تئوری جهان موازی یکی از آن فرضیه هاست که با اما و اگرها زیادی همراه است و از معدود فرضیه های فیزیک است که مردم زیاد درباره آم صحبت می کنند. در ادامه در باره این تئوری مفصل توضیح خواهم داد.

جهان های موازی (Parallel universe) یا چندجهانی که بیشتر در فیلمهای تخیلی دیدهایم و یا در کتابهای علمی تخیلی در موردش خواندهایم، یک مبحث علمی خیلی مهم است. با توجه به مفاهیم علمی این نظریه، شاید توضیح دادن نظریه جهان های موازی به زبان ساده کمی سخت باشد. اما چندجهانی میگوید بینهایت کره زمین وجود دارد که هر کدام از آنها کمی با زمین ما متفاوت هستند. تصور وجود کرههای متعددی مانند زمین و یک نسخه دیگر از هر فرد در یک دنیای دیگر، واقعاً هیجان انگیز است. فکر کنید نسخههایی از شما در جهانهای مشابه دیگر و شرایط مشابه، چه تصمیمهایی میتوانند بگیرند؟ اما آیا واقعاً چند جهان موازی وجود دارد؟

در سال ۱۹۵۲ در دوبلین (Dublin)، اروین شرودینگر (Erwin Schrödinger) یک سخنرانی کرد که در آن به شوخی به مخاطبان خود در مورد مطلبی که ممکن است بعد از شنیدنش فکر کنند دیوانه شده، هشدار داد. او گفت وقتی اینطور به نظر میرسید که معادلاتش چندین تاریخ مختلف را توصیف میکنند، متوجه شده که این اتفاقها متناوب نبودهاند، بلکه همه آنها واقعاً همزمان اتفاق میافتند.
در دنیای کیهان شناسی، فیزیک، نجوم، دین، فلسفه، روانشناسی، موسیقی و انواع ادبیات به ویژه در داستانهای علمی تخیلی و طنز، وجود جهانهای مختلفی فرض شده است. در این زمینهها جهان های موازی را با نامهای جهانهای متناوب، جهانهای کوانتومی، ابعاد متناوب، جهان های موازی، ابعاد موازی، واقعیتهای موازی، واقعیتهای متناوب، صفحات بعدی، ابعاد متناوب و واقعیتهای کوانتومی نامگذاری کردهاند.

جامعه فیزیک هم در طول زمان در مورد تئوریهای مختلف چندجهانی بحث کرده است. البته فیزیکدانان برجسته در مورد وجود جهانهای دیگر در خارج از کهکشان ما، اختلاف نظر دارند. برخی از فیزیکدانان معتقدند که چندجهانی، برای انجام تحقیقهای علمی یک مبحث اصولی نیست. آنها نگرانند که با بررسی این نظریه، اعتماد عمومی به علم از بین برود و در نهایت به مطالعه فیزیک اساسی آسیب وارد شود. برخی هم معتقدند که چندجهانی یک فرضیه علمی نیست و باید به آن به عنوان یک مفهوم فلسفی نگاه کرد؛ زیرا نمیتوان به صورت تجربی آن را رد کرد. توانایی رد یک نظریه از طریق آزمایش علمی همیشه بخشی از روش علمی پذیرفته شده است. پل اشتاینهارد (Paul Steinhardt) یک استدلال مشهور دارد که میگوید: اگر یک تئوری تمام نتایج احتمالی را فراهم کند، هیچ آزمایشی نمیتواند آن نظریه را رد کند.
استیون وینبرگ (Steven Weinberg) برنده جایزه نوبل هم در این رابطه میگوید در صورت وجود چندجهانی، امید به یافتن توضیحی منطقی برای مقادیر دقیق تودههای کوارک و سایر ثابتهای مدل استانداردی که در نظریه انفجار بزرگ (Big Bang) مشاهده میکنیم، محکوم به فنا خواهد شد؛ زیرا این مقادیر در بخشی از دنیای چندجهانی که در آن زندگی میکنیم، به صورت تصادفی خواهند بود.
به زبان ساده میتوان گفت که در حدود ۱۳/۷ میلیارد سال پیش، هر آنچه را که در کیهان میشناسیم، یک چیز بینهایت خرد و ناچیز (Singularity) بود. سپس، طبق تئوری بیگ بنگ، برخی عناصر ناشناخته باعث شدند تا در فضای سه بعدی انبساط پیدا کند. با خنکتر شدن این انرژی عظیم انبساط اولیه، سرانجام ذرات کوچک شروع به تغییر شکل به قطعات بزرگتری که امروزه میشناسیم، مانند کهکشانها، ستارهها و سیارهها کردند.
سؤال بزرگی که این تئوری مطرح میکند این است: آیا ما تنها جهان موجود در همه این کائنات هستیم؟ ما با استفاده از فناوری فعلی، فقط به مشاهدات درون این جهان محدود میشویم؛ زیرا جهان منحنیای است که ما دقیقا داخل آن قرار داریم و قادر به دیدن قسمت بیرونی آن (در صورت وجود دنیای خارجی) نیستیم. در ادامه حداقل ۵ تئوری ذکر خواهیم کرد که ثابت میکند چرا ممکن است چندجهانی امکانپذیر باشد:
۱. جهان نامتناهی

