نقشه‌ی گنج

این پست برای بچه‌های تیزهوش نیست. برای اونایی که تندخوانی می‌کنن هم نیست. برای اونایی که حافظه‌ی قوی دارن هم نیست. راستش اصلا تصوری ندارم یک تیزهوش دنیا رو چطور می‌بینه. هرگز نفهمیدم یک نفر با حافظه‌ای قوی، پدیده‌ها رو چطور درک می‌کنه. من فقط می‌تونم مث خودم باشم. یک آدم معمولی.

این پست برای اونایی‌ست که کند و آهسته یاد می‌گیرن. آدمای ساده و معمولی. آدمایی که حافظه‌ی ترابایتی ندارن. آدمایی که نمی‌تونن به سادگی تمرکز کنن. آدمایی که معمولا بعد از خوندن یک مطلب و رسیدن به انتهاش متوجه می‌شن که باید یکبار دیگه از نو شروع کنن. این پست برای اونایی‌ست که مث من نمره‌های خوبی نمی‌گرفتن. هیچوقت توی کورس قهرمانی نبودن و نیستن. برای دلشون و در تنهایی خودشون یاد می‌گیرن. یاد می‌گیرن فقط برای این که درک بهتری از دنیا پیدا کنن. یاد می‌گیرن که تفسیر بهتری از پدیده‌های اطرافشون داشته باشن.

اگر از این دست آدم معمولی‌ها هستین، براتون خبر خوبی دارم. بعد از سال‌های سال پیگیری و خالی نکردن میدون بالاخره تونستم برای خودم تکنیک‌های رو تعریف کنم که کمک می‌کنه بهتر یاد بگیرم. عمیق و موندگار یاد بگیرم. مطمئن نیستم این تکنیک برای شما هم دقیقا به همین شکل جواب بده. مطمئن نیستم در آینده روش دیگری پیش نگیرم. ولی می‌دونم اگر در یادگیری پافشاری کنید، می‌تونید مثل من روش‌های یادگیری‌تون رو بهبود بدین. قبلا اینجا پستی نوشته بودم درباره‌ی بهبود تکنیک‌های یادگیری. ولی این پستی که الان پیش رو دارین کمی متفاوته. این رو در هنگام یادگیری مطالبی که به ظاهر از نظر فنی پیچدگی بیشتری دارن به کار بگیرین. امیدوارم این تکنیک برای شما هم جواب بده.

نقشه‌ی گنچ

وقتی به مطالعه‌ی یک پستی فنی،‌ مقاله‌، فصلی از کتابی یا خود‌آموز علاقمند می‌شم، ابتدا یک بار از ابتدا تا انتهاش رو سریع اسکن می‌کنم. معمولا آخرین پاراگراف‌ها رو نگاهی می‌ندازم تا ببینم برای من آورده‌ای در بر داره یا نه. اگر احساس کنم به فهمیدن این مطلب نیاز دارم، یا گره‌ای از کارم باز می‌کنه، همت می‌کنم تا بخونمش.

کاپیتان اون کشتی دزدای دریایی رو حتما می‌شناسید. بله جادی‌ست! ;)
کاپیتان اون کشتی دزدای دریایی رو حتما می‌شناسید. بله جادی‌ست! ;)

نقشه‌های گنج رو یادتون میاد؟ توی کارتون‌ها و داستان‌های بچگی همیشه گنجی بود و جوینده‌ای. گنج در جایی از دنیای داستان پنهان شده بود. پیدا کردن گنج‌ها حتی با داشتن نقشه آسان نبود. برای دستیابی به گنج باید ابتدا به نقطه‌ی آغازین می‌رفتی. بعد از اونجا قدم به قدم نشونه‌های توی نقشه رو در دنیای واقعی پیدا می‌کردی. امکان نداشت با فراموش کردن یک نشونه به نشونه‌ی بعدی برسی. باید با حوصله و دقت و گاهی حتی شانس، نشونه‌ها رو دونه به دونه پیدا می‌کردی و به گنج نزدیک می‌شدی.

