ویرگول
ورودثبت نام
سارا نثری
سارا نثریمترجم، نویسنده محتوا، مهندس و هرچه خوش آید!
سارا نثری
سارا نثری
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

شروع دوران جدید زندگی پس از شش سال

امروز بعد از پنج سال، سری به حساب کاربری‌ام در سایت ویرگول زدم. ویرگول جاییست برای نوشتن و من در آنجا می‌نوشتم!

به فاصله شش ماه، نه پست منتشر کرده بودم. برایم دیده شدن آن‌ها مهم نبود، مهم این بود که بنویسم و نامم در جایی زنده بماند. هر نه پست را خواندم... چه خواندنی! چه ادبیاتی! چه طرز تفکری!

همواره از خودم به وجد می‌آیم که چطور نسخه گذشته من از نسخه فعلی‌ام پربارتر بوده، چطور می‌توانستم انقدر عمیق باشم و از عمق به سطح بیایم!؟

آه، شاید در عمق نفسم بند می‌آمده، ها؟

نمی‌دانم. خودم را درگیر مسائلی کردم که برای من نبودند، اما باید تجربه‌شان می‌کردم. خودم را درگیر کاری کردم که برای من نبود، اما مانند کار خودم برایش از جان مایه گذاشتم. پشیمان نیستم و الان هم که در حال نوشتن این متن هستم دلم برایش تنگ است؛ آن همه پویایی، جوانی، خنده، سرزندگی، تجربه تلخ و شیرین.

اکنون در این لحظه، زندگی برایم معنای خاصی ندارد، اما می‌دانم که دیگر برای هیچ کسی و هیچ کاری، مگر بعد از خودم، اولویتی قائل نمی‌شوم. اگر از جان مایه می‌گذارم، اگر سختی می‌کشم، اگر تا دیروقت کار می‌کنم، برای خودم باید باشد.

اکنون در این لحظه، در آتش بس جنگ دوم ایران و آمریکا، و در میان سکون و سکوت مصنوعی، در حالیکه نمی‌دانم آینده از دور، چه خوابی برای من دیده، در حال آماده کردن خودم برای یک دوره جدید از زندگی‌ام؛ دوره‌ای که باید سه سال پیش آغاز می‌شد! اما اینطور به نظر می‌رسد آنقدرها هم که فکر می‌کردم آماده ورود به این دوره نبودم، مگر با گذشت این سه سال با تمام تجارب و فراز و نشیب‌هایش.

این نسخه جدید من باید بتواند آنچه که در ذهن دارم را "زندگی کند".

سارا نثری

جنگ ایرانسالزندگی
۵
۲
سارا نثری
سارا نثری
مترجم، نویسنده محتوا، مهندس و هرچه خوش آید!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید