ویرگول
ورودثبت نام
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ روز پیش

مرگ یَخی تَ گِرتیه؟

دوست دارم اینجا چیزی بنویسم که از تنهاییم کم کند اما این روزها کمی لال شده ام. از خودم خجالت میکشم. از بی کله حرف زدن هم. معلوم نیست چه مرگم شده. هی نوشتم و پاک کردم. لش کرده ام روی مبل و به فیلم دیشب پناه میبرم. بی تعارف از مدل احساساتیم بدم می آید اما بلد نیستم ساکتش کنم. اینقدر در تلاشم که هر جایی بیرون نیاید که همه جا رد زمزمه اش میماند. در این متن سعی دارم ساکتش نگه دارم و متن پیش نمیرود‌. حالا چرا اینقدر این مدل احساس ناامنی میدهد؟

من اول تصویر میبینم بعد کلمه. اول حس میکنم بعد زور میزنم کلمه اش کنم‌. اول خیال میکنم بعد میپرسم چرا. مشکل این است که دیگر به این حس ها اعتماد ندارم. میخواهم عوض شوم. به شهود اعتماد ندارم.نمیدانم چطور. شاید تراپیست. ولی پول نه.

با مغزم تصمیم گرفتن آسان است. مغزم یا دفاع هایش؟ اصلا مغز دفاع دارد؟ مکانیزم های دفاعی مال احساسات است. راحت گول میخورم.

دلم میخواد همه ی این ها را پاک کنم و بنویسم که مبل نرم است. معده و دستم درد میکند. هوا سرد است. این پتو را چون نرم و سبک است دوست دارم. دلم یک بزرگتر میخواهد. خوابم می آید. دوست دارم ارتباطم را با همه قطع کنم که الان که تنهایم نخواهم باشند. منتظر نباشم که باشند. گشنم است. رابین میخواهم. اگر یک رابین داشتم.... حوصله ام سر رفته. از خودم بدم می آید. این لاک را دوست دارم. موهایم رو مخم است. دوتایی بافتنشان آرامم میکند. بوی عود اتاق، تیز است. تختم را دوست ندارم. یک چیز هایی تو ذهنم هست که نمینویسم. از نوشتن متنفرم

* به کمک جدی نیاز دارم(علامت خشونت خانگی)

خشونت خانگی
۰
۰
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید