کاترین ووز - استاد روانشناسی اجتماعی از دانشکده اقتصاد و بازاریابی دانشگاه مینسوتا
مترجم:کانال کنجکاوی

تصور کنید یک روز روزنامه ای رو برمیدارید و خبری میخونید به این مضمون که ماموران دولتی در بریتانیا به یک گروه از خارجی ها اجازه اقامت بریتانیا دادند بدون اینکه مراحل قانونی بدرستی طی بشن. بعد در ادامه می خونید که اینها یک گروه زن بسیار خوشگل بودن. در پایان می خونید که احتمال برقراری رابطه جنسی بین افسران اداره مهاجرت و این زن ها وجود داشته.
چند روز بعد دوباره در روزنامه خبری در مورد مجموعه مراکز خرید Vianese می بینید که به خانم ها یک پیشنهاد ویژه میدن. خانم هایی که حاضر بشن با بالاتنه لخت بیان به مرکز خرید یک بطری شامپاین، یک وعده غذای مجانی و یک کوپن خرید تا 40 یورو دریافت می کنند.
بفرض در کتاب تاریختون میخونید که استرالیا در دهه 1800 زندانیان رو شکنجه میکرده از جمله خلافکاران در ملا عام شلاق می خوردن. اما زندانیان زن یک گزینه دیگه هم داشتند که مردها نداشتن. اگر حاضر میشدند لخت بشن میزان مجازات نصف میشد.
چیزی که در تمام این داستان ها مشترک هست این ایده هست که جنسیت مثل کالایی میمونه که در مالکیت زنان هست و مردها تمایل به معامله منابع برای بدست آوردن اون (سکس) بشکل های مختلف دارند. این منابع میتونه مثل مثال های ما زندگی در یک کشور خارجی باشه، میتونه پول باشه، یا کاهش مجازات سنگین.
این ایده به "اقتصاد جنسیت" معروف هست و به ما در پیش بینی رفتارهای مردم براساس اصول اقتصادی پایه کمک می کنه. ایده مرکزی این تئوری این هست که کشورها، فرهنگ ها و افراد با جنسیت زنانه مثل یک کالای باارزش برخورد می کنند اما از طرف دیگه جنسیت مردانه ارزشی نداره. زن ها مالک سکس هستند و اونها تصمیم میگیرند چطور، با چه کسی و چه زمانی سکس داشته باشن، و مردها برعکس با منابع دیگه وارد این معامله میشن. این منابع میتونن پولی باشن، یا چیزی مثل حق و حقوق مثل حق رای یا زمین، یا احساسی مثل توجه و مهربانی و نشان دادن عاطفه. یا میتونن منابع با محوریت رابطه باشن مثل تعهد، ازخودگذشتگی، ازدواج و بچه. در تئوری اقتصاد جنسیت قیمت بالای جنسیت که مقدار اهمیت و ارزش منابعی داده شده هست زمانی که بالا باشه به نفع زن هست و وقتی پایین باشه به نفع مرد. هدف زن دستیابی به حداکثر منابع ممکن قبل از انجام سکس و هدف مرد دستیابی به سکس بدون پرداخت هرگونه منابعی هست.
خب منظور از سکس در اینجا چیه؟
سکس میتونه صرفا در نزدیک بودن به یک زن جذاب باشه، یا دیدن تصاویر جذاب جنسی، انواع نشانه های توجه جنسی مثل قرار ملاقات، لاس زدن، لمس کردن، نوازش و در نهایت مقاربت جنسی
حالا ما چطور میدونیم که سکس یک منبع زنانه هست؟
در یک آزمایش از گروهی از مردها و زن ها پرسیدند داشتن سکس بعد از چندبار قرار ملاقات صحیح هست. بطور معمول عددی که مردها گفتند نصف زن ها بود. سپس از اونها پرسیده شد در عالم واقعیت بعد از چند قرار ملاقات سکس داشتند و معلوم شد عدد مورد نظر زن ها به واقعیت نزدیک تر بوده یعنی زن ها تصمیم گیرنده در مورد زمان سکس بودند که این ایده که زن ها نگهدارنده سکس هستند رو مورد تاکید قرار میده.
در تحقیق دیگه ای، بعد از مطالعه بیش از 200 مقاله ما 12 طبقه بندی برای انگیزه های جنسی تعیین کردیم، مثل اینکه مردم هر چندوقت یکبار رویاهای جنسی دارند، تعداد شریک های جنسی که دوست دارند داشته باشند، تمایل به انواع عمل های جنسی، میزان خودارضایی. در کل این 12 گروه طبقه بندی، مشاهدات بشدت از اینکه مردها تمایل بیشتری به سکس دارند پشتیبانی کرد.
