روی خط بمونیم

ظاهرا یادگرفتن ساده شده. گوگل و هزاران مطلب آنلاین در اختیارمون داریم. ولی واقعیت اینه که یادگیری سخت‌تر از گذشته است. مثل راه رفتن روی لبه دیواری باریک شده. سعی می‌کنیم تعادلمون رو حفظ کنیم ولی کار سختی‌ست. گاهی به سمت سریال‌های جذابی مثل گات و برکینگ‌بد، گاهی به سمت پارتی‌ و میهمانی با رفقا، دیت‌های گاه و بیگاه، گیم‌های کامپیوتری، باشگاه، شمال و جاده چالوس، دورهمی، ترکیه و تایلند و تازه بعد از همه اینا اگر فرصتی پیدا کنیم که بشینیم پای مطالعه و تمرین، اصلا بخاطر نمیاریم که کجا بودیم و قرار بوده کجا بریم.

فکر می‌کنم هر آدمی این روزا با این مسائل بسیار ساده روبروست و بخش‌های مهمی از زمان ارزشمند خودش رو به سادگی پای این خوشی‌های لازم و گذرا هزینه می‌کنه.

بر اساس تجربه چند تکنیک ساده استفاده می‌کنم که ازشون جواب گرفتم و فکر می‌کنم شاید روی شما هم جواب بده. حداقل می‌تونه ایده‌ای بده برای اینکه چطوری می‌شه در عین حال که زندگی می‌کنیم در مسیر سخت یادگیری باقی بمونیم. باید بتونیم مثل گربه‌ای که روی شاخه‌های باریک یک درخت به سمت پرنده‌ای به آرومی حرکت می‌کنه، در عین حال که حواسمون به همه چیز هست، تعادلمون رو حفظ کنیم و یادمون باشه هدف تاب بازی نیست، هدف گرفتن اون پرنده است.

یادگیری با تجربه

اگر کسی می‌تونه با مطالعه تئوری شنا و فرمول‌های غوطه‌وری در آب، شناگر ماهری بشه، شما هم می‌تونید با خوندن کتاب‌ها و پست‌های وبلاگ‌ها، مهندس قابلی بشین. تئوری خوبه ولی فقط وقتی ثمر می‌ده که در ذهن کسی کاشته بشه که دستی بر آتش داره. برای یادگیری باید دست به عمل بزنیم.

حتی وقتی یک موضوع کاملا تئوری (ریاضی) رو می‌خونیم باید دست به حل مسائلش بزنیم. بدون تجربه ما فقط مثل یک ضبط صوت هستیم. یادگیری واقعی ما رو تغییر می‌ده. یادگیری واقعی حاصل تجربه است. تجربه کردن باید به شکل بازی دربیاد. باید قسمت فان داستان یادگیری باشه. با تجربه کردن می‌تونیم یادگیری رو به فرایندی جذاب و کاربردی بدل کنیم.

قلم و کاغذ

شاید آی‌پد و موبایل‌های هوشمند جای قلم و کاغذ رو در زندگی شما گرفته. شاید معتقدید که آیپد‌های جدید که قلم‌های پیشرفته‌ای به همراه دارن می‌تونن جای یک دفتر بزرگ (‌قطع A4)‌ و روان‌نویس و ماژیک رو بگیرن. اینطور فکر می‌کنید؟ با شما موافق نیستم. هیچ چیزی نمی‌تونه جای یک دفتر بزرگ پر برگ رو بگیره.

توی این دفتر باید چیزایی رو که یاد می‌گیرین یادداشت کنید. وقتی مبحثی رو ناتمام رها می‌کنید و از خونه بیرون می‌رید یا عادل و نود شروع می‌شن نباید این دفتر رو ببندین. باید درشت بنویسید که تا کجا خوندین و یادگرفتین و قدم‌های بعدی چیست و این دفتر رو با تمام ابهتش باید باز باید روی میز بذارین. باید دائم مثل آینه دق جلوی چشمتون باشه. نباید ببندینش. نباید کناری بذارینش که دور از نگاهتون باشه. باید جایی باشه که بیشتر از بقیه چیزا دیده بشه و دائم بهتون یادآوری کنه که کاری یا مطلبی رو نیمه کاره رها کردین. حالا می‌دونین چرا معتقدم موبایل و آیپد نمی‌تونه جای دفتر رو قلم رو بگیره.