ما نمیدانیم فضا و زمان دقیقاً چه شکلی دارد. یکی از مهمترین نظریهها میگوید که فضا – زمان به شکل پهنی است که تا بینهایت ادامه مییابد. بنابراین نظریه، این امکان وجود دارد که جهانهای زیادی در آن وجود داشته باشد. با در نظر گرفتن این نکته، متوجه میشویم این امکان وجود دارد که احتمالاً همه این جهانها شروع به تکرار خود کنند.
۲. جهانهای حبابی

تئوری دیگری وجود دارد که میگوید جهانهای مختلفی میتوانند ناشی ازنظریه تورم ابدی (Eternal Inflation) به وجود بیایند. با استناد به تحقیقات الکساندر ویلنکین (Alexander Vilenkin)، کیهان شناس دانشگاه تافتز (Tufts)، وقتی به طور کلی به فضا – زمان نگاه میکنیم، بعضی از نقاط فضا متورم نمیشود. این در حالیست که در مناطق دیگر در حال انبساط هستند. اگر جهان خود را حباب تصور کنیم، ما در شبکهای از جهانهای حبابی در فضا قرار داریم. نکته جالب درباره این نظریه آن است که چون این جهانها با هم در ارتباط نیستند، میتوانند قوانین فیزیک متفاوتی از هم داشته باشند.
۳. جهانهای دختر (Daughter Universes)

نظریه مکانیک کوانتومی (چگونگی رفتار ذرات زیر اتمی) هم راه دیگری برای وجود جهان های موازی ارائه میدهد. نظریه مکانیک کوانتومی به عنوان بخشی از نظریه جهانهای دختر، جهان را به جای قوانین قطعی با قوانین احتمالی توصیف میکند. این نظریه نشان میدهد که طیف وسیعی از جهانها وجود خواهد داشت که هر کدام از آنها نتیجهای منحصر به خود را حاصل میکنند. بنابراین ممکن است در یک جهان، کار شما به چین کشیده شود، و در جهان دیگر با یک هواپیما از آن گذشته، به کشوری دیگر برسید و تصمیم بگیرید در آن اقامت کنید.
۴. جهان های موازی

و آخرین مورد که البته در انتهای لیست قرار گرفتن آن به هیچ عنوان به این معنا نیست که از اهمیت کمی برخوردار است، ایده جهان های موازی است. با بازگشت به این ایده که زمان و مکان، شکلی مسطح دارند، تعداد پیکربندیهای ذرات ممکن در جهانهای مختلف، هر چقدر هم زیاد باشد، محدود خواهد بود. بنابراین با تعداد نا متناهی تکههای کیهانی، ترکیب ذرات درون آنها باید بینهایت بار تکرار شود. این بدان معنا است که بینهایت جهان های موازی وجود دارد. این جهانها میتوانند تکههای کیهانی دقیقاً به اندازه ما (شامل شخصی دقیقاً مانند شما) و یا جاهایی که ممکن است فقط یک ذره آن با جهان کنونی ما متفاوت باشد یا حتی جهانهایی کاملا متفاوت از ما باشند.
فیزیکدان مشهور، استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) در آخرین مقاله خود قبل از مرگش به چندجهانی پرداخته است. این مقاله در ماه مه سال ۲۰۱۸ میلادی، تنها چند ماه پس از مرگ هاوکینگ منتشر شد. وی در مصاحبهای که در واشنگتن پست منتشر شد، درباره این نظریه، به دانشگاه کمبریج (Cambridge University) گفت:
ما در یک جهان واحد و منحصربهفرد قرار نگرفتهایم، اما یافتههای ما حاکی از کاهش چشمگیر تعداد جهان های موازی، به محدوده بسیار کمتری از جهانهای ممکن است.
هنوز هیچ کدام از فرضیه های یاد شده به طور کامل رد و یا تایید نشده اند. اما نظر شما درباره این فرضیه چیست؟ بنظر شما آیا زمینی دیگر در جهانی دیگر وجود دارد؟ آیا فکر می کنید ما در جهان تنها موجودات هوشمند هستیم؟ نظر خود را با من و سایر همراهان صفحه در میان بگذارید.