ویرگول
ورودثبت نام
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

آدم باید از خودش بپرسد منتظر چه چیزیست؟

فکر میکنم آدم بزرگ ترین لطفی که میتواند در حق خودش بکند این است که خودش را ببیند. بفهمد که انسان همیشه درگیر خودش است. دیگران درگیر خودشانند. ته همه ی مشکلات و احساس ها به خود آدم برمیگردد. باید خودش را درک کند. احساسش را ببیند. میلش را کنترل کند.

چرا این ها را گفتم؟ چون الان انگار منتظر چیزیم. منتظر یک شادی و هیجان بی مقدمه و ساده. منتظر رضایت از زندگی. من چطور راضی میشوم؟ با دوست داشتن دیگری؟ با احساس امنیتی که یک مرد میتواند ایجاد کند؟ با ارضای احساساتی که خوب نمیشناسمشان و دلیل بودنشان را نمیدانم؟ با هیجان؟ با تجربه های جدید؟

اصلا باید از زندگی راضی بود؟ رضایت چیزی نیست که آن را یکبار برای همیشه بدست آورد. ماهیی است که لیز میخورد.

من زمانی که زخم های روانم درگیر میشوند احساس رضایت دارم. موقع بی ثبات ترین ارتباط های زندگیم رضایت داشتم. زمانی که بدون دستکش افتاده بودم به جان کیسه بوکس رضایت داشتم. زمانی که هیولایم از همیشه راضی ترم.زمانی که خشمگینم و مرزی ندارم راضیم. موقع شکستن دیگران هم بخشی از من راضیست.

در دنیای اطرافم، زن بودن برایم کافی نیست. میفهمم در خود زن بودن چیزی هست که به شدت من را سمت خودش میکشاند اما ...

اما چیز های دیگری هم هست که من میخواهم داشته باشم.

احساس رضایت
۰
۰
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید