️

کتاب برای من معمولا تجربه همراهی با نویسنده (راوی) است، چیزی که یامینپور در این کتاب اسمش را «سنجاب» گذاشته، مخفف «سعی نما جای او باشی». دقیقا با همین تکنیک بعد از همراهی با وحید در ناداستان «کاهن معبد جینجا» بیشتر فهمیدم که فکر و قلمش را میپسندم البته نه جنبههای سیاسی (که عموما وحید را با آن میشناسند) بلکه سنتگرایی و نگاه نقادانه او نسبت به تکنولوژی را.
️اگر قرار بود نسخه کاغذی کتاب را بخوانم زیر جملات قصار زیادی را خط میکشیدم اما خوب کتاب صوتی را گوش میدادم و وسط رانندگی برای یادداشت جمله قصار چندان مناسب نیست. بنابراین به همین تیتر یادداشت بسنده میکنم.
برخی مطالب کتاب سرنخهای جالبی برای مطالعه بیشتر بودند و برخی شبیه دستمالی بودند که بخار شیشهی عینک آدم را تمیز میکند (هیچ وقت عینک نداشتهام اما سعی میکنم با تکنیک سنجاب این شرایط را تصور کنم) که مهمترینهایش اینهاست:
1- هیباکوشا(=بازمانده بمباران اتمی)ی ژاپنی میگوید ژاپنیها به سه دلیل از آمریکا به خاطر بمب اتم متنفر نیستند چون: 1. بدون بمب اتمی جنگ پایان پیدا نمیکرد 2.آمریکا بعد از جنگ برای مداوای بازماندگان کمک کرده اگر چه پولش را کامل گرفته است و اینکه 3.چون ژاپنیها بودایی هستند پذیرفتهاند که این بلا در تقدیرشان بوده. هرچند میزبان علت دیگری را مطرح کرده: اینکه اعلام تنفر فقط باعث ادامه چرخه درگیریها میشده.
سست بودن دلایل نیاز به توضیح ندارد چون همین دلیلها میتوانست باعث برطرف شدن اختلافات ژاپن با کره و چین هم بشود و نشده. اما در این میان یک نکته بسیار عبرتآموز وجود دارد اینکه سرطان غربگرایی و تسلیمطلبی چطور عزت و اعتماد به نفس یک ملت را حتی پس از سالها میسوزاند مانند آتشی که در انبار پنبه بیفتد و در ظاهر خاموش شده باشد.
2- یامینپور در کتاب و به بهانه بازدید از موزه قربانیان سلاحهای شیمیایی اشاره میکند که ایران به عنوان بزرگترین قربانی سلاحهای شیمیایی تا سالها متهم به استفاده از این سلاحها بود. به نظرم این اشاره در مقابل اتفاقی که افتاده بسیار کم است.
بگذارید با هم مرور کنیم: ایران قربانی فجیعترین تهاجم شیمیایی تاریخ جنگهای بشر شد اما نه تنها کشورها و سازمانهای بینالمللی سکوت کردند، بلکه انگشت اتهام به سوی ایران گرفته شد
جک استراو در کتاب «کار کار انگلیسیهاست» به سه نقش مهم امریکا در جنگ ایران و عراق اشاره میکند که بدون آن قطعا عراق قبل از پذیرش قطعنامه بازنده جنگ بود: اول اجازه صدور فناوری و مواد اولیه برای ساخت سلاح شیمیایی به صدام. دوم ارائه عکسهای ماهوارهای و اطلاعات دقیق به ارتش صدام به ویژه در زمان استفاده از سلاح شیمیایی و سوم ایجاد کارزار جهانی سیاسی و رسانهای با اطلاعات جعلی که ایران را مسئول حملات شیمیایی نشان میداد.
بنابراین کارزار امروز آمریکاییها و مزدورانشان برای تشکیک در جنایت میناب و لامرد تعجب آور و جدید نیست.
3- کتاب کاهن معبد جینجا در مورد زیست اجتماعی و البته جنسی ژاپنیها و تغییرات بسیار زیاد فرهنگ ژاپن بعد از اشغال توسط آمریکاییها اطلاعاتی را نه عریان و نه چندان در لفافه ارائه میکند. فرهنگ ژاپن علیرغم مذموم دانستن بیقیدی جنسی، بیش از حد جنسی شده و با گذشتن از حد و مرزهای معمول دنیا حتی به دنیای کودکان اسباببازی، انیمه، کاسپلی و ... هم راه یافته و اتفاقا از این طریق جهانی شده. البته اینجا یامینپور تحلیلی از عشق و زیبایی شناسی ارائه میدهد که بیشتر امضای سنتگرایی اوست.
4- وحید چندخطی هم در بیان فواید عرفانی و اجتماعی قلیان گفته که با توجه به آنچه تنهایی بر سر ژاپنیها آورده تا حدی قابل پذیرش است اما برای خودش خلافی بالاتر از آن دیزی خوردن سه نفره معروف را نمیشود تصور کرد.
5- نویسنده، قطار سریعالسیر شینکانسن را ماندگارترین تصویر از ژاپن میداند و نماد اینکه چگونه همهچیر به خدمت سرمایهداری درآمده. این دقیقا همان تصویری است که من از متروی تهران دارم: سرمایهداری گزندهای که روان را میفرساید و در همان حین، دیدن پیامهای فرهنگی شهرداری پایههای اعتقادی و سیاسی را نیز به لرزه در میآورد.
در پایان نوشته برای یامینپور که نه، اما برای حبیب احمدزاده یک توصیه دارم: آن عکسهایی که در فرودگاه از وحید گرفتی را نگه دار، حتما به کار میآید.
#چراغ_مطالعه