حالا که یادتون اومد سیستم پیدا کردن نقشه‌های گنج چطور بود، به ارتباط گنج و یادگیری بپردازم.

به تجربه دیدم هر مقاله، کتاب، پست خوب اگر خوب فهمیده و به کار گرفته بشن، در زندگی ما مثل گنج با ارزشن. وقتی کتابی رو شروع می‌کنم، می‌دونم گنج‌هایی در بین سطر‌هاش پنهان شده. برای دستیابی به اون گنج نیازمند یافتن نشانه‌ها و کلید‌ها هم هستم. می‌دونم کلید‌هایی در بین سطر‌های کتاب وجود داره که باید پیداشون کنم. این کلید‌ها که مفاهیم اولیه‌هستند با هم ارتباطی منطقی دارن. کشف ارتباط منطقی مفاهیم پایه و مقدمات بسیار مهمه. پس شروع می‌کنم گرافی از یافته‌هام بسازم. مث جوینده‌های گنج که از یک نقطه به نقطه‌ی دیگه حرکت می‌کنن و دائم با نگاهی به پشت سر و پیش رو مطمئن می‌شن که در مسیر درست حرکت می‌کنند. سعی می‌کنم بین یافته‌های این کتاب با دانسته‌های قبلی‌م ارتباطی بیابم. گاهی وسط مطالعه گوگل می‌کنم تا اطلاعات بیشتری پیرامون مفاهیمی که می‌خونم پیدا کنم.

قسمت زیبای داستان اینه که دقیقا مث داستان‌های گنج معمولا مهمترین حقایق‌ (فکت‌ها) هر مطلب در ساده‌ترین جمله‌ها بیان می‌شه. جمله‌هایی که اونقدر بسیط و ساده هستن که معمولا بهشون توجه نمی‌کنیم و از روشون بدون توجه عبور می‌کنیم. انگار نویسنده می‌خواسته کلیدی رو برای شما در نقشه به جا بذاره. فهمیدن ساده‌ترین و کوتاه‌ترین جمله‌های هر مطلب فنی معمولا کلید درک مفاهیم وابسته‌ی بعدی‌ست.

این پاراگراف رو ببینید:

تعریف تنسور در کتاب Deep Learning: A Practitioner's Approach به قلم جاش پترسون و آدام گیبسون
تعریف تنسور در کتاب Deep Learning: A Practitioner's Approach به قلم جاش پترسون و آدام گیبسون


حالا این پاراگراف رو ببینید:

تعریف تنسور در کتاب Deep Learning به قلم یان گودفلو و یاشوآ بنجیو
تعریف تنسور در کتاب Deep Learning به قلم یان گودفلو و یاشوآ بنجیو


هر دو مثال به تعریفی از تنسور رو ارائه کردند. اگر گنج‌یاب نباشین، از خطوط اولیه عبور می‌کنید و با این تصور که کلید در خطوط انتهایی‌ست یک راست به سراغ رنک و المنت‌ ... می‌‌رین. ولی اگر جوینده‌ی گنج باشین می‌دونید که کلید این پاراگراف‌ها در ساده‌ترین جمله‌هاست. در هر دو پاراگراف جمله‌ای اول همه چیز رو گفته: تنسور یک آرایه چند بعدی‌ست. همین. خلاص. حالا اگر دوست داشته باشین می‌تونید ادامه بدین و بیشتر بدونید.

هر چقدر مطلبی پیچیده‌ باشه باز هم بر زنجیره‌ای محکم و از مفاهیم ابتدایی ساده بنا شده. در ابتدای ورود به مطلب و هنگامی که فصل‌های مقدماتی و ساده‌تر رو مطالعه می‌کنید، وقت بیشتری صرف کنید. تکنیک‌هایی که در ادامه می‌گم برای درک مفاهیم اولیه و یافتن کلید‌ها بسیار مهم هستن. اگر زنجیره‌ی مفاهیم رو با حوصله و دقت پیگیری کنید و مطمئن بشین که به نشونه‌های توی نقشه دقت کافی داشتین، دستیابی به میوه‌ی اون بخش از کتاب یا مقاله براتون ساده‌تر می‌شه.

