
سلام به همه همراهان عزیز وبلاگ!
امروز روزی بود که تا به حال تجربش نکرده بودم! اولین بار بود که به چشمپزشکی میرفتم و راستشو بخواید، یکم استرس داشتم. توی ذهنم سناریو های مختلفی رو مرور می کردم . از عینکای فانتزی گرفته تا نمرههایی که شاید مجبور شم تا آخر عمر با خودم حمل کنم.
اما وقتی دکتر معاینه رو تمام کرد با لبخند گفت: “اکسلنت! چشات اصلاً هیچ مشکلی نداره و نمره چشات صفره!”…
تا به حال هیچوقت به خاطر شنیدن “نمره صفر” اینقدر خوشحال نشده بودم. همیشه فکر میکردم بالاخره یک جایی چشمامم ضعیف میشن، اما انگار طبیعت در این مورد با من مهربون بود. همونجا توی مطب دکتر، کلی خدا رو شکر کردم و لبخند از صورتم محو نمیشد. حس میکردم یک گنج بزرگ پیدا کردم!
این تجربه به من یادآوری کرد که چقدر سلامتی، مخصوصاً سلامتی اعضای حسی مثل چشمامون، ارزشمنده. قدردان چیزایی باشیم که داریم، حتی اگر به نظرمون خیلی عادی بیان.