
بشنوید، بفهمید، حس کنید، یاد بگیرید و پیوسته بگویید که ما راه بسیار دشواری را پیشرو داریم: هر روز شقاوتی از جانب دشمنان، شهادتی از ما. هر روز، مادری، تن بیجان فرزند نوجوان خود را به خاک خواهد سپرد، و زنی، جسم درهمکوفتهی شوهر خود، برادر خود و حتی پدر پیر خود را.
یکبار دیگر میگویم_برای همیشه. یادتان باشد! ما فقط آمدهییم که بجنگیم، نیامدهییم تا که قطعا پیروز شویم. ما آمدهییم بجنگیم، به خاطر تقدس این جنگ، شکوه این جنگ، شیرینی این جنگ، شادی این جنگ، و لزوم این جنگ؛ اما در عین حال، ما، حتی اگر بخواهیم هم، نمیتوانیم شکست بخوریم؛ زیرا شکستخوردن ما به معنای پیروز شدن دشمنان ماست و پیروز شدن دشمنان به معنای آن است که ما به چشم پوشیدن از تقدس و شکوه و شیرینی و شادی این جنگ رضا دادهایم.
شکست خوردن ما به معنای حذف ماست، و حذف ما به معنای آن است که هیچ اعتقادی به حقانیت خود و درستی راهمان نداشتهایم. اگر راهی به راستی درست است، باید که در انتهای آن یقیناً منزلی باشد، و باغی، و آسایشی و نجاتی. و اگر معنی راه درست چنین است، پس ما ناگزیریم که اگر نه خودمان را، فرزندانمان را به آن باغ برسانیم.
پس، جنگ ما همانند پرچمی نیست که پیشگامی، با غرور، آن را بر دوش کشد، و چون آن پیشگام بیباک، تیر خورد و افتاد، دیگر هیچکس آن پرچم را از خاک برندارد و به اهتزاز درنیاورد. بلکه جنگ ما پرچمی است که در هیچ لحظهای، بوسه بر خاک نخواهد زد؛ چرا که مرغان تیزپرواز دریای جنوب آن را در منقار دارند.
همرزمان من! قیمت بنای بلند آزادی از قیمت نان و آب و شادی و امید، بسیار بیشتر است. این رزم دائم را تحمل کنید تا آنگاه که بیگانه بداند که دیگر به امید فروریختن این بنا نباید بنشیند. پی و پایهها را استوار کنید_سخت و پهناور. کاری کنید که اجانب، از آنسوی جهان هم ببینند که این پی و پایهها بر آب نیست_گرچه بر لب عزیزترین آب دنیاست.
🖋نادر ابراهیمی عزیز
📔بر جادههای آبی سرخ