لزوم مشاركت در توسعه علمي

http://www.sharghdaily.ir/fa/main/detail/187128/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%83%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%8A


حسن فتاحی. عضو هیئت‌ تحریریه فصلنامه نقد کتاب علوم محض

چندي قبل، خبری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر پیشینه دانشگاه صنعتی نوشیروانی که بنیان‌گذار آن تاجری دوراندیش و میهن‌دوست معروف به نوشیروانی بوده است. بازتاب این خبر در رسانه‌ها، نشان از شگفت‌زدگی توأم با استقبال ایرانی‌ها از این اقدام مرحوم نوشیروانی و نشان از امیدواربودن به تداوم این روند در کشورمان دارد. سنت کمک‌های مالی افراد صاحب ثروت به نهادهای علمی، در کشورهای متعدد ازجمله کشورهای پیشرفته، سابقه‌ای طولانی دارد. دانشگاه‌هایی مانند هاروارد و استنفورد مثال‌هایی معروف‌اند. هر دو دانشگاه از سوی خانواده هاروارد و خانواده استنفورد تأسيس و در ادامه هم دیگر افراد هرساله به مناسبت‌های مختلف کمک‌های مالی چندمیلیون‌دلاری کرده‌اند. در غرب نام این فرایند هوشمندانه و آینده‌نگرانه در اصطلاح «Donate»کردن است و معادل ایرانی آن «اهدا»کردن و معادل اسلامی‌ آن «وقف»کردن است. با نگاهی خوش‌بینانه می‌توان ایران را جزء کشورهای در‌حال‌توسعه به‌شمار آورد که اگر از مشکلات سیاسی و اجتماعی نامطلوب و نامعمول که نقش کُندکننده را ایفا می‌کنند، چشم‌پوشی کنیم، مسیر کلی پیش‌رو، افتادن در ریل توسعه و ورود به جمع کشورهای توسعه‌یافته است و صد البته این فرایند سخت نیازمند هوشمندی و مشارکت اجتماعی متناسب با شرایط روز جهان است. امروزه با وجود انواع نابرابری‌های اقتصادی میان طبقات مختلف کشورها، هیچ دولتی بدون مشارکت فعال مردمانش و به‌ویژه طبقات صاحب ثروت و صاحب صنعت و صاحب دانش، نمی‌تواند قدمی مؤثر در ارتقای زیرساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و علمی خود بردارد. یکی از ارکان مهم توسعه‌ علمی هر کشور، پویایی و بازده بالای نهادهای علمی، مانند دانشگاه‌های مادر، دانشگاه‌های صنعتی، پژوهشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنعتی است. پویایی و بازدهی بالا، آنچنان که بتواند به خودکفایی کمک کرده و خروجی آن محصولی علمی یا صنعتی خوب و رقابت‌پذیر باشد و نیز در بلندمدت قابلیت‌های اقتصادی هم داشته باشد، نیازمند جذب منابع مالی و تغییرات مدیریتی به نفع ساختارهای مشارکتی است. دولت یک کشور درحال‌توسعه امکان و توان تأمين تمام زیرساخت‌ها و بودجه‌ لازم برای احداث، راه‌اندازی و مدیریت هوشمند یک مرکز پژوهشی پربازده علمی و اقتصادی را ندارد. تلاش برای هرچه بیشتر بهره‌بردن از بودجه دولتی نیز برای کشوری مانند ایران با این شرایط اقتصادی، راه‌حلی موفقیت‌آمیز نخواهد بود. تجربه نیز نشان داده است مراکز علمی کشورهای جهان سوم و درحال‌توسعه که به شکل دستوری ساخته شده‌اند و بودجه سالانه تزریق می‌شود، بازده‌شان عموما کمتر از مراکزی است که از سوی هیئت‌مدیره‌ای هوشمند تأسيس شده‌اند و بخشی از بودجه از طریق مشارکت‌های مردمی تأمين می‌شود و بخش دیگر از طریق پروژه‌های علمی و مهندسی. بدیهی است «دانشگاهک»هایی که مثل قارچ در اقصا‌ نقاط کشور با کمترین استانداردهای ممکن، به شکل بنگاه‌های خصوصی جذب دانشجو روییده‌اند و چرخه‌ مالی‌ آنها متکی بر شهریه‌ دانشجویان است، شامل قاعده‌ بالا نمی‌شوند و نه‌تنها کمکی به توسعه علم و به تبع آن توسعه علمی نمی‌کنند، بلکه با ایجاد چرخه معیوب تولید فارغ‌التحصیلان کم‌کیفیت، هم سطح تحصیلات دانشگاهی را پایین می‌آورند، هم بیش از پیش بی‌کارِ فارغ‌التحصیل فاقد کارایی تولید می‌کنند و نیز به پدیده‌هایی مانند دزدی علمی و ایجاد فاصله بیشتر میان صنعت و دانشگاه و چه‌بسا برخی عدم توازن‌های اجتماعی هم دامن می‌زنند. سنت وقف یا اهدای منابع مالی و غیرمالی به نهادهای علمی معتبر منطبق با یک اساسنامه و میزان پیشرفت، در حقیقت سرمایه‌گذاری بدون ریسک و مطمئن برای کشور است. با منابع حاصل از مشارکت، نهادی تأسيس یا ارتقا می‌یابد، این نهاد خود را موظف می‌داند به بانیان، مؤسسان و حامیان خود گزارش عملکرد سالانه بدهد. هربار که این نهاد به کمک پژوهشگرانش افتخاری کسب کند، تمام اعضای خود را (از حامیان گرفته تا کارمندان) در آن سهیم می‌دانند و این سهیم‌دانستن سنگ‌بنای تفکر شفاف ارجح بودن منافع جمع بر فرد است. چنین مراکزی نه به شکل دستوری و ساختار هرمی بلکه با ساختار هوشمندانه‌ شبکه‌ای از افراد متخصص اداره می‌شود و همین تعامل هوشمندانه‌ افراد، بازده را تا مرز سوددهی حداکثری و اتلاف نفر ـ زمان ـ هزینه پیش می‌برد و امکان اصلاح ساختار را با کمترین هزینه محقق می‌کند. احیای سنت اهدا به نهادهای علمی و تحقیقاتی، علاوه بر مزایای بالا، «خودکامگی علمی» را نیز به‌شدت کاهش می‌دهد و در بلندمدت افراد دانش‌آموخته در آن نهاد، به‌جای خودکامگی علمی، که یکی از آفت‌های مراکز علمی نه‌چندان توسعه‌یافته است، نیروهای متخصص خوش‌فکری خواهند بود که بذر آن را در هر جایی که باشند، خواهند کاشت. سنت اهدا یا وقف به نهادهای علمی، انسجام اجتماعی و ملی را در کشور تقویت کرده و کمک شایانی به برقراری تعامل میان علم و ثروت خواهد کرد. اگر می‌خواهیم کشورمان در بلندمدت در راه توسعه قدم بگذارد، باید فرهنگ اهدا یا وقف علمی را ترویج كنیم تا دست در دست خویش داده به مهر، میهن خویش را کنیم آباد.