
اعتراضات گسترده مردم ایران، فریادی روشن و مشروع برای آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی است. مردمی که سالهاست زیر فشار سرکوب، فساد ساختاری و فروپاشی اقتصادی ایستادهاند، حق دارند آیندهای متفاوت مطالبه کنند. این حق، نه قابل انکار است و نه قابل مصادره.اما تاریخ به ما آموخته است که میان همدلی لفظی قدرتهای بزرگ و تعهد واقعی به سرنوشت ملتها فاصلهای عمیق وجود دارد.
ایالات متحده امروز، همانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بار دیگر با زبان «حمایت از مردم» سخن میگوید؛ اما تجربه تاریخی و شواهد سیاسی نشان میدهد که اولویت اصلی واشینگتن نه دموکراسی در ایران، بلکه تأمین منافع استراتژیک خود و متحدانش است. آنروز، دموکراسی نوپای ایران قربانی نفت و موازنه قدرت شد؛ امروز نیز خطر آن است که مطالبات مردم، به اهرم فشار در میز مذاکره تقلیل یابد.
پس از اعتراضات گسترده، سایه جنگ نهتنها کنار نرفت، بلکه سنگینتر شد. اعزام ناوها، تشدید تهدیدهای نظامی و همزمان باز گذاشتن کانالهای مذاکره، نشاندهنده یک راهبرد شناختهشده است:
دیپلماسی اجبار؛ فشار حداکثری برای گرفتن امتیاز حداکثری.
مطالباتی که آمریکا از ایران دنبال میکند—از محدودسازی شدید برنامه هستهای و موشکی تا مهار نقش منطقهای—در چارچوب امنیت آمریکا و متحدانش تعریف شده است. حتی وقتی از «توقف سرکوب» و «آزادی زندانیان» سخن گفته میشود، این مفاهیم غالباً نه بهعنوان تعهد اخلاقی، بلکه بهعنوان ابزار چانهزنی سیاسی مطرح میشوند.
واقعیت تلخ این است:
اعتراضات مردم ایران، بهجای آنکه محور سیاست بینالملل باشد، به کارت فشار تبدیل شده است.
در این میان، دو سناریو پیشِروست و در هر دو، خطر متوجه مردم است:
جنگ: ویرانی، تلفات انسانی، فروپاشی اقتصادی و سالها عقبماندگی.
توافق: معاملهای امنیتی میان دولتها که تضمینی برای حقوق، آزادیها و دموکراسی مردم به همراه ندارد
تجربه عراق، لیبی، افغانستان—و تجربه خود ایران در ۲۸ مرداد—هشدار میدهد که دموکراسی وارداتی و معاملهشده، نه پایدار است و نه مردمی.
این یادداشت، تردیدی در حقانیت اعتراضات مردم ایران ندارد؛ برعکس، بر آن تأکید میکند. اما همزمان هشدار میدهد که قدرتهای خارجی را نباید با منجی اشتباه گرفت. دموکراسی، اگر قرار است پایدار باشد، باید از اراده مردم بجوشد، نه از موازنه ناوها و اتاقهای مذاکره.
مردم ایران حق دارند آزادی بخواهند و برای آن بجنگند. اما تاریخ نشان داده است که آمریکا—چه دیروز، چه امروز—در لحظه تصمیم، منافع خود را بر سرنوشت ملتها ترجیح میدهد. اگر قرار است آیندهای دموکراتیک ساخته شود، این آینده باید با هوشیاری نسبت به بازی قدرتها و بدون توهم به حمایت بیقید و شرط خارجی رقم بخورد.
دموکراسی، هدف مردم است؛.