بازنمایی نقشه

بعد از اینکه کلید هر بخش (ممکنه پاراگرافی یا پستی یا فصلی از کتابی باشه) رو پیدا کردم، تصویرشون رو ترسیم می‌کنم. روی یک برگه کاغذ. برای خودم بازنمایی (represent) می‌کنم. اگر توی این مرحله نتونم به سادگی و در سطح خوبی از اطمینان نقشه رو برای خودم بازنمایی کنم و با مطالب قبلی (گراف مسیر) و دانسته‌های قبلی‌م منطبق کنم، مطمئن می‌شم که یک جایی راه رو اشتباه طی کردم و بر می‌گردم عقب و از نو شروع می‌کنم. تصویر زیر یک نمونه باز‌سازی‌ست. این خلاصه‌ی دو صفحه‌ست:

بازسازی نقشه

برای اینکه مطمئن بشم مطلب رو گرفتم اگر ریاضی باشه یک مسئله رو با تکنیکی که یاد گرفتم حل می‌کنم. اگر کد یا چارچوب باشه، در حد Hello World کاری رو به نتیجه می‌رسونم. مطمئن می‌شم که مطلب رو در حد بازسازی نقشه‌ی گنج گرفتم. می‌دونیم که "کار به عمل بر آید".

تشریک مساعی

تشریک مساعی با این که عربی‌ست توی فارسی هم زیباست. تشریک مساعی یعنی به اشتراک گذاشتن تلاش‌ها. دو رفیق دانشمند دارم اینجا. هر دو با کمالات، در حد المپیک. گنجی رو که پیدا کردم می‌ریزم توی دایره. اونا‌ هم گنج‌هایی که پیدا کردن می‌ریزن وسط. دانش تنها گنجی‌ست که با تقسیم کردنش همه ثروتمندتر می‌شیم. گاهی یک نیم روز در مورد فصلی از کتابی گپ می‌زنیم. گاهی در حد یک تماس تلفنی ۵ دقیقه‌ای. این به اشتراک گذاری‌ها و گپ و گفتگوها کمک می‌کنه از تجربه‌ی دیگر جویندگان گنج بهره بگیرین. چون "همه چیز را همگان دانند".

اینو بگم که کلاس سوم ابتدایی عدد ۱۴ رو نمی‌تونستم بنویسم. خانم معلم گریه کرد. احساس سرشکستگی می‌کرد پیش پدر و مادرم. آخه معلمم دختر خاله‌ی پدرم بود. سوم راهنمایی عربی رو تک‌ماده کرده بودم. در دوران دبیرستان ۲۵ بار تجدید شدم. سوم دبیرستان رفوزه شدم. خیلی طول کشید تا جوینده‌ی گنج بشم. امیدوارم برای شما طولانی نشه این مسیر. سخت نیست ولی تمرین می‌خواد. باید راهش رو پیدا کنید. شما یک جوینده‌ی گنج هستین. وقت‌تون رو صرف چیزی کمتر از پیدا کردن گنج نکنید.

اگر به جویندگی گنج عادت کنید، دنیا رو از پنجره‌ی دیگری نگاه می‌کنید. پنجره‌ی کنجکاوی. پنجره‌ی جستن. پنجره‌ی رفتن و رفتن و نموندن. مهم نیست دیگران در مورد شما چی فکر می‌کنن. واقعا مهم نیست نمره‌هاتون چطور بوده. مهم نیست اگر در به خاطر سپردن مطالب مشکل دارین. مهم نیست از بقیه‌ی کلاس آهسته‌تر یاد می‌گیرین. اینا واقعا مهم نیست چون شما به سبک خودتون جوینده‌ی گنج هستین.