آداب مانیتور

اگر روی مانیتور کتابی رو می‌خونید و احساس می‌کنید دونستن این مطلب خاص چیزی رو به شما اضافه می‌کنه، پیشنهاد می‌کنم به هیچ عنوان PDF ریدر رو تا زمانی که کتاب رو به جای خوبی نرسوندین و به کام دلتون نرسیدین مینیمایز نکنید. این باید یک قانون بشه. تنها وقتی پی‌دی‌اف رو مینیمایز کنید یا ببندین که حداقل فصلی رو به انتها رسوندین و نتیجه‌گیری کردین و در اون دفتر بزرگ نتایجتون رو یادداشت کردین.

حالا چی بپوشم؟

پیشنهاد می‌کنم به وقت یادگیری لخت نباشین. حداقل برهنه نباشین. لازم نیست مثل دیدن گات لش کنید جلوی مانیتور. کمی جدی باشیم بهتر یاد می‌گیریم. چیزایی که یادمی‌گیریم ما و آینده ما رو شکل می‌دن. وقتی کمی جدی بپوشیم، ناخودآگاه داستان برامون مهمتره و جدی‌تر یاد می‌گیریم. وقتی یاد می‌گیریم داریم آپگرید می‌شیم. پس خوبه تر تمیز باشیم. خوبه حس خوبی داشته باشیم. تکرار این حس خوب گاهی به تنهایی کافیست که ما رو برگردونه سر کار.

موبایل و اینترنت

موبایل رو حتما خاموش کنید یا در وضعیت پرواز قرار بدین. اگر به ترجمه آنلاین یا جستجوی اینترنتی نیاز ندارین، وای‌فای رو خاموش کنید. نوتیفیکشن نمی‌ذاره تمرکز کنید.

سر و صدا

باور کنید سر و صدا نمی‌تونه توی یادگیری اخلالی ایجاد کنه. توی شلوغ ترین کافه‌ها یا کنار ترافیک یک اتوبان می‌تونید بشینید و ساعت‌ها عمیق مطالعه کنید. اگر سر و صدا اجازه نمی‌ده یاد بگیرین بخاطر اینه که اصولا یاد نمی‌گیرین. ادای یاد گرفتن در میارین. به محض اینکه به مطلب متصل بشین دیگه چیزی نمی‌شنوین و غرق مطالعه می‌شین. اتفاقا اگر یادبگیریم در جاهای شلوغ یادبگیریم یا کار کنیم، لذت بسیاری می‌بریم از بسر بردن با آدما در حالی که روی کارهای خودمون متمرکز هستیم.

کافه

کافه‌ها خوبن برای مطالعه. اگر می‌رین کافه مطالعه کنید، زیاد خوشگل نکنید. اگر خوشگل برین کافه اونوقت دیگران بهتون نخ می‌دن و تمرکزتون به هم می‌خوره. بهتره رو به دیوار بشینید. پشتتون به جمع باشه. بهتره سیگاری اطرافتون نباشه. کمی از غذا یا نوشیدنی‌تون رو باقی بذارین بمونه تا کافه‌چی دائم نیاد بپرسه چیزی می‌خواین یا نه.

خواب

وقتی می‌رین که بخوابین اون دفتر عزیز رو با خودتون ببرین و قبل از خواب نگاهی بهش بندازین. همونطور باز بذارین کنار سرتون بمونه. نیمه‌های شب گاهی ایده‌ای یا سوالی براتون مطرح می‌شه و می‌تونید بنویسید توی دفتر تا بعدا وقت بذارین.

تکرار

شده گاهی فصلی از کتابی رو بارها خوندم و نفهمیدم. مثلا ۱۰ بار (‌یا شاید بیشتر) می‌دونید بعد از اینکه نفهمیدم چه کردم؟ معلومه باز هم خوندم و توی اون دفتر نوشتم. گاهی پیرامون مطلب گوگل کردم و کمی به این در و اون در زدم. ولی باز برگشتم به اون فصل و خوندم و خوندم. همین الان که اینو می‌نویسم فصل‌هایی از کتابهایی رو باز دم دستم دارم که نمی‌دونم اصلا عمرم کفاف بده برای فهمیدنشون یا نه. ولی مهم نیست چون هربار که می‌خونمش کمی جلو می‌رم. تکرار، تکنیکی خوب برای شناخت بهتر فضای مسئله‌ است. اگر قرار باشه همیشه راحت یاد بگیریم احتمالا مطالب درستی رو یاد نمی‌گیریم. تکرار کمک می‌کنه بدون مطلب نمونیم و ذره ذره در عمق داستان پیش بریم. بدترین اتفاق اینه که فاصله بیفته و ذهنمون تنبل شه.