یک تئوری اقتصادی وجود داره بنام تئوری حداقل تمایل که میگه وقتی دو گروه اقدام به چانه زنی می کنند، طرف با تمایل کمتر به معامله، قدرت بیشتری دارد. خب اگه شما تا حالا توی یک رابطه عاشقانه بودید که میزان علاقه شما بیشتر از طرف مقابل بوده حتما این رو حس کردید که شما بیشتر از طرف مقابل مایه میگذارید. بنابراین وقتی زن ها وارد چانه زنی در مورد جنسیت میشن از اونجایی که مردها بطور کل بیشتر تمایل به سکس دارن، زن ها می تونن درخواست منابع بیشتری در ازای سکس بکنن.
یکی دیگه از اطلاعاتی که به ما در فهم اقتصاد جنسیت کمک کرد موقعیت هایی هستند که در اونها تعداد زنان و مردان در یک محیط محلی متفاوت هست. بنابراین اگر بفهمیم زنان مالک سکس و مردها متقاضی سکس هستد (این تشبیه دور از ادب خواهد بود) اما چون داریم در مورد مدل اقتصادی صحبت می کنیم می تونیم زنان رو بعنوان فروشنده و مردها رو خریدار بدونیم. در یکی از این تحقیقات محققان در مطالعه ای تاریخی از آنالیز لباس زنان فهمیدند وقتی تعداد مردان در یک محیط محلی نسبت به زنان خیلی خیلی بیشتر باشه، این یعنی قدرت چانه زنی زنان باز هم افزایش پیدا میکنه و در مورد لباس هم فهمیدند طول دامن زنان در این شرایط از همه بلندتر بوده است.
برعکس این هم اتفاق افتاده یعنی وقتی تعداد زنان از مردان در یک محیط محلی بیشتر باشه طول دامن کوتاه تر شده که با توجه به تئوری و افزایش و کاهش طول دامن میفهمیم اینکار مثل عمل تبلیغات هست که جنسیت زنان درواقع بنوعی کالای اونها هست و پوشیدن لباس های اغوا کننده راهی هست برای سکسی تر به چشم اومدن، که این نیاز وقتی زنان در حال رقابت با سایر زنان باشن افزایش پیدا میکنه و وقتی تعداد زنان خیلی بیشتر از مردان باشه نیازی به پوشیدن لباس های سکسی بیشتر میشه و وقتی تعداد مردان خیلی بیشتر باشه زنان مجبور به پوشیدن لباس های خیلی سکسی نیستند و طول دامن بلند بوده.
در مقاله دیگه که از زنان و مردان سوال شد چیزی که بیش از همه شما رو در مورد رابطه و قرار ملاقات عصبانی میکنه چی هست و شواهدی در پشتیبانی تئوری اقتصاد جنسیت دیده شد. زن ها گفتند آزاردهنده ترین چیز قول هایی هست که قبل از سکس داده میشه و بمحض انجام سکس مرد دیگه در دسترس نبوده و رابطه رو ادامه نمیده. شکایت مردها اما متفاوت بود. اونها گفتند وقتی که با یک زن برای مدت طولانی رابطه داشتن و به او انواع هدایا رو دادن چه مالی و چه احساسی و مهربانی، رابطه هرگز به مرحله سکس نرسید.
در آزمایش دیگه ای، با علم به اینکه زن ها بطور عمومی از تبلیغات سکسی خوششون نمیاد و اونها رو نامطلوب، احمقانه و ظالمانه میدونن، تلاش کردیم با القای مفهوم انتقال منابع از مرد به زن روی نظر اونها تاثیر بزاریم.
سه عدد تبلیغ پرینت شده برای یک ساعت تهیه کردیم و به سه گروه دادیم. در یکی ساعت با پس زمینه یک کوه، در دیگری پس زمینه ای سکسی، و در آخری پس زمینه ای سکسی اما با یک روبان قرمز و این جمله که "این ساعتی است که مردان به زنان خاص زندگی خود هدیه می دهند". به این ترتیب ما نظر سه گروه شرکت کنندگان رو در مورد سه تبلیغ خواستیم. میزان علاقه زن ها به تبلیغ سکسی بمراتب کمتر از تبلیغ با پس زمینه کوه بود اما تبلیغ سکسی با روبان و نوشته به اندازه تصویر کوه مورد توجه زنان قرار گرفت.
در ازمایش مشابه، قبل از نشان دادن تبلیغات به گروه ها از اونها خواستیم متنی رو بخونن که مربوط به یک زوج جوان بود. در متن ها در یک حالت مرد و زن زندگی خوبی دارند و مرد وفادار هست. در دیگری مرد چندان وفادار نیست و در سومین نسخه اصلا این مساله وفاداری مطرح نمیشه. بهمین صورت زن ها بعد از خوندن داستان وفاداری عکس العمل مثبت تری به تبلیغ سکسی و بعد از خوندن داستان بی وفایی عکس العمل منفی تری نسبت به اون نشون دادن که نشون میدن مفهوم انتقال یا عدم انتقال منابع از مرد به زن در نگاه او چقدر موثر هست.
منبع: https://bit.ly/2VANrQI