چرا به کمپین «نخریدن» جناب علی کریمی عزیز نمی‌پیوندم؟

امروز از صبح در فضای مجازی، کمپینی به رهبری فوتبالیست محبوب و شاخص کشورمان، جناب آقای علی کرمی به راه افتاده است، مبنی بر نخریدن کالاهایی همچون، دلار، یورو، مسکن، خودرو و مواردی از این قبیل که مردم از این قبیل خریدها و فعالیت‌های اقتصادی نداشته باشند تا قیمت این کالاها و ارز و ... بشکند. از صبح تا الان هم خیلی‌ها به من پیام داده‌اند که متن این کمپین رو در کانال تلگرامی و اینستاگرام و ...قرار دهم و به این کمپین بپیوندم. اما من بنا به دلایل زیر به این کمپین نخواهم پیوست.

0- در اینکه جناب علی کریمی، به عنوان چهره ای شاخص دغدغه ی مسائل و مشکلات اقتصادی کشور را دارند و شهروندی با احساس مسئولیت بالا هستند، شکی نیست و جای تقدیر دارد.

امّا:

1- چهل سال قبل وقتی در کشورمان انقلاب شد، روحانیون زمامدار کشور شدند و بر مسند امور نشستند. تا پیش از انقلاب سال 1357، طبقه‌ی روحانیت سابقه‌ی مملکت داری نداشت و از فردای بهمن 1357 مسئولیت افتاد در دستان روحانیون و انقلابیون پر از خشم و هیجان.

2- وقتی زمام امور دست روحانیون و انقلابیون افتاد، از آنجایی که تجربه‌ای در آئین مملکت داری نداشتند، تصمیمات نادرست بسیاری گرفته شد. خوشبینانه اش این است که بگوئیم نیّت‌ها خیر بوده اما چون تخصص و دانش پشت تصمیم‌گیری‌ها نبود، منجر به اتفاقات ناگوار و ضرر رسان به کشور شد.

3- در همان اوایل انقلاب هم بحث بلند بالایی بر سر اینکه تخصص اولویت دارد تا تعهد در گرفت که از مشهورترین آنها بحث میان آقای بهشتی بود و آقای بازرگان که در نهایت آقای بهشتی پذیرفت که تخصص از تعهد مهمتر است.

4- در زمان جنگ هم این موضوع که تخصص بسیار از تعهد مهم تر است بارها و بارها خودش را نشان داد. هیچ کدام از پیروزی های موثر ایران، در سایه تعهد خالی حاصل نشد. جمله پیروزی های نظامی ایران، برگرفته از دانش و تخصص فرماندهان بود و از قضا تراژدی های نظامی، همچون کربلای چهار و فاو، بخشی از آن به خاطر فضای هیجانی جنگ توسط نیروهای مشتاق اما فاقد دانش نظامی رقم خورد.

5- بعد از جنگ و در دوران اصطلاحاً موسوم به سازندگی هم، آنجا که کار را به دست متخصصان هر حوزه سپردند و یا از مشاوران بین المللی کمک گرفتند، سازندگی جواب داد و سرمایه گذاری به بار نشست. آنجایی هم که در اثر فضای هیجانی تصمیمی گرفته شد و موجی به راه افتاد، به زیان کشور تمام شد و سرمایه ها هدر رفت و از همه بدتر بستر فساد فراهم شد

6- در دوران رئیس جمهور پوپولیست هم تصمیمات شتاب زده و هیجانی برایمان حسابی دردسر ساز شد. قطعنامه ها کاغذ پاره از آب درنیامد. تحریم ها بی اثر نبودند. دشمنان نابود نشدند و در نهایت کشور دچار اَبر بحران های اقتصادی شد.

 برای فهم بیشتر این بخش به کتاب «پوپولیست ایرانی» نوشته ی دکتر علی سرزعیم، از انتشارات کرگدن مراجعه کنید.




