahrefs
Sitebulb
میتوانی صفحات بدون لینک را پیدا کنی.
این یک قانون طلایی است.
استفاده بیش از حد از انکرتکست یکسان
لینک دادن به صفحات غیرمرتبط
لینکدهی بسیار کم در مقالات بلند
ایجاد دهها لینک در یک متن کوتاه
نداشتن ساختار سلسلهمراتبی مشخص
قرار ندادن لینک به صفحات پولساز
استفاده از افزونههای اتولینک (که کاملاً اشتباه است)
زیرا لینک داخلی:
مسیر حرکت گوگل در سایت را میسازد
ساختار سایت را برای موتور جستجو روشن میکند
کمک میکند صفحات مهم سریعتر رتبه بگیرند
تجربه کاربر را بهتر میکند
باعث میشود کاربر دیرتر از سایت خارج شود
پایهی استراتژی سئوی مدرن مانند Topic Cluster است
اگر لینکسازی داخلی را درست انجام دهی،
حتی بدون بکلینک هم میتوانی بسیاری از کلمات سخت را رتبه بگیری.