رفیق

اگر میخواین گولاخ بشین باید رفیق باشگاه برو داشته باشین. همه می‌دونن بدون رفیق پایه نمی‌تونید مدت طولانی باشگاه برین.

اگر می‌خواین توی یادگیری ماشین جلو برین خوبه رفقایی داشته باشین که اونا هم توی این مسیر هستن. فکر می‌کنم خوشبختم که یک دوجین از این رفقا دارم. دوستایی که می‌تونیم در مورد مسائلی که یادمی‌گیرم باهاشون صحبت کنم. اگر مسئله‌ پیچیده‌ای در ذهنم داشته باشم مثل داستان براشون می‌گم. در طول هفته دائم برام لینک‌هایی می‌فرستن از چیزایی که پیرامون اون مطلب پیدا کردن. خلاصه با هم یاد می‌گیریم.

از ابزار تا مفهوم

پیشنهاد می‌کنم وقتتون رو صرف یادگیری ابزارها نکنید. یا حداقل بیشتر روی مفاهیم وقت بذارین. دونستن طرزکار ابزارها واقعا مزیتی نیست. الگوریتم بخونید. ریاضی بخونید. تئوری‌های پایه و عمیق رو مطالعه کنید. ابزارها‌ میان و می‌رن. ولی مفاهیم پایه باقی می‌مونن. دونستن طرزکار ابزارها چیزی به ما اضافه نمی‌کنه. ولی دونستن مطالب عمیق و پایه ما رو تغییر می‌ده. تمرکز روی مفاهیم اجازه می‌ده همیشه مطالبی برای یادگرفتن داشته باشیم و به قول معروف پشتمون باد نخوره.

تعمیم بدیم

اگر چیزایی که یادگرفتیم رو نمی‌تونیم به دنیای پیرامونمون تعمیم بدیم، احتمالا مطلب رو اشتباه فهمدیم یا هنوز بهش مسلط نیستیم. به محض اینکه بر مطلبی مسلط بشیم کاربردهای بسیارش رو در محیط پیرامون پیدا می‌کنیم. اگر پیدا نمی‌کنیم بهتره ادامه ندیم. بهتره چیزایی رو یاد بگیریم که توان استفاده عملی ازشون رو داریم. همونطور که گفتم یادگیری فقط وقتی با عمل همراه باشه ما رو آپگرید می‌کنه. در غیر اینصورت فقط محفوظاتی‌ست که احتمالا با گذر زمان فراموش می‌کنیم. تعمیم دادن کمک می‌کنه انگیزه بیشتری برای یادگیری داشته باشیم. چون می‌دونیم چیزایی که یادمی‌گیریم رو بزودی در جایی بکار می‌گیریم.

سرمایه‌گذاری

آدما به انواع مختلف سرمایه‌گذاری می‌کنن. برخی توی بورس و دلار. برخی توی ملک و ماشین. من روشی بهتر و پر بازده‌تر از این نمی‌شناسم که روی خودمون سرمایه‌گذاری کنیم. وقت بذاریم و یاد بگیریم. تجربه کنیم. در خودمون تخصصی رو توسعه بدیم. قیمت ساعت کاری آدم‌ها از ساعتی چند هزارتومن شروع می‌شه و به چند هزار دلار می‌رسه. هر چه بیشتر یاد بگیریم ارزش زمان‌های کاری‌مون رو افزایش می‌دیم. از نگرانی‌های کسب درامد دور می‌شیم و با تمرکز بیشتری می‌تونیم روی خودمون وقت بذاریم. آگاهی از اینکه زمان‌های یادگیری بهترین سرمایه‌گذاری‌های ما هستن، بهمون انگیزه می‌ده بدون توقف یاد بگیریم و تجربه کنیم. در هر کاری که هستیم خوبه یادگیری یکی از اولویت‌های اصلیمون باشه.