«اسارت» و «توسعه»


-به بهانه ی سالروز بازگشت اسرای ایرانی از عراق در مرداد سال 1369

امروز 26 مرداد ماه است و برابر با سالروز بازگشت هزاران اسیر ایرانیِ جنگ ایران و عراق. جنگی که نزدیک به 3000 روز طول کشید و طرفین هزاران هزار اسیر داشتند و بالاخره دو سال بعد از اتمام جنگ و دو هفته بعد از حمله ی عراق به کویت، میان آقای هاشمی رفسنجانی و صدام حسین توافقی حاصل شد مبنی بر مبادله ی اسرا. در روزهای گرم مرداد ماه 1369، اسرای طرفین به خانه هایشان بازگشتند. اسرایی که بین 10 تا 2 سال طعم اسارت را چشیده بودند.


بر اساس آنچه که از خاطرات مکتوب اسرا برمی آید، اسرا تا یکی دو ماه و شاید شش ماه بعد از ورودشان در کانون توجه قرار داشته و بالای سر جا داشتند و مدام به مهمانی و مراسم و سخنرانی دعوت می شدند. اما فروکش کردن تب و تاب جنگ و ورود کشور به آنچه که اصطلاحاً نام «دوران سازندگی» نامیده می شود، گویی این افراد در های و هوی پر شتاب فراموش شدند و دولت صرفاً به اعطای امتیازاتی از قبیل خدمات دارویی و درمانی و تسهیلاتی چند اکتفا نمود. و این در حالی بود که اسرا، هرچند خسته و آسیب دیده بودند، هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ روحی، اما پتانسیل سرشاری داشتند برای تسریع روند توسعه در ایران.

1-اولین کاری که باید صورت می گرفت و شوربختانه نگرفت، انتقال فرهنگ «مقاومت در برابر دشواری ها جهت حصول نتیجه» بود. اگربه خاطرات اسرا مراجعه کنید سرشار است از داستان هایی که در روزهای سخت اسارتگاه های مخوف عراق، برای داشتن شرایط اندکی بهتر، تلاش فراوانی کرده اند. این درحالی است که در کشور ما علی القاعده مردم خواهان شرایط عالی با اندکی تلاش هستند که عملاً در هیچ کجای دنیا و به ویژه کشور جهانِ سومیِ در حال توسعه مثل ایران امکان پذیر نیست.


2- دومین دستاوردی که می شد از اسرا به جامعه و به ویژه مدارس و دانشگاه ها و بدنه ی صنعتی کشور منتقل کرد فرهنگ «احتیاج مادر اختراع است» بود. اگر به خاطرات اسرایِ واقع بین و به دور از جوّ زدگی مراجعه کنید، در می یابید که چگونه در حالی که برای داشتن ساده ترین ابزارها مثل سوزن و مداد تحریم بودند، خودشان با خلاقیت و استفاده ی حداکثری از حداقل امکانات، رادیو و دفتر و مداد ساخته اند. چطور از سیب زمینی باتری رادیو تولید کرده اند و کلی کارهای خلاقانه ی دیگر. به زبان ساده، اسرا می توانستند با نقل منظم و حتی بازسازی خاطراتشان در مدارس و دانشگاه ها به عنوان سخنران مدعو، روحیه ی خلاقیت را در جوانانی که عنصر اصلی توسعه هستند، بدمند. کشوری که تحریم است، برای توسعه، خلاقیت نیاز دارد نه شعار.

3- سومین درس از دست رفته از اسرا، «فرهنگ کار تیمی» است. پدیده ای که از من نگارنده ی این سطور گرفته تا کابینه ی رئیس جمهور با آن غریبه هستیم. از سویی هیچ نظریه پرداز مسائل اجتماعی و اقتصادی نخواهید یافت که جایگاه فرهنگ کار تیمی را در توسعه ی کشور نادیده بگیرد. آنچه که در خاطرات اسرا، به ویژه اسرای تحصیل کرده و دانشگاهی دیده می شود، فرهنگ کار تیمی بالا در اسارتگاه است. از تقسیم غذا و خالی کردن سطل توالت گرفته تا اعتصاب غذا جهت دریافت روزنامه.

4- چهارمین درس فراموش شده از اسرا، مقوله ی به غایت مهم «آموزش» است. نقش آموزش در اردوگاه اسرا که به سلامت روان و فعال بودن مغز و احساس سرزندگی کمک شایانی می کرده است. در میان اسرا، خلبانان و آنان که زبانی دیگر یا حتی قرآن را خوب بلد بودند، به دیگران انگلیسی یاد می دادند و همین آموزش عمیقا در حفظ روحیه ی اسرا موثر بود. «آموزش» و «آموزش دوست بودن» افراد جامعه از مطمئن ترین و کم هزینه ترین و پربازده ترین راههای توسعه است. اگر این اشتیاق به آموختن و آموزاندن میان اسرا، به نسل جوان جنگ ندیده انتقال میافت، می توانست منجر به قدم های موثری شود.

5-آخرین نکته ای که قصد دارم دردمندانه بگویم، «مصادره به مطلوب» کردن اسرا در راستای باورهای ایدئولوژیک است. آدمی باورهای متعددی دارد. اسرا هم همینطور هستند. یکی نماز می خواند و روزه می گیرد، دیگری فقط و فقط به خدا باور دارد. یکی بعد از اسارت خادم حرم امام رضا شده و یکی دیگر درس خوانده و شرکت دانش بنیان تاسیس کرده است. یکی از ایران مهاجرت کرده و دیگری کارگاه تولیدی راه اندازی کرده. یکی از باغ انگورش شراب خانگی درست می کند و دیگری سیگار هم نمی کشد. همسر یکی پُرحجاب است و همسر دیگری خوش حجاب و آن دیگری بی حجاب و سانتیمانتال. فرزند یکی نشان از پدر دارد و فرزند دیگری هیچ علاقه ای به وطن ندارد. از مهم ترین گامهای توسعه پذیرش این تفاوت هاست و باور به اینکه تک تک افراد جامعه با تمام تفاوت هایشان می توانند فردی مفید برای جامعه و کشور باشند. هر کسی میتواند چرخ دنده ای باشد از کارخانه ی عظیم کشور. بخش زیادی از کتاب های مربوط به اسرا با کلیشه های نخ نمایی همچون " خانواده ی مذهبی" شروع می شود و بیشترین تاکید در دوران اسارت پافشاری اسرا به فرایض دینی است. این در حالی است که واقعاً اینطور نبوده و همه ی اسرا نمازخوان و اهل دعای ندبه نبوده اند.

آخرین دستاورد از دست رفته ی اسرا «محوریت وطن پرستی» است که با «فرائض دینی» جابجا شده است. آنچه که کشور برای توسعه نیاز دارد محوریت وطن پرستی با سلایق و باورهای متفاوت افراد است. کما اینکه با مراجعه به صدر اسلام هم در می یابیم ایمان ابوذر و سلمان هم یکسان و هم تراز نبود.