7- شش مورد بالا مثالی ملموس بود از اهمیت تخصص در تصمیم گیری. از اینکه هیجان، چه در تحولات کشور، چه در میدان جنگ، چه در کمپین علیه فساد و بحران اقتصادی و ... وقتی از جانب افراد معروف و موجه اما فاقد تخصص لازم در اقتصاد مطرح شود، کم بازده و نا امید کننده است. همین الان که من در حال نوشتن متن حاضر هستم، ظرفیت خرید یکی از خوردروهای شرکت شارلاتان ایران خودرو تمام شد. جناب آقای علی کریمی، مثل خیلی از مردم از اوضاع اقتصادی ناراحت هستند. اما چند نکته را از یاد نبریم.

8- مشکلات اقتصادی کشور بسیار عمیق تر و فراتر از آن است که با کمپین های اینچنین بتوان تاثیری در خور توجه گذاشت. اما آنسوی ماجرا: جوانانی که در کانون فشار اقتصادی هستند و غالباً به طبقه متوسط و پائین جامعه تعلق دارند، با هیجان یه چنین کمپینی لبیک می‌گویند و انتظار تغییری محسوس و ملموس را دارند، در حالیکه ابداً چنین تاثیری دیده نخواهد شد. آنوقت است جوانان را ناامیدی فرا گرفته و سرخورده می شوند، نه فقط از اقتصاد اصلاح ناپذیر، که حتی در خاطرشان می ماند که مردم کشورشان اهل همبستگی و اتحاد نیستند.

9- بیشترین کسانی که هوادار و دنبال کننده‌ی نوشته های فوتبالیست محترم کشورمان جناب علی کریمی هستند، از میان جوانان و طبقه متوسط کشورند که از قضا نه تنها دستی در خرید و فروش دلار و یورو و سکه و زمین و مسکن و خودرو ندارند که حتی شاید در تامین هزینه های جاری هم مشکل داشته باشند. آن کسانی هم که خوب بلدند چطور پول روی پول بگذارند و از نوسانات بازارهای مالی میلیون و میلیارد تومان در یک روز درآورند که اصلاً گوششان نسبت به این حرف های جناب کریمی بسته است. نهایت می خوانند و لبخندی می زنند. این افراد که سالهاست دزد سر گردنه‌ی اقتصاد ایران هستند، حکایت راهزنانی را دارند که دیگر به این کار عادت کرده و شغل شان شده است.

10- مشکلات اقتصاد کشور که به دیگر مشکلات گره خورده و اتفاقی افتاده که من نامش را گذاشته ام " برهم نهی و درهم تنیدگی اَبرمشکلات " با کمپین و این قبیل حرکت های خودجوش و بدون برنامه مدون حل نمی شود. تیمی حرفه ای و کاربلد از اقتصاددانان غیر وابسته به دولت شاید نیاز باشد تا بتوانند انواع توده های سرطانی اقتصاد ایران را طی چندین مرحله جراحی کنند.

11- فوتبالیست عزیز جناب آقای کریمی: حضرتعالی به عنوان یکی از ستارگان فوتبال کشورمان، می توانید بیش از هر چیز، تخصص محور عمل کنید و تبلیغ کنید که مردم به جای پیوستن به یک کمپین نه چندان موفق، سواد اقتصادی شان را بالا ببرند. موارد اقتصادی که باید از دولت طلب کنند را بشناسند. می توانید از اقتصاددانانی نام ببرید که راه حل‌های تخصصی در خورجین دارند. می توانید با ارتباطات گسترده ای که دارید صدای خاموش اقتصاددانان دلسوز کشور را به گوش مردم برسانید.

12- راه حل مشکلات کشور، از جمله اقتصاد، در دستان توانمند متخصصان و اقتصاددانانی است که هم تخصص و دانش و تجربه دارند و هم در نهاد خود عشق به میهن دارند و در عمق وجودشان نسبت به ایران عزیزمان احساس مسئولیت می کنند. هستند اقتصاددانانی که در نیویورک نشسته اند و پشت پرده از مواهبی آنچنانی بهره برده اند و نامی بر هم زده اند و هستند کسانی که در بهترین حالت هرچند دوست دارند گره ای بگشایند، اما نداشتن تخصص عمل شان را به دوستی خاله خرسه تبدیل کرده است.

با بهترین آرزوها خدمت جناب آقای کریمی عزیز و سربلندی ایران